طیبه نوری
1 یادداشت منتشر شدهتاثیر نگرش در کاهش رشد جمعیت
باروری زنان از عوامل رشد اجتماعی هر جامعه به حساب می آید و یکی از مسائلی که در حال حاضر کشور ما با آن روبرو است، پایین آمدن میزان موالید و کاهش رشد جمعیت کشور است.
بر اساس سرشماری های صورت گرفته در کشور، درصد رشد جمعیت از 9/3 در سال 1355 به 2/1 در سال 1395رسیده است و در نتیجه این روندها، نرخ رشد طبیعی جمعیت، در سال 1402 با شیبی کاهنده به حدود 7/0 درصد رسید، یعنی کمتر از یک فرزند برای هر زن، و با توجه به این ارقام، ایران در حال خارج شدن از مرحله سوم جمعیتی یعنی مرحله جوانی و ورود به مرحله چهار و سیر به سوی جمعیتی سالخورده است که دلایل این روند رو به کاهش بسیار حائز اهمیت بوده و باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
در خصوص تغییر روند یک فرایند اجتماعی ابتدا باید به ویژگی و خصایص نسل ها توجه کرد، زیرا آنچه باعث ایجاد تغییر در یک جامعه می شود، وابسته به شرایط و خصوصیات روانی واجتماعی محیطی است که افراد یک جامعه با آن روبرو بوده اند.
در شکل گیری فاصله و تفاوت نسل ها نیز عوامل گوناگونی نقش دارند که برخی مانند سن امری طبیعی و برخی ناشی از شرایط خاص جامعه در دوران حیات آن نسل است که باعث پیدایش یک نوع موقعیت اجتماعی برای هر نسل می شود و آن را با افراد نسل دیگر، متمایز می کند و در نتیجه باعث ایجاد دیدگاه و باورهای متفاوتی در هر نسل می شود.
همانطورکه بیان شد، نسل ها با یکدیگر متفاوتند و این تفاوت به برداشتی که هر نسل از دوره و زمان خود دارد، شدت می بخشد، اگر بر فرض محال تصور کنیم در یک جامعه هیچگونه تفاوتی بین افراد و شیوه نگرش آنان وجود ندارد، نمی توان انتظار داشت آن جامعه با تغییر و تحولی مواجه شود و مطمئنا همیشه یک روند ثابتی را در پیش خواهد داشت.
اما این فرض با توجه به گسترش راه های ارتباطی و فراگیر شدن رسانه های جمعی و تبادل فرهنگ و اطلاعات بین جوامع، غیرقابل قبول است، زیرا این عوامل باعث می شود نسل ها از نظر توجه به مسئال اجتماعی-فرهنگی و همچنین مفاد ارزشی، نوع نگرش متفاوتی را دنبال کنند که قطعا هم جنبه های مثبت و هم منفی را شامل می شود و این اختلافات به طور مستقیم و غیرمستقیم بر روی رفتارهای اجتماعی آنها تاثیر می گذارد.
باروری و در نتیجه ایجاد نیروی انسانی؛ از ملزومات اساسی برای رشد و توسعه هر کشوری است و تاثیر اساسی بر رشد مثبت یا کاهش رشد جمعیت دارد. همانطور که رشد مثبت اثرات زیانباری برای جامعه دارد، رشد پایین نیز آسیب رسان است زیرا باعث افزایش جمعیت سالخوردگان و جمعیت غیرفعال می شود، اما این گفته به آن معنی نیست که باید باروری را افزایش داد و از کنترل آن جلوگیری کرد بلکه به این معنا است که باید رشد جمعیت را متناسب با امکانات یک جامعه هدایت کرد.
عواملی مثل شغل، شرایط مالی، تحصیلات، سن ازدواج و... نیز بر روی باروری و تعداد فرزندان یک خانواده تاثیر می گذارند اما تغییر نگرش به عنوان عاملی تاثیرگذار، عوامل فوق را تحت تاثیر قرار داده و باعث تغییر رفتار اجتماعی از جمله رفتار باروی در زنان شده است.
یکی از موانع پیشرفت جوامع در گذشته نه چندان دور، مخصوصا در جوامع جهان سوم، افزایش فزاینده جمعیت بود که امروزه این نگرانی برای بسیاری از جوامع به کاهش فزاینده جمعیت تغییر کرده است. بنابراین باید راهکاری اتخاذ شود که جامعه از رشدی متناسب با امکانات طبیعی، زیستی و رفاهی بهره مند شود، اعطای تسهیلات مسکن، تسهیلات بانکی برای تولد فرزند، اعطای سهام دولتی به نوزادان متولد سال ۱۴۰۰ به بعد، امتیاز تاهل و داشتن فرزند در آزمون های استخدامی از جمله راهکارهایی است که هم اکنون در ایران به کارگرفته می شود.
از زمان پیدایش جامعه صنعتی، رابطه نسل ها دچار تحولات چشمگیری شد، زیرا جامعه پذیری دیگر تنها در خانه انجام نمی شد و فرزندان پا به محیطی متفاوت و فراتراز خانواده گذاشتند و با مسائل مختلفی در حیطه کار، فعالیت و تحصیل روبرو شدند که تاثیر اساسی در تغییر نگرش آنها داشت.
با افزایش تحصیلات، تفکر و نگرش خاصی نسبت به کیفیت و امکانات زندگی در افراد بوجود آمد؛ از یکسو فراهم کردن امکانات بهتر برای ارتقاء سطح زندگی فرزند مطرح شد که با افزایش هزینه های اقتصادی همراه بود و از طرفی دیگر چون وجود فرزند باعث محدودیت در آزادی و اجرای علائق فردی والدین می شد، تمایل به فرزندآوری کاهش یافت و در نتیجه در یکسری از کارکردهای خانواده از جمله تداوم نسلی تغییر ایجاد شد، می توان اینگونه بیان کرد نوگرایی به معنی پذیرش الگو و شیوه های جدید در زندگی اجتماعی و فردگرایی یعنی تمایل به مالکیت فردی و رسیدن به خواسته ها، از عوامل اساسی تفاوت نسلی و نیز تغییر در نرخ موالید جامعه است.
تفاوت در نوع و روش زندگی، تضاد جدی در نسل ها ایجاد کرد که این تضادها از تفاوت در نگرش شروع شد و به تفاوت در رفتار از جمله رفتار باروری انجامید؛ تغییر ارزش فرزند در نزد والدین، مهمترین عامل در تغییر میزان باروری شد زیرا دیگر داشتن فرزند موجب ارتقاء منزلت اجتماعی و استحکام پیوند زناشویی نمی شود تا داشتن فرزند آنهم به تعداد زیاد ارزش اجتماعی تلقی شود.
در پایان باید گفت با نوسازی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، ارزش ها و نگرش های انسان نیز تغییر کرد، این تغییرات که باعث ایجاد اختلاف و تفاوت بین نسلی می شود بر روی رفتارهای افراد نیز تاثیر می گذارد بطوری که نمی توان انتظار داشت افرادی که تحت تاثیر زمان و مکان های مختلف قرار دارند، نگرش مشابهی به موضوعات مشابه داشته باشند، رفتار باروری نیز یکی از موضوعاتی است که به دلیل همین تفاوت و تغییر نگرش، تغییر یافته و اکنون شاهد کاهش باروری در میان زوجین هستیم.