استعمارگران و اختلاف افگنی زبانی (آیا فارسی و دری، دو زبان اند یا یک زبان؟)

25 آبان 1404 - خواندن 11 دقیقه - 239 بازدید


نوشته: د. فضل الرحمن فقیهی هروی

1. مقدمه

استعمارگران در طول تاریخ، برای تفرقه افگنی میان مردم سرزمین های تحت استعمار خود از هر وسیله و حربه یی استفاده بردند. اختلافات نژادی، منطقوی، زبانی و گروهی در میان جوامع اسلامی از برنامه های استعمار است که در میان مسلمانان جهان دامن زده می شود. زبان فارسی دری و سرزمین های رواج آن نیز گاهی طعمه اهداف شوم استعمار شده و خطوط جغرافیای سیاسی موجود، که قلم رو این زبان را چند بخش ساخته، زمینه را برای چنین اهداف استعماری فراهم ساخته است.

به سلسله اختلاف افگنی های زبانی در کشور ما، خبرگزاری بی بی سی، دو صفحه فارسی و دری را برای خود، جداگانه ساخته است؛ در حالی که مطالب هردو صفحه به یک زبان نوشته است. در کشور ما نیز کسانی هستند که آگاهانه و یا ناآگاهانه، فارسی و دری را دو زبان جداگانه می پندارند. پندار دوگانگی میان فارسی و دری، از ریشه و بنیاد غلط است و هیچ اساس علمی و تاریخی ندارد. نوشته حاضر به گونه کوتاه، این موضوع را تبیین کرده است. البته تفصیل مطلب، نیازمند بحثی دراز است که در وقت مناسب، ارائه خواهد شد.

2. فارسی دری، صفت و موصوف

نام زبان مردم سرزمین ما که تاریخ طولانی دارد، «فارسی» است و کلمه «دری» صفت آن است. زبان فارسی به دلیل رسمیت طولانی خود در دربارهای شاهان «خراسان اسلامی» یا شرق «ایران قدیم»، که سرزمین های افغانستان امروز (خراسان قدیم به معنای عام»، تاجیکستان امروز (ماوراء النهر) و ایران امروز (فارس قدیم) را شامل بوده، به همین نام «فارسی دری» یاد می شده است.

کسانی که «فارسی» را یک زبان و «دری» را زبانی دیگر می پندارند، سخت اشتباه می کنند. عبارت «فارسی دری» مثل عباراتی چون: «چوکی چوبی»، «میز فلزی»، «دوای هندی»، «پارچه پاکستانی» و «نفت ایرانی» است که هرگز نمی شود مدلول هریک از این عبارات، دو چیز جداگانه باشد. یعنی نمی توان «چوکی» را چیزی و «چوبی» را چیز دیگر دانست.

بنابراین نام زبان ما «فارسی» است و کلمه «دری» صفت آن است. لذا عبارت «فارسی دری» نام یک زبانی است که هم اکنون در حوزه جغرافیای سه کشور تاجیکستان، افغانستان و ایران کنونی، رواج دارد.

3. وجه تسمیه این زبان به فارسی

شماری می پندارند که زبان فارسی، منسوب به «فارس» است و گویا از آنجا به سرزمین های دیگر رفته است. این پندارشان از ریشه و بنیاد، نادرست است. زبان «فارسی» یا «پارسی» که «دری» صفت آن است، هرگز منسوب به سرزمین «فارس» یا «پارس» نیست. بلکه زبان «فارسی» در اصل نام آن «پارتی» بوده که منسوب به قوم «پارت» است. این قوم، نخست در جنوب دریاچه خزر زندگی داشتند و سپس به مناطق ایران شرقی، یعنی ماوراء النهر، خراسان اسلامی (افغانستان امروز) و سیستان (فراه، نیمروز و هلمند و اطراف این مناطق) فرود آمدند و زیست داشتند. زبان این قوم در چند قرن پیش از اسلام، همان زبان «پارتی» یا «پهلوی اشکانی» بود که بعد از تحول، با اثرپذیری از زبان های سغدی و تخاری و خوارزمی، زبان «فارسی دری» را شکل داد.

