وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا

13 بهمن 1404 - خواندن 2 دقیقه - 46 بازدید

این روزها وقتی از «میز مذاکره» حرف زده می شود، ذهن بسیاری از مردم نه به بندهای توافق و بیانیه ها، بلکه به زندگی روزمره شان گره می خورد. سوال اصلی دیگر این نیست که چه کسی برنده یا بازنده ی مذاکره است؛ بلکه این است که نتیجه ی این مسیر، چه تغییری در حال و هوای جامعه ایجاد کرده است؟
برای بخش بزرگی از مردم، مذاکره بیش از آنکه یک مفهوم سیاسی باشد، نمادی از امید محتاطانه است؛ امیدی شکننده که می خواهد از دل فشارها، روزنه ای برای نفس کشیدن پیدا کند. وقتی خبر مذاکره می آید، بازارها مکث می کنند، خانواده ها کمی آرام تر حساب وکتاب می کنند و گفت وگوها از ترس فردا به انتظار فردا تغییر لحن می دهد.
اما این مسیر همیشه مستقیم و شفاف نیست. گاهی مذاکره، به جای آرامش، تعلیق می آورد؛ حالتی بین «شدن» و «نشدن». همین بلاتکلیفی است که ذهن جامعه را خسته می کند. مردم یاد گرفته اند خبرها را با فاصله دنبال کنند، نه از بی تفاوتی، بلکه از تجربه. تجربه ی امیدهایی که زود شکل گرفتند و زود هم رنگ باختند.
با این حال، نفس گفت وگو هنوز برای جامعه معنا دارد. گفت وگو یعنی هنوز راهی غیر از تقابل وجود دارد. یعنی هنوز می شود به آینده فکر کرد، حتی اگر با احتیاط. میز مذاکره، در نگاه اجتماعی، یک صندلی خالی برای زندگی بهتر است؛ صندلی ای که همه منتظرند ببینند واقعا کسی روی آن می نشیند یا نه.
در نهایت، آنچه امروز ترند شده، نه خود توافق است و نه شکست آن؛ بلکه انتظار جمعی مردمی است که می خواهند زندگی شان از حالت تعلیق خارج شود. مردمی که بیش از هر چیز، ثبات، آرامش و قابل پیش بینی بودن فردا را می خواهند؛ خواسته ای ساده، اما عمیق و انسانی.

علی نجفی ، چناران خراسان رضوی