نافرمانی مدنی بر گرفته از مقاله هنری دیوید ثورو--تحلیل تطبیقی ومقایسه نگاه ثورو با اندیشه های گاندی یا کینگ
اگر قانونی غیرعادلانه است، اطاعت از آن نیز اشتباه است. در خصوص زمینه تاریخی و ثبت نگارش این مقاله او در این مقاله را پس از تحریم پرداخت مالیات نوشت، زیرا دولت آمریکا در آن زمان: برده داری را قانون کرده بود وبا مکزیک وارد جنگ شده بود که ثورو به نشانه اعتراض مالیات و دستگیر شد وسپس به زندان انداخته شد لذا تجربه زندانش الهام بخش نگارش این اثر شد.
نکات کلیدی در این مقاله به صورت دقیق بررسی و انتخاب شد که میشه به شرح ذیل از ان یاد برد:
- دولت نباید ابزار ظلم باشد: قدرت سیاسی نباید وجدان انسان را زیر پا بگذارد.
- نافرمانی مدنی، خشونت آمیز نیست: ثورو از مقاومت مسالمت آمیز دفاع می کند، نه شورش یا تخریب.
- فردگرایی اخلاقی: هر فرد در برابر عدل و حق مسئول است، حتی اگر اکثریت جامعه بی تفاوت باشند.
- اثرگذاری جهانی: افکار ثورو بعدها الهام بخش شخصیت هایی چون ماهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ جونیور شد.
- ودر اخرنمونه نتیجه گیری اورا میتوان بدیدن صورت عنوان کرد که او باور داشت ، جامعه ای آزاد تنها زمانی ممکن است که افراد در آن حاضر باشند برای عدالت هزینه بدهند — حتی اگر به زندان بیفتند
لذا به تحلیل تطبیقی اندیشه نافرمانی مدنی هنری دیوید ثورو با دیدگاه های ماهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ جونیور از مهم ترین بررسی های فلسفه ی مقاومت مسالمت آمیز است می پردازیم زیرا این سه فیلسوف و رهبر، هرچند در دوره ها و بسترهای متفاوت زیستند، یک ریشه ی مشترک داشتند: اخلاق در برابر قانون.
ثورو (امریکا 1849) منبع فردی وخرداخلاقی را منبع مشروعیت نافرمانی می دانست (او نافرمانی را بر اساس وظیفه ی اخلاقی انسان در برابر ظلم می داند. بدون اتکا به دین، به «وجدان» انسان تکیه دارد)
گاندی (قرن 20 هند) ایمان و حقیقت (ساتیا) را منبع مشروعیت و نافرمانی می دانست (نافرمانی را از دیدگاه معنوی می بیند: انسان باید با «ساتیاگراها» یعنی پافشاری بر حقیقت، در برابر بی عدالتی مقاومت کند.)
مارتین لوتر کینگ (قرن ۲۰، آمریکا) عدالت الهی و عشق مسیحی را منبع مشروعیت و نافرمانی می دانست(نافرمانی او بر پایه ی ارزش های مسیحیت و عشق به انسان است؛ قانون ناعادلانه را «قانونی که با اراده ی خدا سازگار نیست» می نامد.)
تفاوت: ثورو نگاه فلسفی و عقلانی دارد، گاندی معنویت محور است، کینگ نگاه الهی-اجتماعی دارد.
اما هر سه باور دارند که «قانون فقط زمانی محترم است که اخلاقی باشد».
جنبه
1.نوع مقاومت"
(ثورو) انزوا و امتناع فردی (مثلا ندادن مالیات) (گاندی) کنش جمعی، تحریم، راهپیمایی آرام (کینگ) اعتراض سازمان یافته جمعی بدون خشونت
2.نگرش به خشونت"
(ثورو) به کلی رد می کند (گاندی) خشونت را نافی حقیقت می داند؛ مقاومت باید پاک و عاشقانه باشد (کینگ) خشونت را ضد هدف می داند؛ نافرمانی باید همراه با عشق باشد
3.مخاطب اصلی"
(ثورو) فرد و دولت (گاندی) ملت تحت استعمار بریتانیا (کینگ) جامعه تبعیض زده آمریکا
تفاوت کلیدی: ثورو کنش فردی و نمادین دارد، اما گاندی و کینگ مبارزه جمعی را صورت بندی کردند.
هدف نهایی:
- ثورو: بیداری وجدان فرد و اصلاح خود
- گاندی: رهایی ملت و تبدیل ستمگر از طریق عشق و حقیقت
- کینگ: تحقق عدالت نژادی و برابر سازی قانون با اخلاق
هر سه نافرمانی را نه برای تخریب نظام، بلکه برای اصلاح آن از درون می خواستند.
تاثیرپذیری تاریخی:
گاندی در زندان افریقای جنوبی آثار ثورو را مطالعه کرد و گفت که نوشته های او الهام بخش شکل گیری فلسفه «ساتیاگراها» بوده اند.
سالیان بعد، دکتر کینگ نیز آثار گاندی را خواند و گفت:"گاندی ثورو را عملی کرد"
مسیر تاثیر تاریخی:
ثورو → گاندی → کینگ
نتیجه تطبیقی:
1.ثورو بنیان نظری نافرمانی مدنی را بر وجدان فردی گذاشت.
2.گاندی آن را به ابزار آزادسازی جمعی بدل کرد.
3.کینگ آن را به نیروی اصلاح اجتماعی در دموکراسی مدرن تبدیل نمود.
در مجموع، اندیشه نافرمانی مدنی از ثورو تا کینگ، مسیری از تفکر فلسفی به عمل اجتماعی را طی کرده است؛ از اعتراض ساکت یک نفر تا جنبش های میلیونی علیه تبعیض