احساس تنهایی

[محی الدین ابن عربی]
در آن هنگام [سالک] می فهمد که ظاهری هست و باطنی، و غیبی و شهادتی، و در نفس خویش می نگرد و آن را مرکب از غیب و شهادت می یابد، و اینکه خواننده ی آنها به نیاز (به اسباب) از آنها پنهان است، و اگر مناسبت غیب بر شهادت نیرو بخشد، سرزمین پاک است که گیاهش به فرمان پروردگارش بیرون می آید، پس به اجابت خواننده شتاب می ورزد، در این صورت او از نفوسی است که: « یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون – مومنون/61» زیرا می بینند اسباب مختلف اند و هر سببی از آن ها که آید، از سبب دیگر بی نیازش می کند، لذا می داند که وی ذاتا نیازمند به امری غیر معین است، پس بر آن تکیه می کند.(1)
***
[یزدانپناه عسکری]
هنگامی که انسان نیاز ذاتی خود را به امر غیر معین دریابد، احساس تنهایی نمی کند.
____________
1 - فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383، جلد چهاردهم، صفحه 359
- [فتعلم ان ثم ظاهرا و باطنا و غیبا و شهاده و تنظر فی نفسها فتجدها مرکبه من غیب و شهاده و ان الداعی منها الی الحاجه غیب منها فان تقوت علیها مناسبه الغیب علی الشهاده کانت البلد الطیب الذی یخرج نباته باذن ربه فسارعت الی اجابه الداعی و هی من النفوس الذین یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون لانها رات الاسباب مختلفه و ای سبب حضر منها اغناها عن سبب آخر فعلمت انها مفتقره بالذات الی امر ما غیر معین فتعتمد علیه. (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه ، اربع مجلدات، 4جلد، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، ج4 ؛ صفحه 172)]
