فرشتگان معصوم میناب

12 فروردین 1405 - خواندن 7 دقیقه - 71 بازدید

یادداشتی کوتاه برای فرشتگان معصوم میناب

عرض تسلیت به خانواده های داغدار فرزندان عزیز مدرسه ی میناب در این داغ وصف ناشدنی

گزارش ها حاکی از آن است که در اوایل تجاوز نظامی دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران مدرسه ی دخترانه ای در شهرستان میناب مورد اصابت راکت جنگنده های متجاوزین قرار گرفت که طی این فاجعه 186 کودک معصوم و بی گناه جان خود را از دست دادند و البته عده ای غیر نظامیان بزرگسال که مسئولین مدرسه و اولیاء این عزیزان بودند این فاجعه بازتاب جهانی داشت و در مصاحبه های هر دو دولت متجاوز با فشار رسانه ها و سوال های متعدد خبرنگاران مکرارا وعده ی بررسی و تحقیق به آن داده شد که تا کنون هیچ خبری از آن در دست نیست وپاسخ آقای ترامپ و آقای هگست و افسران صهیون بیشتر به دفع سوال شباهت داشت تا پاسخ به آن !!! در ابتدا باید عرض نمایم در حقوق بشر دوستانه یا حقوق ناظر بر جنگ در قوانین بین الملل برای انهدام اماکن غیر نظامی هشدار تخلیه صادر می گردد که در این باره چنین نبوده ولو اینکه آن مکان یک انبار مهمات در پوشش غیر نظامی بوده باشد در مرحله ی دوم فرای قانون وجدان انسانی حکم می نمود که خلبان جنگنده با شکستن دیوار صوتی و ایجاد فرصتی چند دقیقه ای با دور شدن از محل موجب تفرق جمعیت غیر نظامی می گردید چرا که جنگنده های دشمن رادار گریز بوده و هیچ خطری در چند دقیقه طولانی تر شدن عملیات دشمن را تهدید نمی کرد در ثانی جمهوری اسلامی اظهار نموده که مکان کاملا غیر نظامی بوده و هیچگونه ادوات نظامی در آن مرکز اموزشی نگهداری نمی شده که دقیقا هم اینچنین بوده چرا که ابعاد ساختمان و مساحت آن حتی در ظاهر نیز روشنگر این مطلب است از طرف دیگر یک عملیات نظامی برای دولت های مدعی حقوق بشر می بایست سه اصل تفکیک(تمیز هدف نظامی و غیر نظامی ) تناسب(استفاده از سلاح متناسب و قدرت تخریب متناسب با هدف نظامی و کمترین آسیب به اطراف آن ) و احتیاط( دقت در آسیب نرساندن به آنچه غیر از هدف نظامی است ) را رعایت نمود؟ چیزی که دشمن مدعی رعایت آن است!!! و اصولا خود را مبدع آن می داند حال آیا در مدرسه ای که قتلگاه کودکان معصوم گردید کدامیک از این اصول رعایت شد ؟ هشدار تخلیه ؟ تفکیک ؟ تناسب؟ احتیاط؟ پس آنچه مبرهن است از منظر نظامی هیچیک از اصول مربوطه رعایت نگردیده است و طبق کنوانسیون های چهار گانه ی ژنو کشتار غیر نظامیان از مصادیق بارز جنایت جنگی می باشد .

جنایتی که قبل تر ها نیز در کارنامه ی متجاوزین ثبت شده بود آن هم با سلاح گرسنگی و در برابر کودکان غزه !!!

حال برای دادخواهی از این داغ ناموزون در عرصه ی بین الملل با چند مساله مواجه هستیم ابتدا شکایت ایران در شورای امنیت سازمان ملل و کمیسریای عالی حقوق بشر سازمان ملل جهت تحقیق و تفحص در باره ی ابعاد این جنایت و روشن شدن وضعیت این مساله آن هم تا زمانی که مدارک و شواهد تازه و آشکار هستند و مشمول مرور زمان و تخریب یا هرچیزی نشده اند فقط کافیست یک کمیسر یا بازپرس سازمان ملل از این منطقه بازرسی به عمل اورد و شواهد و قرائن را جمع آوری نماید که البته به دلیل عضویت امریکا به عنوان عضو دائم در شورای امنیت و استفاده ی قطعی این دولت از حق وتوی خود این پرونده در شورای امنیت رد می شود اما بد نیست که کمیسر سازمان ملل ادله و مدارک را خود در تحقیقات میدانی تدوین نماید و به تائید کمیسریای عالی حقوق بشر سازمان ملل برساند که ارزش و اعتبار آن مدارک جهانی شود و البته امیدواریم وجدان بشری از سیاست زدگی این تحقیقات جلوگیری نماید

اما راه حل اصلی را می توان در این سناریو بررسی نمود که :

ایران و رژیم صهیونیستی و دولت امریکا هیچکدام در عضویت دیوان کیفری بین المللی نیستند و صلاحیت دیوان کیفری بین المللی صلاحیتیست سرزمینی و صرفا به جرائم دولت های عضو خود یا بر علیه دول عضو یا تابعین آنها رسیدگی می کند حال در اینجا باید اظهار نمود ایران می تواند با یک اعلامیه اقدام به پذیرش موقت صلاحیت دیوان نماید و پرونده ی این جنایت جنگی را به دیوان واگذار نماید و پای دیوان کیفری بین المللی به این پرونده باز شود تا به این جنایت جنگی فاجعه بار رسیدگی نماید و از آنجا که صلاحیت حقوق کیفری بین المللی قائم به اشخاص حقیقی می باشد افراد خاطی را تعقیب نموده و محاکمه و به سزای اعمالشان برساند که البته با موضع دد منشانه ی آمریکا نسبت به دیوان کیفری بین المللی و قانونی که امریکا ادعا می نمود اگر دیوان یک شهروند امریکایی را دستگیر کند ما به دست به حمله ی نظامی می زنیم و در ادبیات طنز نام این قانون را حمله به لاهه گذاشته بودند بعید است که این راه نیز مثمر ثمر باشد اما انچه موجب آرامش اذهان بشریت می گردد شناسایی و بی اعتباری افرادیست که موجب این جنایت هولناک گردیده اند .

حال بر فرض محال اگر تخطی به صورت حادثه و یا خطا رخ داده باشد که با توجه با اظهارات دشمن و تفاخرش نسبت به ادوات نظامی خود بعید است که چنین باشد ؛ و بحث معاذیر دولتی درمیان باشد ایران می بایست به دیوان دادگستری بین المللی شکایت نموده و پرونده جهت رسیدگی در دیوان مطرح گردد که البته این مساله نیز نباید از بزه جنایت جنگی دشمن بکاهد و فرافکنی بر معاذیر دولتی گردد تا افراد خاطی فراموش گردند.

اما پیشنهاد بهتر و ایمن تر تشکیل دادگاهی ویژه برای این مساله هست هرچند که دادگاههای ویژه به کلیات رسیدگی می کنند و به تمام مصائب یک درگیری رسیدگی می کنند اما در این فاجعه و این رخداد غیر قابل تصور جادارد که دادگاه ویژه ای تشکیل شود و به این جنایت هولناک رسیدگی نماید و امیدواریم عاملین کشتار کودکان مظلوم میناب به سزای عمل شنیع خود برسند با احترام مهدی داودی گرمارودی