بنابر آنچه گفته آمد و بر اساس تحقیق زبان شناسان، زبان «پارتی/Parti» که زبان همان قوم پارت ها(پهلویان اشکانی) بود، بعد از قرن ها در بستر زمان، به اساس ویژگی ذاتی تحول پذیری زبان، با تحول «ت» به «ث» از نام «پارتی/Parti» به گونه «پارثی/ Parthi» در آمد. سپس با تحول حرف «ث» به «س» به گونه «پارسی/ Parsi» تحول پذیرفت و سرانجام با تحول «پ» به «ف» به گونه «فارسی/ Farsi» عرض اندام نمود.

4. ناپیوندی زبان فارسی به فارس (ایران امروز)

طوری که گفته شد، زبان فارسی در سرزمین ایران شرقی، ماوراء النهر و خراسان اسلامی و از زبان «پارتی» یا «پهلوی اشکانی» به وجود آمد. لذا هرگز جایگاه پیدایش این زبان، فارس نیست و ریشه آن به آنجا پیوندی ندارد؛ تا زبان «فارسی» مربوط ایران امروز و زبان «دری» مربوط «افغانستان» دانسته شود.

زبان مردم «پارس» یا «فارس» که نام قدیم ایران کنونی است، در دوره ظهور اسلام تا قرن پنجم و ششم هجری، زبان «پهلوی ساسانی» بود و تا این زمان، زبان «فارسی دری» در آنجا رواج نداشت. از همین روی، نخستین شاعران زبان فارسی، یعنی حنظله بادغیسی، محمود وراق هروی، محمد بن وصیف سجزی، دقیقی بلخی، رودکی سمرقندی، از سرزمین های ایران شرقی (خراسان اسلامی، سیستان و ماوراء النهر) بودند. هم زمان با شعر این شاعران، یک غزل، یک قصیده، یک قطعه در سرزمین فارس(ایران کنونی) به زبان فارسی، سراغ نداریم.

به همین گونه نخستین آثار منثور زبان فارسی مثل «مقدمه شهنامه ابومنصوری»، «تاریخ طبری» و «تفسیر طبری» و نویسندگان آن ها، مربوط حوزه خراسان یا افغانستان امروز بوده است. هم زمان با این نویسندگان و این آثار، یک صفحه از نثر زبان فارسی، نداریم و موجود نیست که در سرزمین فارس (ایران امروز) پدید آمده باشد.

با ظهور دین مقدس اسلام، زبان «پهلوی ساسانی» در فارس، رواج داشت که با آمدن اسلام، در قرون نخستین و در مناطق غربی ایران کنونی و عراق عجم، جای خود را به زبان عربی خالی کرد. اما در سرزمین هایی مثل: ری، اصفهان، همدان، شیراز، تبریز و غیره، با گسترش نفوذ سیاسی غزنویان و سلجوقیان، جای خود را به زبان فارسی دری داد که به حیث زبان رسمی و زبان دربار، شناخته می شد. زبان پهلوی ساسانی، راه فنا را پیمود و نابودی شد. رگه هایی از آن را در سخنان فایز دشتستانی، ابیات محلی (نه غیر رسمی) سعدی شیرازی و دیگر شاعران آن سامان، می توان یافت و قابل مطالعه و مشاهده است.

5. چرایی صفت «دری» برای زبان فارسی

پیدایش صفت «دری» برای زبان فارسی، به سبب رسمیت این زبان در دربارهای قبل و بعد از اسلام دانسته شده است. زبان فارسی دری در طول قرن ها به حیث زبان رسمی و زبان دربار خراسان اسلامی و دیگر قلم رو شاهان این حوزه جغرافیایی و اطراف آن رسمیت یافته بود. لذا واژه «دری» به حیث صفت برای «فارسی» مطرح شد و سپس به نام «فارسی دری» معروف گردید. لذا «فارسی دری» یعنی زبان فارسیی که در دربارها به حیث یگانه زبان رسمی و درباری مطرح بوده و شاهان و سیاست مداران، بدان صحبت می نمودند و منشورها و فرمان های خود را به همین زبان می نگاشتند.

زبان فارسی، همیشه زبان دربار بوده و شاهان این حوزه جغرافیایی از هر قوم و نژادی که بودند، زبان رسمی و زبان دربار شان، فقط «زبان فارسی» دانسته می شد؛ لذا این زبان، «فارسی دری» گفته شد. در طول تاریخ، این خانواده ها در سرزمین ما حکومت راندند:

صفاریان فارسی زبان و آریایی نژاد؛

سامانیان فارسی زبان و آریایی نژاد؛

غزنویان ترک تبار با زبان مادری ترکی؛

غوری های فارسی زبان و آریایی نژاد؛

سلجوقیان ترک تبار با زبان مادری ترکی؛

تیموریان ترک تبار با زبان مادری ترکی؛

ابدالیان درانی پشتون تبار با زبان مادری پشتو؛

بارکزائیان پشتون تبار با زبان مادری پشتو.

