غلام شبیر نعیم
11 یادداشت منتشر شدهطالبان از قھرمان به صفر و از صفر به قهرمان
این ماجرا مربوط به روزهایی است که پس از خروج اتحاد جماهیر شوروی، گروه های مختلف برای در دست گرفتن قدرت در افغانستان یکدیگر را به گلوله ویران می کردند. پس پاکستان تصمیم گرفت دست مهربانی بر سر کودکانی پشتون افغان که از گرسنگی و فقر رنج می بردند بگذارد. کشور برادر اسلامی که خواهان رهبری جهان اسلام بود — عربستان سعودی — چگونه می توانست نسبت به این کار خیر بی تفاوت بماند؟ با ثروت سعودی، شبکه ای از مدارس دینی در کشور ما گسترش یافت. در شرایط جنگ داخلی، این مدارس برای کودکانی و نوجوانانی از افغانستان که چشم انتظار نان دو وعده بودند نعمتی غیرمنتظره محسوب می شدند. نه تنها مایحتاج اولیه فراهم می شد، بلکه حقوق ماهیانه هم پرداخت می گردید — چنین آسایشی در افغانستان جنگ زده قابل تصور نبود.
در مدارس دینی، همراه با درس هایی که عشق به جهاد را می آموختند، آموزش های عملی برای تبدیل شدن به مجاهد نیز داده می شد تا جوانان بتوانند به «لشکر اسلام!» بپیوندند و از فیوض و برکات دین و دنیا بهره مند شوند. آن کودکانی و جوانانی که آموزش جهادی دیدند و برای جهاد راهی افغانستان شدند، «طالبان» نامیده شدند. در مدارس برای آنان سکونت و خوراک و حقوق ماهیانه فراهم بود، اما وقتی یکی از دانش آموزان رسما عضوی از رزمندگان طالبان می شد، حقوقش به طور چشمگیری افزایش می یافت. به همین دلیل، در حالی که با مبالغ هنگفت شبکه مدارس در سراسر پاکستان سریعا گسترش می یافت، تعداد زیادی از دانش آموزان افغانستانی نیز به این مدارس روی می آوردند.
تعداد آن ها را می توان از این واقعیت تخمین زد که در سال ۱۹۷۲ در کل پاکستان تنها ۸۹۳ مدرسه دینی وجود داشت. اما تاسیس این مدارس با چنین سرعتی انجام گرفت که تا سال ۱۹۹۶ تنها در پنجاب ۲۵۱۲ مدرسه دینی وجود داشت. امروزه کسانی که سروصدا می کنند و می گویند که دولت تلاش می کند با دادن حقوق ماهیانه آنان را بخرد ، اگر به تاریخ خود نگاه کنند، اکثرا همان مدارسی خواهند بود که با پول سعودی توسط سازمان های اطلاعاتی ما تاسیس شده بودند. خدا می داند که این روزها از چه استقلالی حرف می زنند؟
به هر حال، در مدارس دیوبندی که در کشور ما تاسیس شده بودند، کودکان افغان پس از تحصیل، طالبان می شدند و برای فتح مناطق مختلف افغانستان اعزام می شدند. از رسانه های منطقه ای آن زمان گرفته تا رسانه های بین المللی، نام طالبان طنین انداز بود. اگرچه در ابتدا وقتی درباره پیشروی طالبان سوال می شد، گفته می شد که برخی عناصر مذهبی بدون اجازه حکومت این اقدامات را انجام می دهند، اما به محض آنکه طالبان در ۲۵ مه ۱۹۹۷ مزار شریف را فتح کردند، ما با کنار گذاشتن هرگونه تظاهر، حکومت طالبان را پذیرفتیم. از آن زمان به بعد، طالبان رسما قهرمانان ما بودند.
طالبان برای تامین هزینه های خود به ۷۰ میلیون دلار در ماه نیاز داشتند و این مبلغ به طور کامل توسط عربستان سعودی و امارات فراهم می شد. اما همان عربستان وقتی درباره حضور اسامه بن لادن در افغانستان سوال کرد، طالبان تحصیل کرده در مدارس تاسیس شده با پول سعودی از پاسخ طفره رفتند. وقتی رسما خواسته شد که اسامه بن لادن به عربستان تحویل داده شود، طالبان از انجام این کار امتناع کردند.
پس از فتح کابل با کمک القاعده، طالبان از یک سو حاضر به تحویل اسامه بن لادن به عربستان نبودند و از سوی دیگر پس از اقدامات تروریستی القاعده، هیچ تقاضایی برای تحویل تروریست ها به آمریکا را قبول نمی کردند. به عبارت دیگر، طالبان از خاک خود حملاتی علیه آمریکا انجام می دادند. از کنیا تا یمن، القاعده اهداف آمریکایی را مورد حمله قرار می داد، اما طالبان حاضر به پذیرش هیچگونه درخواست نبودند. آنان تصور می کردند که با وجود القاعده، هیچ آسیبی به آن ها نخواهد رسید.
پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، هم القاعده و هم طالبان تصور می کردند که آمریکا تنها حملات هوایی انجام خواهد داد و هیچ آسیبی به آنان نخواهد رساند. اما وقتی آمریکا با کمک اتحاد شمالی حمله زمینی به افغانستان انجام داد، رهبران و جنگجویان طالبان برای نجات جان خود به غارها پناه بردند و حکومت نیز از دست شان رفت.
کارهای برجسته طالبان! در اولین دوره حکومت شان موضوعی جداگانه است. اما وقتی در اوت ۲۰۲۱ طالبان دوباره موفق به تسلط بر افغانستان شدند، سروصدای زیادی به راه افتاد که این طالبان تغییر کرده اند. بسیاری در پاکستان جشن گرفتند و گفته شد که طالبان زنجیرهای بردگی را شکسته اند، اما زمان نشان داد که کسانی که طالبان را پرورش دادند و حمایت کردند، اشتباه می کردند.
همان طور که دیروز تروریست ها از خاک افغانستان علیه آمریکا عملیات انجام می دادند، امروز همان زمین برای تروریسم در پاکستان مورد استفاده قرار می گیرد. با وجود تذکرات مکرر پاکستان، طالبان از اقدامات تروریستی دست برنداشتند و به همین دلیل پاکستان مجبور شد اقدامات جدی انجام دهد. اگر در آینده نیز حملات تروریستی ادامه یابد، بدون شک طالبان همان سرنوشت ۲۰۰۱ را تجربه خواهند کرد که توسط نیروهای آمریکایی اتفاق افتاد.
مضحک تر از همه این است که همان طالبان که با حمایت نیروهای خارجی به قدرت رسیدند، امروز نمایش آزادی از سلطه خارجی را اجرا می کنند. افزون بر این، اگر دیروز طالبان قهرمان برخی حلقه های پاکستانی بودند، امروز یک کشور جدید آن ها را قهرمان می داند. دیروز همان کشور طالبان را تروریست می دانست، اما امروز در دشمنی با پاکستان روابط خود را با طالبان گسترش می دهد. اگر هند تصور می کند که با طالبان به اهداف خود می رسد و در امان می ماند، این یک خطای بزرگ است. تاریخ و ایدئولوژی طالبان گواه است که کسانی که این گروه را قهرمان می دانند همیشه متضرر خواهند شد. طالبان صفر هستند و هر تعداد صفر دیگری که به آن اضافه کنید، باز هم صفر خواهد ماند.
(ترجمه فارسی یادداشت نویسنده از اردو توسط چت جی پی تی.)