مدیریت منابع در حکمرانی آموزش عالی

21 مهر 1404 - خواندن 3 دقیقه - 146 بازدید

مدیریت منابع در حکمرانی آموزش عالی، فرایندی چندبعدی و راهبردی است که با هدف تخصیص بهینه منابع مالی، انسانی، فیزیکی و دانشی به منظور تحقق ماموریت های علمی، آموزشی و اجتماعی دانشگاه ها صورت می گیرد. در چارچوب حکمرانی نوین، مدیریت منابع تنها به بودجه ریزی و هزینه کرد محدود نمی شود، بلکه شامل برنامه ریزی مبتنی بر شواهد، ارزیابی عملکرد، پاسخگویی، و هم افزایی میان ذی نفعان مختلف از جمله دولت، بخش خصوصی و نهادهای مردم نهاد است. از دیدگاه نظریه «حکمرانی چندمنبعی»، پایداری و کارآمدی نظام آموزش عالی در گرو تنوع بخشی به منابع و ارتقای شفافیت و مشارکت در تصمیم گیری است. به این ترتیب، دانشگاه ها باید از یک ساختار بوروکراتیک و متمرکز فاصله گرفته و با بهره گیری از ابزارهای نوین مدیریت منابع (مانند مدل های «Academic Resourcing» و تحلیل هزینه-فایده) بتوانند توازن میان کیفیت آموزشی، کارایی اقتصادی و عدالت اجتماعی را برقرار سازند.در حکمرانی آموزش عالی، منابع دانشگاه ها از چهار بخش کلیدی تامین می شود: بخش دولتی، بخش خصوصی، بخش عمومی (جامعه) و بخش سازمان های مردم نهاد. در بخش دولتی، منابع عمدتا شامل بودجه های عمومی، یارانه های آموزشی و پژوهشی، و حمایت های سیاستی است که هدف آن تضمین عدالت آموزشی، انسجام نظام ملی علم و فناوری و حفظ منافع عمومی است. بخش خصوصی با تامین مالی از طریق سرمایه گذاری شرکت ها، کارفرمایان، بنیادهای اقتصادی و دانشگاه های غیردولتی، به کارایی، رقابت و نوآوری در آموزش عالی کمک می کند. بخش عمومی یا جامعه، منبعی مبتنی بر سرمایه انسانی و فرهنگی است که در قالب مشارکت شهروندان، پرداخت شهریه، داوطلبی علمی، یا حمایت اجتماعی از آموزش، دانشگاه را در ایفای نقش اجتماعی اش یاری می دهد. در کنار این سه، سازمان های مردم نهاد به عنوان ساختارهای میانجی و داوطلبانه، از طریق جذب منابع مردمی، شفاف سازی فرایندها، حمایت از دانشجویان و پیوند دانشگاه با جامعه، به پویایی، عدالت و پاسخگویی بیشتر نظام آموزش عالی کمک می کنند. تلفیق این منابع در قالب حکمرانی مشارکتی، موجب پایداری مالی، مشروعیت اجتماعی و شکوفایی علمی دانشگاه ها می شود.