ملاحظه می شود که همه این شاهان، در طول حاکمیت شان، زبان فارسی را به حیث زبان دربار و زبان رسمی حکومت شان می دانستند. چنانچه بیشتر شان برای این زبان، خدمات ارزنده یی را انجام دادند و از این زبان در شهرت و آوازه خود استفاده ها بردند.

6. تفاوت میان «فارسی» و«فارسی دری»

شاید گفته شود که «فارسی» و «فارسی دری» چه تفاوتی دارند. پاسخ این است که از نگاه علمی و زبان شناسی، «فارسی دری» برای آن لهجه فارسی گفته می شود که «سره، برتر، سوچه» و متعالی تر باشد و جایگاه خالص تری را از آن خود کرده باشد؛ طوری که اصالت خود را حفظ کرده و در آن خلل راه نیافته باشد.

بر این اساس، شماری از شاعران زبان فارسی، همراه با افتخار، زبان شعر خود را که فارسی بوده، «دری» گفتند. مقصود شان این بوده که شعر شان، با لهجه رسمی، برتر، سوچه تر، خالص تر سروده شده است؛ به همان لهجه یی که اعتبار بیشتری دارد و در دربارها می تواند مطرح شود.

بنابراین، آن لهجه های فارسی که اصالت خود را حفظ نکرده باشند، «فارسی دری» نیستند؛ بلکه تنها «فارسی» هستند. اما آن شعر و کلامی که اصالت خود را حفظ کرده باشد و از درجه بالایی برخوردار باشد، «فارسی دری» گفته می شده است.

با چنین تصویری، باز هم این ثابت است، که نام زبان، «فارسی» است و «دری» صفتی است که برای لهجه های رسمی، درباری، سوچه و خالص آن اطلاق می شده است.

7. «فارسی» نام علمی زبان ما، نه «دری»

با یک دیدگاه علمی، به یقین می توان ادعا کرد که زبانی به نام «دری» در هیچ جایی از دنیا، وجود ندارد. بلکه زبان «فارسی» است که در همه جا وجود دارد و رسمیت یافته است. این دلیل بارزی است که نام زبان ما، «فارسی» است؛ نه «دری». به گونه مثال، اگر کسی به کتابخانه های دانشگاه های جهان و سایر مراکز علمی برود و بگوید که «کتاب دری» به کار دارم، همه صاحبان آن کتابخانه ها معذرت می خواهند و کتابی به زبان دری را نمی توان دریافت کرد. اما از هریک از آن کتابخانه ها، چون «کتاب فارسی» سراغ کنیم، مجموعه یی از کتاب ها را برای ما نشان می دهند و تقدیم می دارند.

در بسا کتابخانه های مشهور کشورهایی مثل هند، پاکستان، عربستان سعودی (کتابخانه مسجد النبی صلی الله علیه وسلم در مدینه منوره) جایگاهی به کتاب های «فارسی» اختصاص داده شده است. اما هرگز و هرگز، بخشی به کتاب های «دری» اختصاص نیافته است. این بدان معناست، که نام علمی و جهانی زبانی که بدان سخن می زنیم، «فارسی» است و زبانی به نام «دری» وجود ندارد.

8. نتیجه سخن

از آنچه گفته آمد، نتیجه به دست می آید که نام زبان مروج در سرزمین های افغانستان، تاجیکستان و ایران امروز، «فارسی دری» است؛ طوری که نامش «فارسی» است و «دری» صفت آن است. این زبان در هر سه کشور مذکور، یک زبان است و مردمی که در این حوزه جغرافیایی زندگی می کنند، همه به یک زبان، تکلم می کنند. تفاوتی که در میان سخن مردم افغانستان با سخن مردم تاجیکستان و ایران، وجود دارد، تفاوت لهجه یی است و هیچ گاه نمی تواند ثابت کند که مردم این سرزمین ها، زبان های جداگانه یی دارند. پس زبان «فارسی» یا «فارسی دری» زبانی است که امروزه در سه حوزه جغرافیایی افغانستان، تاجیکستان، ایران و سایر مناطق جهان، بدان تکلم می شود.