دانشگاه و جامعه
دانشگاهها، مسیر پیشرفت را پس از چهار نسل با موفقیت طی کردهاند و حالا در نسل پنجم با ایده های دانش بنیان، حل مشکلات جامعه را در اولویت کار خود دارند و دانشگاههای این نسل، دانشگاه های تمدن ساز و مکتبساز هستند، زیرا هدف اصلی دیگر اثرگذاری نیست؛ بلکه هدایت و راهبری کل جامعه است. باید توجه داشت که اکثر دانشگاهها در دوران انقلاب شکل گرفته و بیش از چهار دهه نسل های اول، دوم و سوم دانشگاهی را با موفقیت پشت سرگذاشتهاند. دانشگاهها در بعد انقلاب؛ نسل اول را در حوزه آموزش، نسل دوم را در حوزه پژوهش و نسل سوم و چهارم را در بخش فناورانه پرورش دادهاند و امروز با تکیه بر توان علمی استادان و دانشجویان برای حل مشکلات جامعه پیرامونی خود به طرف نسل پنجم دانشگاهی گام بر میدارند. در گام اول، دانشگاهها با استقرار شرکتهای دانشبنیان و ارتباط با صنعت برای کمک به جامعه محلی خود اقدام کردهاند، شرکت هایی که با عضویت دانشجویان و استادان در گروه های بزرگی از بخش های مختلف صنعت، معدن، کشاورزی و گردشگری فعالیت می کنند. ملاک دانشگاهها در استقرار این شرکت ها در دل خود و حمایت از آن ها تبدیل ایده های بکر علمی است که می تواند در رفع اکثر مشکلات جامعه پیرامونی خود موثر باشند.
جذب استادان و دانشجویان نخبه، ایجاد رشته های تحصیلی جدید و توسعه شرکت های دانشبنیان در دانشگاهها و نیز برپایی مراکز مشاوره ویژه مردم، اقشار و صنعت و ارتباط با جامعه و واقعبینی گام های بعدی دانشگاهها در جهت تبدیل شدن به نسل پنجم دانشگاهی است؛ در واقع دانشگاه؛ در این نسل مبدا همه تحولات در جامعه است.
اکنون نیز دانشگاه ها نقش مهم و کلیدی در جامعه ایفاء میکنند؛ اساتید و دانشجویان به عنوان نخبگان و قشر قابل توجه مردم در رشتهها و تخصصهای خود میتوانند منشا اثر و تحول باشند؛ اکنون در عرصه علم و دانش در جامعه نیاز به یک جهش علمی است؛ که این جهش علمی باید در دانشگاهها کلید بخورد و شکل بگیرد؛ دولت و دولتمردان نیز باید به دانشگاهیان و اساتید و دانشجویان اعتماد کنند و از این ظرفیت عظیم علمی بهرهمند شوند؛ دولت نیاز به اتاق فکر برای عملیاتی کردن برنامههای خود دارد؛ که نخبگان دانشگاهی میتوانند در عرصه های مختلف به کمک دولت بیایند و طرحهای نورا پایهریزی کرده و طرحهای ناتمام را تمام کنند؛ باید از این ظرفیت بالقوه بهره گرفت و بانک نخبگان دانشگاهی ایجاد گردد و این نخبگان به بدنه دولت و وزارتخانهها و صنعت تزریق شوند. از طرفی دانشگاه ها نیز باید با سطوح مختلف جامعه ارتباط بگیرند و بین مردم باشند؛ علاوه بر این که اساتید باید پیش قراولان عرصه جهاد تبیین در دانشگاهها و جامعه باشند؛ باید بین مردم بروند و خدمت رسانی کنند؛ مثلا استادی که تخصص حقوقی دارد در مساجد و فرهنگسراها مشاوره حقوقی رایگان به مردم دهند؛ استادی که تخصص پزشکی دارد به مردم ویزیت رایگان در پایگاههای محلی ارائه دهد و اساتید و دانشگاهیان همواره با جامعه و مردم در ارتباط باشند و حتی مسائل روز را برای مردم تبیین کنند و در جامعه روشنگری کنند؛ نباید نسبت به پیشرفت جامعه و تحولات و معضلات جهانی بی تفاوت باشند؛ مثلا الان مسئله فلسطین و کشتار مردم مظلوم فلسطین؛ بحث روز است باید مردم را نسبت به این کشتارها و حقوق بشر ساختگی غرب آگاه کنند که آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی در پی این است که جبههی مقاومت در منطقه را از بین ببرد و پایگاههای مقاومت را هدف قرار دهد و ایران و متحدان او را ضعیف کند و در انزوا ببرد و سلطهگری کند و در این راه دست به هر جنایتی میزند. این وظیفه دانشگاهیان است که در جامعه روشنگری و جهاد تبیین کنند.
