امیرالمومنان علی وصی علیه السلام؛ من هرگز از انبوه دشمن فرار نکردم
بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان مقاله: شجاعت علوی و حرمت فرار؛ نگاهی به حکمت ۲۶ نهج البلاغه درباره جهاد
خلاصه ؛
امیرالمومنان علی (ع) که الگوی تام شجاعت و بصیرت در اسلام هستند، در افتخارآمیزترین صفت رزمندگان می فرمایند:
«انی لم افر من الزحف قط و لم یبارزنی احد الا سقیت الارض من دمه» (نهج البلاغه، حکمت ۲۶).
یعنی: «من هرگز از انبوه دشمن فرار نکردم و هیچ کس در میدان جنگ با من روبرو نشد مگر اینکه زمین را از خونش سیراب کردم.»
این سیره عملی امام علی (ع) نشان می دهد که در مکتب شیعه، فرار از جهاد به عنوان یک صفت رذیله و نشانه ضعف ایمان تلقی می شود، مگر در موارد استثنایی که شرع مقدس اجازه داده است.
در این نوشته، با محوریت حکمت ۲۶ نهج البلاغه و با استفاده از آیه ۱۶ سوره انفال، بیانات رهبری شهید، تفسیر نمونه و دیگر منابع روایی، به تبیین جایگاه شجاعت، حرمت فرار و تاکتیک های جنگی
پرداخته می شود.
مقدمه
در مکتب انسان ساز شیعه، جهاد تنها یک واجب دفاعی نیست، بلکه میدانی برای تجلی ایمان، بصیرت و اطاعت از ولایت است. امام علی (ع) که تجسم کامل فضایل انسانی و شجاعت اسلامی است، در کلامی کوتاه اما پرمعنا، بخشی از سیره رزمی خود را این چنین ترسیم می فرمایند:
«انی لم افر من الزحف قط و لم یبارزنی احد الا سقیت الارض من دمه» (نهج البلاغه، حکمت ۲۶).
این گفتار گهربار که در منابع معتبر شیعی به عنوان یکی از امتیازات بی نظیر آن حضرت ثبت شده، نه تنها نشان دهنده شجاعت فردی است، بلکه بیانگر یک مکتب فکری و عملی در مواجهه با دشمنان دین است. این مقاله با تکیه بر آیه ۱۶ سوره انفال و دیگر منابع، به تحلیل این حکمت و جایگاه آن در اعتقاد شیعه می پردازد.
۱. حکمت ۲۶؛ تجسم عینی آیه «و من یولهم دبره»
قرآن کریم در آیه ۱۶ سوره انفال، فرار از میدان جهاد را جز در دو حالت تاکتیکی، گناهی بزرگ و مستوجب غضب الهی معرفی می کند:
«و من یولهم یومئذ دبره الا متحرفا لقتال او متحیزا الی فئه فقد باء بغضب من الله و ماواه جهنم و بئس المصیر».
امام علی (ع) که خود همواره مفسر قرآن ناطق بود، در عمل نشان داد که این آیه تنها یک تهدید الهی نیست، بلکه قانونی است که او در تمام عمر پربرکت خود بدان پایبند بود. تصریح حضرت به اینکه «هرگز از انبوه دشمن فرار نکردم» (لم افر من الزحف قط)، تجلی کامل مفهوم «ثبات در جهاد» و پرهیز از «تولیه دبر» است. در تفاسیر شیعه، این آیه اختصاص به جنگ بدر ندارد، بلکه قاعده ای کلی برای همه زمان هاست. علامه طباطبایی (ره) در المیزان تاکید می کند که مفهوم آیه، تهدیدی همیشگی برای هر مسلمانی است که بدون دلیل شرعی از میدان نبرد بگریزد.
۲. تفکیک «فرار مذموم» از «تاکتیک ممدوح»
نکته ظریف در حکمت ۲۶ و نیز آیه قرآن، توجه به تفاوت میان «فرار از جهاد» و «عقب نشینی تاکتیکی» است. امام علی (ع) با تاکید بر «لم افر من الزحف» (از انبوه دشمن فرار نکردم)، به صراحت می فرمایند که هیچ گاه به دلیل ترس یا سستی از میدان نبرد گریخته اند، اما این به معنای نفی مانورهای جنگی نیست. قرآن کریم در همان آیه، دو استثنا را بیان می دارد:
· متحرفا لقتال: کناره گیری برای حمله مجدد یا فریب دشمن.
· متحیزا الی فئه: پیوستن به گروه اصلی برای تجدید قوا.
مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در تبیین این مفهوم فرموده اند:
«هرگونه حرکتی - چه حرکت به جلو، چه حرکت به عقب - مثل میدان رزم نظامی، باید به دنبال رسیدن به اهداف ازپیش تعیین شده باشد. نظام اسلامی در هر مرحله ای یکی از این اهداف را دنبال می کند، برای پیشرفت، برای رسیدن به نقطه تعالی و اوج، برای ایجاد تمدن عظیم اسلامی» (بیانات در جمع مسئولان).
