مصطفی لطفی
256 یادداشت منتشر شدهعدالت ۵۷۲۶ دلاری: پیروزی یک باشگاه گمنام در دادگاه فیفا

به نام او...
قصه ۵۷۲۶ دلار: روایتی از یک بدهی فراموش شده در قلب فوتبال آمریکای جنوبی
در دنیای پر زرق و برق فوتبال مدرن، جایی که قراردادهای میلیون دلاری و انتقال های نجومی تیتر اخبار را می سازند، گاهی داستان های کوچکی رخ می دهند که اهمیتشان بسیار فراتر از ارزش مادی آنهاست. این داستان ها، روح فوتبال را زنده نگه می دارند. پرونده شماره TMS 14596 در اتاق حل اختلاف فیفا، یکی از همین قصه هاست؛ قصه ای درباره یک بازیکن جوان، یک باشگاه کوچک کلمبیایی و یک بدهی فراموش شده به مبلغ دقیقا ۵,۷۲۶ دلار.
پرده اول: رویای یک پسر جوان
قهرمان داستان ما، خوزه مائوریسیو دلگادو اولیوروس، متولد ۲۰۰۱ در کلمبیاست. مانند هزاران کودک دیگر در آمریکای جنوبی، زندگی او با توپ فوتبال گره خورده بود. کارنامه ورزشی او که در اسناد فیفا ثبت شده، مانند یک نقشه راه از رویاهای اوست: از ۱۲ سالگی در باشگاه های آماتور و گمنامی چون "پدرو سه لارس"، "سوپرکالر" و "تورو روخو" توپ زده است.
در میان این نام ها، یک توقف کوتاه اما مهم وجود دارد: باشگاه فوتبال یومبو (CD Yumbo FC). خوزه به مدت ۲۰۹ روز (از ۴ اکتبر ۲۰۲۱ تا ۳۰ آوریل ۲۰۲۲) پیراهن این باشگاه کوچک کلمبیایی را بر تن کرد. ۲۰۹ روز تمرین، تلاش و امید. برای باشگاه یومبو، خوزه یکی از استعدادهایی بود که با منابع محدود خود، به پرورش او کمک کردند.
پرده دوم: اولین قرارداد حرفه ای و یک بدهی فراموش شده
در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۳، رویای خوزه به حقیقت پیوست. او مرزها را پشت سر گذاشت و اولین قرارداد حرفه ای خود را با باشگاه "دپورتس ایگیگه" (Deportes Iquique) در شیلی امضا کرد. این لحظه، اوج موفقیت برای یک بازیکن جوان است. اما طبق قوانین فیفا، این لحظه، سرآغاز یک تعهد برای باشگاه جدید نیز هست.
فلسفه "حق آموزش" (Training Compensation) در فوتبال ساده و انسانی است: زمانی که یک باشگاه حرفه ای، محصول نهایی یک استعداد را به خدمت می گیرد، باید به تمام باشگاه های کوچکی که از ۱۲ تا ۲۱ سالگی در پرورش آن بازیکن نقش داشته اند، سهمی بپردازد. این قانون، یک مکانیزم حیاتی برای بقای فوتبال پایه و پاداشی برای باشگاه های سازنده است.
باشگاه یومبو، با اطلاع از این قانون، منتظر سهم خود بود؛ سهمی که بر اساس محاسبات فیفا، دقیقا ۵,۷۲۶.۰۳ دلار می شد. اما از سوی باشگاه شیلیایی، تنها سکوت حاکم بود. روزها به هفته ها و هفته ها به ماه ها تبدیل شد و هیچ پولی پرداخت نشد. گویی آن ۲۰۹ روز سرمایه گذاری روی خوزه، کاملا فراموش شده بود.
پرده سوم: نبرد داوود و جالوت در دادگاه فیفا
باشگاه یومبو تسلیم نشد. آن ها تصمیم گرفتند برای حق خود بجنگند. این یک نبرد کلاسیک داوود و جالوت بود: یک باشگاه کوچک کلمبیایی در برابر یک باشگاه حرفه ای شیلیایی، بر سر مبلغی که شاید برای باشگاه بزرگتر، ناچیز به نظر می رسید. اما برای یومبو، این مبلغ می توانست هزینه خرید توپ های جدید، پرداخت دستمزد یک مربی تیم پایه یا حتی تامین هزینه سفر تیم نونهالان باشد.
آن ها شکایت خود را به اتاق حل اختلاف فیفا بردند. جالب آنکه باشگاه "دپورتس ایگیگه" حتی به خود زحمت پاسخگویی به این شکایت را هم نداد. شاید تصور می کردند که یک باشگاه کوچک، توان پیگیری این مسیر پیچیده و پرهزینه را نخواهد داشت.
اما آن ها در اشتباه بودند.
پرده چهارم: عدالت در زوریخ
اتاق حل اختلاف فیفا، با دقت و وسواس یک حسابدار دقیق، پرونده را بررسی کرد. پاسپورت ورزشی خوزه، تاریخ های ثبت، و قوانین حق آموزش، همگی زیر ذره بین قرار گرفتند. محاسبات دقیق بود: ۲۰۹ روز حضور در یومبو، در رده سنی ۲۰ و ۲۱ سالگی، با توجه به دسته بندی باشگاه شیلیایی (دسته سوم کونکاکاف با هزینه ۱۰,۰۰۰ دلار در سال)، مبلغ ۵,۷۲۶.۰۳ دلار را نتیجه می داد.
در اینجا یک نکته حقوقی زیبا رخ می دهد. باشگاه یومبو در شکایت خود مبلغ ۵,۷۲۶.۰۰ دلار را مطالبه کرده بود. بر اساس اصل حقوقی non-ultra petita (حکم نباید فراتر از خواسته باشد)، فیفا دقیقا همان مبلغی را که خواسته شده بود، به نفع یومبو تایید کرد، نه حتی ۳ سنت بیشتر!
رای نهایی صادر شد:
- باشگاه "دپورتس ایگیگه" محکوم به پرداخت ۵,۷۲۶ دلار به علاوه ۵٪ سود سالانه شد.
- آنها موظف به پرداخت ۱,۵۰۰ دلار هزینه دادرسی به فیفا شدند.
- و مهم تر از همه، یک ضمانت اجرای سنگین: در صورت عدم پرداخت بدهی ظرف ۴۵ روز، باشگاه از ثبت هرگونه بازیکن جدید محروم خواهد شد.
کلام آخر: روح فوتبال در یک رای
این رای، پیروزی برای باشگاه یومبو است. اما در مقیاسی بزرگتر، این پیروزی برای روح فوتبال است. این سند به ظاهر خشک حقوقی، یک پیام قدرتمند دارد: در اکوسیستم فوتبال، هیچ کس فراموش نمی شود. از باشگاه های بزرگ در پایتخت های اروپایی گرفته تا کوچکترین باشگاه ها در دورافتاده ترین شهرهای آمریکای جنوبی، همه بخشی از یک زنجیره هستند.
قانون حق آموزش، شریان حیاتی است که تضمین می کند خون در رگ های فوتبال پایه جریان داشته باشد. این رای، یادآوری می کند که عدالت فیفا، فارغ از اندازه و قدرت باشگاه ها، برای همه یکسان است. این قصه ۵۷۲۶ دلاری، در واقع، قصه احترام، قدردانی و بقای فوتبال در خالص ترین شکل آن است.
مصطفی لطفی . وکیل ورزشی . پژوهشگر حقوق فوتبال