گذار از بحران اقتصادی ایران از طریق حل و فصل مسالمت آمیز منازعات ایران با اسراییل
چکیده
بحران اقتصادی کنونی ایران که با تورم افسارگسیخته،کاهش شدید ارزش ریال و پول ملی و افزایش بسیار شدید نرخ ارز و طلا و خودرو، رکود و بیکاری بالا و کاهش قدرت خرید شهروندان مشخص می شود، ریشه در عوامل ساختاری داخلی و تحریم های فراگیر بین المللی دارد. این تحلیل استدلال می کند که تداوم تنش های ژئوپلیتیک، به ویژه تقابل ایران با اسراییل، به عنوان یک «تقویت کننده» قدرتمند، اثرات تحریم ها و فشدرها را تشدید کرده و عملا راه حلهای داخلی برای بحران اقتصادی را مسدود ساخته است. بنابراین، یک رویکرد مبتنی بر حل و فصل مسالمت آمیز منازعات، نه یک انتخاب سیاسی صرف، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای ایجاد فضای تنفسی و امکان اجرای اصلاحات داخلی است.
۱. ارتباط تنش خارجی و بحران داخلی: یک چرخه معیوب
· تحریمها به عنوان محرک اصلی: تحریم های بین المللی، به ویژه در بخش های انرژی و مالی، دسترسی ایران به درآمدهای ارزی، فناوری و بازارهای جهانی را به شدت محدود کرده است. این امر مستقیما به کاهش تولید، کمبود کالا و افزایش قیمت ها منجر شده است.
· هزینه های امنیتی-نظامی: تداوم وضعیت تقابل منطقه ای، تخصیص منابع مالی و انسانی گسترده به حوزه های امنیتی و دفاعی را جهت تقابل با اسراییل را از دید ایران، ناگزیر میسازد. این موضوع، منابعی را که میتوانست صرف سرمایه گذاری مولد، بهبود زیرساختها یا حمایت اجتماعی و اقتصادی شود، به سمت دیگری منحرف میکند (اثر جابجایی).
· بی ثباتی و فرار سرمایه: فضای پرتنش و پیش بینی ناپذیر، سرمایه گذاری خارجی را دلسرد کرده و سبب فرار سرمایه و مغزها به خارج میشود. برای اقتصاد داخلی، این به معنای از دست دادن سرمایه مادی و انسانی مورد نیاز برای خروج از رکود است.
۲. دستاوردهای اقتصادی کاهش تنش (سود صلح)
اتخاذ یک راهبرد فعال برای کاهش تنش و حل و فصل منازعات با اسراییل از طریق کانالهای دیپلماتیک مستقیم یا غیرمستقیم، میتواند چرخه معیوب فوق را معکوس کند و «سود صلح» قابل توجهی ایجاد نماید:
· کاهش فشار تحریم ها: کاهش محسوس سطح تقابل، مشروعیت و شدت تحریم ها را زیر سوال برده و فضا را برای مذاکره و تعدیل و توافق دو طرف باز میکند. حتی یک توافق محدود میتواند به رفع برخی تحریمهای فلج کننده (مانند تحریم نفت یا بانک مرکزی) بینجامد و تزریق درآمد ارزی را ممکن سازد.
· تخصیص مجدد منابع: با کاهش احساس تهدید خارجی، امکان بازتوزیع بودجه گسترده از بخش های امنیتی-نظامی به بخشهای مولد اقتصادی مانند بهداشت، آموزش، فناوری و توسعه منطقه ای فراهم میشود تا در حد ضرورت و منطقی به بخش های نظامی بودجه مورد نظر اختصاص یابد.
· جذب سرمایه و فناوری: بهبود فضای ادراکی از ایران، ریسک سرمایه گذاری خارجی را کاهش داده و ممکن است بازگشت سرمایه و دانش فنی به کشور را تسهیل کند. این امر برای نوسازی صنایع و ایجاد اشتغال ضروری است.
