الهه نوری
3 یادداشت منتشر شدهضروریات مدیریتی در زمان جنگ
در شرایط جنگی، یکی از مهم ترین چالش های مدیریت بحران نه صرفا در میدان نبرد، بلکه در مدیریت فضای ذهنی و خبری جامعه شکل می گیرد. در مراحل ابتدایی بحران، جامعه معمولا با حساسیت بالا اخبار را دنبال می کند و سطح مشارکت و همبستگی اجتماعی افزایش می یابد. با این حال، در صورت نبود مدیریت مناسب جریان اطلاعات، به تدریج پدیده ای موسوم به «خستگی خبری اجتماعی» شکل می گیرد؛ وضعیتی که در آن حجم زیاد و پراکنده اخبار و تحلیل ها باعث فرسایش ظرفیت روانی جامعه برای پردازش اطلاعات و در نهایت کاهش اعتماد عمومی به پیام های رسمی می شود. نشانه های این وضعیت معمولا در دو شکل ظاهر می شود: بخشی از جامعه دچار پیگیری افراطی اخبار و اضطراب دائمی می شود و بخشی دیگر به تدریج نسبت به اخبار بی تفاوت شده و حتی هشدارهای واقعی را نیز جدی نمی گیرد. در هر دو حالت، کارآمدی نظام اطلاع رسانی در مدیریت بحران تضعیف شده و فاصله میان جامعه و منابع رسمی اطلاعات افزایش می یابد. نکته مهم این است که خستگی خبری غالبا ناشی از کمبود اطلاعات نیست، بلکه نتیجه بی نظمی در جریان اطلاعات است. در بسیاری از بحران ها، دستگاه های مختلف به طور جداگانه اطلاع رسانی می کنند، اخبار با بار هیجانی بالا در فاصله های زمانی کوتاه منتشر می شود و زمان بندی مشخصی برای ارائه پیام های رسمی وجود ندارد. این وضعیت باعث می شود جامعه در معرض موجی پیوسته از اضطراب خبری قرار گیرد. برای مدیریت این وضعیت، سیاست اطلاع رسانی باید از رویکرد صرفا خبری به «مدیریت جریان اطلاعات» تغییر یابد. به عبارت دیگر، علاوه بر محتوای پیام ها، نحوه زمان بندی، شدت هیجانی و ترکیب انتشار اطلاعات نیز باید مدیریت شود. در این چارچوب چند اقدام کلیدی قابل توصیه است: ایجاد سامانه پایش اضطراب اجتماعی بر اساس داده های داخلی (مانند الگوی تماس با سامانه های خدماتی و امدادی یا تغییرات در جست وجوهای کاربران)، تنظیم ریتم اطلاع رسانی رسمی به صورت منظم و قابل پیش بینی، همراه کردن هر پیام هشداردهنده با راهنمای اقدام عملی برای شهروندان و همچنین مدیریت تکثر کانال های اطلاع رسانی از طریق تعیین یک مرجع واحد برای انتشار پیام های کلیدی.(قرارگاه جهاد تبیین سپهبد پاسدار شهید محمد پاکپور)