مرزها

3 آذر 1404 - خواندن 3 دقیقه - 103 بازدید

مرزها در کار ما معانی مختلفی دارند. روی نقشه ها، یک مرز در ابتدا تنها یک خط است که از نقطه ای به نقطه ای دیگر کشیده می شود. احتمالا این مفهوم از زمان اهلی سازی به وجود آمده است، زمانی که جداسازی قلمروها اهمیت پیدا کرد تا همه بدانند مسئول چه گیاهان و حیواناتی هستند. مرز یک مفهوم انتزاعی است، اما تاثیرات ملموسی دارد که زندگی ما را شکل می دهند. وقتی طراحی می کنیم، همواره با این ایده مرزها درگیر هستیم.برخلاف خطی روی کاغذ، مرز در ذهن ما صرفا یک تقسیم بندی خیالی است. این مرز هنر را از کیچ1، درست را از نادرست جدا می کند و شکل دهنده نحوه تفکر ما درباره جهان بینی ها و نظام های اقتصادی است. وقتی به معماری نگاه می کنیم، اغلب از خود می پرسیم: مرزهای خود را کجا ترسیم کنیم؟ ایا هنر و کیچ به یک اندازه در کار ما تاثیر دارند؟ این مرزها کمتر بر اساس تفاوت های واقعی بنا شده اند و بیش تر محصول توافق جمعی اند و بنابراین انعطاف پذیر و قابل مذاکره اند.

من چیزها را محو می کنم تا همه چیز برابر باشد، هم به یک اندازه مهم و هم به یک اندازه کم اهمیت.

من چیزها را محو می کنم تا دیگر هنری یا دست ساز به نظر نرسند، بلکه فنی، صاف و کامل باشند.

من چیزها را محو می کنم تا همه بخش ها به یکدیگر نزدیک تر شوند.

ممکن است در این فرآیند، اضافه اطلاعات کم اهمیت را نیز محو کنم.(1)

زیباترین لحظات زمانی رخ می دهند که مرزها شروع به محو شدن می کنند.این اتفاق در فرآیند طراحی تصاویر رخ می دهد. تصاویر همیشه از یک الگوی اصلی و ملموس آغاز می شوند، اما از ارائه بیانیه ای دقیق درباره واقعیت اجتناب می کنند.به عنوان تصویر، آن ها واقعیت خاص خود را شکل می دهند و فضایی برای تفسیر فردی هر بیننده باقی می گذارند. تصاویر برای تفسیر باز هستند و همین باعث می شود بی مرز باشند.از طریق طراحی، واقعیت انتزاعی می شود و با لایه ها و روایت های جدید گسترش می یابد. خط واضح چیزی است که بیشتر آن ها از آن پیروی نمی کنند.





بنابراین مرز میان واقعیت و خیال محو می شود و فضایی ایجاد می کند که در آن معانی می توانند جابه جا شوند، شکل تازه ای بگیرند یا ناپدید شوند.تصاویر اجازه می دهند خاطرات، احساسات و ایده های مختلف با یکدیگر درآمیزند.این تجربه برای ما شادی بزرگی به ارمغان می آورد.


Gerhard Richter, ‘Notizen 1964–65,’ in Gerhard Richter: Text 1961 bis 2007. Schriften, Interviews, Briefe, ed. by Dietmar Elger and Hans Ulrich Obrist (Köln: Walther König, 2008), 33.