· همکاریهای اقتصادی منطقه ای: کاهش تنش ها، درب های همکاری اقتصادی با کشورهای همسایه دور و نزدیک، از جمله برخی از بازیگران عربی حاشیه خلیج فارس که روابط نزدیکی با غرب دارند، را میگشاید. این همکاری ها می تواند در حوزه های انرژی، ترانزیت و حمل و نقل و گردشگری توسعه یابد.
۳. چارچوب تحلیلی: نظریه بازی ها و اقتصاد سیاسی
این مسئاه را میتوان در چارچوب نظریه بازی ها تحلیل کرد. در حال حاضر، حاصل بازی تقابل (Confrontation) برای ایران، یک وضعیت «باخت-باخت» اقتصادی است. حرکت به سمت یک بازی مبتنی بر همکاری (Cooperation) یا حداقل عدم تقابل، حتی اگر تدریجی و مرحله ای باشد، می تواند حاصلی با مجموع مثبت ایجاد کند که به بهبود وضعیت اقتصادی ایران و عبور از بحران شدید اقتصادی منجر میشود.
از منظراقتصاد سیاسی داخلی، موفقیت این گذار نیازمند ایجاد یک اجماع نخبگانی حول محور «اولویت اقتصاد بر ژئوپلیتیک» است. باید یک روایت قانع کننده مبتنی بر منافع ملی مطرح شود که نشان دهد ثبات اقتصادی پیش نیاز حفظ قدرت و نفوذ در بلندمدت است.
۴. جمع بندی و توصیه های سیاستی
مسیر حل بحران اقتصادی از طریق کاهش تنش با اسراییل، هرچند شاید چالش برانگیز، اما از نظر اقتصادی معقول و عملی است. این مسیر نیازمند:
1. طرح ابتکار عمل دیپلماتیک: استفاده از میانجیگران مورد اعتماد (مانند عمان، عراق یا قطر یا اروپا و سازمان ملل و امریکا) برای ایجاد کانالهای ارتباطی غیرمستقیم و پایدار.
2. اجرای گامهای اعتمادساز: انجام اقدامات دوجانبه و قابل راستی آزمایی در حوزه های غیرحساس (مانند موضوعات زیست محیطی یا ناوبری) برای ایجاد فضای اعتماد.
3. طراحی یک نقشه راه اقتصادی-امنیتی: ارایه طرحی روشن که مزایای اقتصادی هر گام از کاهش تنش را به وضوح برای بازیگران داخلی و بین المللی ترسیم کند.
4. شفاف سازی و مدیریت انتظارات داخلی: توضیح منطق اقتصادی این تغییر راهبرد به جامعه و نخبگان، به گونه ای که نه به عنوان یک عقب نشینی، بلکه به عنوان یک تغییر تاکتیکی هوشمندانه برای نجات اقتصاد ملی فهمیده شود.
نتیجه نهایی: اقتصاد ایران در بن بست تحریم ها و سیاست های ناکارآمد داخلی و خارجی گرفتار آمده است. ادامه راهبرد تقابل خارجی، این بن بست را عمیق تر می کند. در مقابل، یک راهبرد فعال و هوشمند برای کاهش تنش، اگرچه در دسترس فوری نیست، اما یکی از بهترین راه های ممکن برای باز کردن یک شکاف در حلقه محاصره اقتصادی و ایجاد فرصت برای اصلاحات بنیادین و فراگیر داخلی و خارجی است. این انتخاب، در نهایت یک انتخاب بین تداوم رکود در پرتو تقابل، یا فرصت بهبود در سایه تنش زدایی و توافق فراگیر است.
نگارش و تنظیم: بنیامین صادقی(پژوهشگر صلح و حل و فصل منازعات و میانجی گری بین المللی)
27 دسامبر 2025 (6 دی ماه 1404)
Benjamin.sadeqi.ac@gmail.com