بنابراین، در مکتب شیعه، آنچه مذموم است، فرار از روی ترس و سستی است که موجب «وهن دین» و جسارت دشمن می شود، اما عقب نشینی حساب شده در چارچوب فرماندهی و با هدف پیروزی نهایی، نه تنها فرار نیست، بلکه عین بصیرت و مجاهدت است.
۳. فلسفه حرمت فرار از منظر امام رضا (ع)
در کتاب «عیون اخبار الرضا» آمده است که امام علی بن موسی الرضا (ع) در پاسخ به سوالی درباره فلسفه تحریم فرار از جهاد فرمودند:
«خداوند فرار از جهاد را تحریم کرده، زیرا موجب وهن و سستی در دین، تحقیر برنامه پیامبران و امامان و پیشوایان عادل می گردد و نیز سبب می شود که آنان نتوانند بر دشمنان پیروز شوند و دشمن را به خاطر مخالفت با دعوت به توحید و اجرای عدالت کیفر دهند، بعلاوه سبب می شود که دشمنان در برابر مسلمانان جسور شوند و سرانجام آئین خداوند عز و جل برچیده شود» (عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۱۱).
این کلام نورانی به روشنی نشان می دهد که مسئله فرار از جهاد، تنها یک موضوع فردی نیست، بلکه به عزت و بقای جامعه اسلامی پیوند خورده است. امام علی (ع) با سیره عملی خود (عدم فرار) و نیز با بیان این حکمت، الگویی برای همه مسلمانان ترسیم کردند که حفظ کیان اسلام بر حفظ جان فردی مقدم است.
۴. جایگاه «فئه» و «ولایت» در تاکتیک های جنگی
قرآن کریم در استثنای دوم، عقب نشینی به سوی «فئه» (گروهی از مجاهدان) را جایز شمرده است. از نظر شیعه، این «فئه» در عصر حضور، همان امام معصوم و فرماندهی اوست و در عصر غیبت، ولی فقیه جامع الشرایط که عهده دار رهبری جامعه اسلامی است. از این رو، هرگونه عقب نشینی یا پیشروی در میدان جهاد باید در چارچوب اطاعت از فرماندهی کل صورت گیرد.
امیرالمومنین علی (ع) که خود فرمانده کل قوای اسلام در دوران خلافتشان بودند، نه تنها شخصا از میدان فرار نکردند، بلکه لشکریان خود را نیز به پایداری و پرهیز از فرار فرامی خواندند. ایشان در خطبه ۲۷ نهج البلاغه (خطبه جهاد) می فرمایند:
«و قد امرنا رسول الله (ص) بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین»؛
یعنی پیامبر خدا ما را به جنگ با ناکثین (نقض کنندگان بیعت)، قاسطین (کج رفتاران) و مارقین (خارج شوندگان از دین) فرمان دادند.
این نشان می دهد که در نگاه شیعه، جهاد همواره با بصیرت و تشخیص مصداق «فئه» و «امام عادل» همراه است.
۵. پیامدهای فرار در این جهان و آن جهان
قرآن کریم در ادامه آیه ۱۶ سوره انفال می فرماید: «فقد باء بغضب من الله و ماواه جهنم و بئس المصیر». این آیه به دو پیامد بزرگ برای فرارکنندگان از جهاد اشاره دارد:
۱. در دنیا: گرفتار غضب الهی که به صورت ذلت، شکست و از دست دادن عزت ظاهر می شود.
۲. در آخرت: جایگاه جهنم که بدترین سرنوشت است.
در مقابل، کسی که مانند امیرالمومنین (ع) در میدان جهاد ثابت قدم بماند و از انبوه دشمن نگریزد، نه تنها مشمول رحمت الهی می گردد، بلکه در تاریخ ماندگار و الگوی شجاعت و ایمان می شود.
نتیجه گیری
حکمت ۲۶ نهج البلاغه، عصاره سیره رزمی امام علی (ع) و تجسم عملی آیه ۱۶ سوره انفال در مکتب شیعه است. این کلام نورانی به مسلمانان می آموزد که فرار از میدان جهاد، نه تنها یک گناه فردی، بلکه خیانتی به کیان اسلام و مایه جسارت دشمنان است. در عین حال، شیعه با تمسک به قرآن و سنت، میان «فرار مذموم» و «عقب نشینی تاکتیکی» تفاوت قائل می شود و بر ضرورت اطاعت از فرماندهی (فئه) و بصیرت در تشخیص تاکتیک های جنگی تاکید دارد.
امروز نیز امت اسلامی با الهام از این آموزه ها، در برابر هجمه های دشمنان، ایستادگی را بر فرار ترجیح می دهند و با تکیه بر ولایت فقیه و وحدت کلمه، مسیر عزت و تمدن اسلامی را ادامه می دهند.
---
منابع:
1. قرآن کریم، سوره انفال، آیات ۱۶ و ۶۵.
2. نهج البلاغه، حکمت ۲۶ و خطبه ۲۷ (تصحیح صبحی صالح).
3. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۱۱.
4. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۱۶ سوره انفال.
5. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۵۶-۱۶۰.
6. بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در جمع مسئولان نظام.