باید توجه داشت که دانشگاه های نسل چهارم و پنجم ارزش آفرین و تمدن ساز هستند؛ هنجارهای تولید شده توسط دانشگاه میتواند انسانهای مناسب تری را تحویل جامعه دهد. توسعه پایدار یکی از دغدغه های اصلی جوامع بشری است، که دانشگاه آن را ایجاد و راهبری میکند. در گذشته رشد علم طولی بوده، اما توسعه پایدار نیازمند بین رشته ای شدن و کارآمد و کاربردی شدن رشته ها در جامعه است؛ و در این مسیر پژوهش رکن اساسی توسعه پایدار است. در کشور ما طی سالهای اخیر به مسئله پژوهش در اسناد بالادستی از جمله سند راهبردی علم و فناوری و آمایش سرزمین توجه شده و فعالیت های پژوهشی در نسل های جدید دانشگاه رویکرد توسعه پایدار دارند .امروزه دانشگاه ها از پژوهش صرف به سمت پژوهش و فناوری پیش می روند دانشگاهها علاوه بر پژوهش باید فناوری هم داشته باشند و با شناسایی نیازهای جامعه از طریق طرح ها، پژوهشها، پایان نامه ها و رساله ها مستقیم و غیر مستقیم به توسعه پایدار بپردازند و ریلگذاری توسعه پایدار را انجام دهند. همچنین در توسعه پایدار باید سهم مهمی را برای منابع انسانی متخصص که دانشگاهها آنها را آموزش داده و به جامعه تحویل میدهند، قائل شویم؛ زیرا دولتها برای برنامهریزی جهش اقتصادی به منابع انسانی کارآمد و آموزش دیده نیاز دارد. دانشگاه باید صرفا رویکرد آموزشمحوری را کنار گذاشته و پژوهش و کارآفرینی را فعال کنند. لذا دانشگاههای کارآفرین باید دانشجویان و رشته های هدفمند را تعریف و منابع انسانی لازم را به صنایع و سطوح جامعه تزریق کنند. انتظاری که از نخبگان دانشگاهی میرود این است که نسبت به جامعه و تحولات آن بی تفاوت نباشند و دلسوزی لازم را نسبت به جامعه و مردم داشته باشند و بدانند که کلید آبادانی جامعه و ریشهکن کردن مشکلات اقتصادی جامعه به دست دانشگاه و دانشگاهیان است و دولت نیز باید از ظرفیت دانشگاه و دانشگاهیان برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. این پیوند بین دانشگاه و جامعه برکات بسیاری برای نظام و پیشرفت و آبادانی کشور دارد؛ همانطور که گسست بین دانشگاه و جامعه، باعث عقب رفت جامعه و معضلات فراوان در جامعه میشود.
لذا نهاد دانشگاه در یک پیوند ناگسستنی با جامعه پیرامونی خود هم در عرصه ملی و هم در عرصه بین الملل، می تواند بالنده و استوار، در راستای پاسداشت منافع ملی در سنگر علم و فرهنگ، گام بردارد. لذا ارتباط و تعامل دانشگاه با جامعه نیز گاه به معنای ارتباط با جامعه علمی و نخبگانی کشور و حضور حداکثری در آن است و گاه نیز به معنای تعامل دانشگاه با جامعه در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... است. لذا دانشگاه نسل پنجم میتواند گذار لازم اجتماعی بوم شناختی جامعه یا اقتصاد را در قرن بیست و یکم مورد حمایت قرار دهد.