دانشگاه و جامعه

1 دی 1402 - خواندن 7 دقیقه - 459 بازدید

دانشگاه­ها، مسیر پیشرفت را پس از چهار نسل با موفقیت طی کرده­اند و حالا در نسل پنجم با ایده های دانش بنیان، حل مشکلات جامعه را در اولویت کار خود دارند و دانشگاه­های این نسل، دانشگاه های تمدن ساز و مکتب­ساز هستند، زیرا هدف اصلی دیگر اثرگذاری نیست؛ بلکه هدایت و راهبری کل جامعه است. باید توجه داشت که اکثر دانشگاه­ها در دوران انقلاب شکل گرفته و بیش از چهار دهه نسل های اول، دوم و سوم دانشگاهی را با موفقیت پشت سرگذاشته­اند. دانشگاه­ها در بعد انقلاب؛ نسل اول را در حوزه آموزش، نسل دوم را در حوزه پژوهش و نسل سوم و چهارم را در بخش فناورانه پرورش داده­اند و امروز با تکیه بر توان علمی استادان و دانشجویان برای حل مشکلات جامعه پیرامونی خود به طرف نسل پنجم دانشگاهی گام بر می­دارند. در گام اول، دانشگاه­ها با استقرار شرکت­های دانش­بنیان و ارتباط با صنعت برای کمک به جامعه محلی خود اقدام کرده­اند، شرکت هایی که با عضویت دانشجویان و استادان در گروه های بزرگی از بخش های مختلف صنعت، معدن، کشاورزی و گردشگری فعالیت می کنند. ملاک دانشگاه­ها در استقرار این شرکت ها در دل خود و حمایت از آن ها تبدیل ایده های بکر علمی است که می تواند در رفع اکثر مشکلات جامعه پیرامونی خود موثر باشند.
جذب استادان و دانشجویان نخبه، ایجاد رشته های تحصیلی جدید و توسعه شرکت های دانش­بنیان در دانشگاه­ها و نیز برپایی مراکز مشاوره ویژه مردم، اقشار و صنعت و ارتباط با جامعه و واقع­بینی گام های بعدی دانشگاه­ها در جهت تبدیل شدن به نسل پنجم دانشگاهی است؛ در واقع دانشگاه؛ در این نسل مبدا همه تحولات در جامعه است.

اکنون نیز دانشگاه ها نقش مهم و کلیدی در جامعه ایفاء می­کنند؛ اساتید و دانشجویان به عنوان نخبگان و قشر قابل توجه مردم در رشته­ها و تخصص­های خود می­توانند منشا اثر و تحول باشند؛ اکنون در عرصه علم و دانش در جامعه نیاز به یک جهش علمی است؛ که این جهش علمی باید در دانشگاه­ها کلید بخورد و شکل بگیرد؛ دولت و دولتمردان نیز باید به دانشگاهیان و اساتید و دانشجویان اعتماد کنند و از این ظرفیت عظیم علمی بهره­مند شوند؛ دولت نیاز به اتاق فکر برای عملیاتی کردن برنامه­های خود دارد؛ که نخبگان دانشگاهی می­توانند در عرصه های مختلف به کمک دولت بیایند و طرح­های نورا پایه­ریزی کرده و طرح­های ناتمام را تمام کنند؛ باید از این ظرفیت بالقوه بهره گرفت و بانک نخبگان دانشگاهی ایجاد گردد و این نخبگان به بدنه دولت و وزارتخانه­ها و صنعت تزریق شوند. از طرفی دانشگاه ها نیز باید با سطوح مختلف جامعه ارتباط بگیرند و بین مردم باشند؛ علاوه بر این که اساتید باید پیش قراولان عرصه جهاد تبیین در دانشگاه­ها و جامعه باشند؛ باید بین مردم بروند و خدمت رسانی کنند؛ مثلا استادی که تخصص حقوقی دارد در مساجد و فرهنگسراها مشاوره حقوقی رایگان به مردم دهند؛ استادی که تخصص پزشکی دارد به مردم ویزیت رایگان در پایگاه­های محلی ارائه دهد و اساتید و دانشگاهیان همواره با جامعه و مردم در ارتباط باشند و حتی مسائل روز را برای مردم تبیین کنند و در جامعه روشنگری کنند؛ نباید نسبت به پیشرفت جامعه و تحولات و معضلات جهانی بی تفاوت باشند؛ مثلا الان مسئله فلسطین و کشتار مردم مظلوم فلسطین؛ بحث روز است باید مردم را نسبت به این کشتارها و حقوق بشر ساختگی غرب آگاه کنند که آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی در پی این است که جبهه­ی مقاومت در منطقه را از بین ببرد و پایگاه­های مقاومت را هدف قرار دهد و ایران و متحدان او را ضعیف کند و در انزوا ببرد و سلطه­گری کند و در این راه دست به هر جنایتی می­زند. این وظیفه دانشگاهیان است که در جامعه روشنگری و جهاد تبیین کنند.

باید توجه داشت که دانشگاه های نسل چهارم و پنجم ارزش آفرین و تمدن ساز هستند؛ هنجارهای تولید شده توسط دانشگاه می­تواند انسان­های مناسب تری را تحویل جامعه دهد. توسعه پایدار یکی از دغدغه های اصلی جوامع بشری است، که دانشگاه آن را ایجاد و راهبری می­کند. در گذشته رشد علم طولی بوده، اما توسعه پایدار نیازمند بین رشته ای شدن و کارآمد و کاربردی شدن رشته ها در جامعه است؛ و در این مسیر پژوهش رکن اساسی توسعه پایدار است. در کشور ما طی سال­های اخیر به مسئله پژوهش در اسناد بالادستی از جمله سند راهبردی علم و فناوری و آمایش سرزمین توجه شده و فعالیت های پژوهشی در نسل های جدید دانشگاه رویکرد توسعه پایدار دارند .امروزه دانشگاه ها از پژوهش صرف به سمت پژوهش و فناوری پیش می روند دانشگاه­ها علاوه بر پژوهش باید فناوری هم داشته باشند و با شناسایی نیازهای جامعه از طریق طرح ها، پژوهش­ها، پایان نامه ها و رساله ها مستقیم و غیر مستقیم به توسعه پایدار بپردازند و ریل­گذاری توسعه پایدار را انجام دهند. هم­چنین در توسعه پایدار باید سهم مهمی را برای منابع انسانی متخصص که دانشگاه­ها آنها را آموزش داده و به جامعه تحویل می­دهند، قائل شویم؛ زیرا دولت­ها برای برنامه­ریزی جهش اقتصادی به منابع انسانی کارآمد و آموزش دیده نیاز دارد. دانشگاه باید صرفا رویکرد آموزش­محوری را کنار گذاشته و پژوهش و کارآفرینی را فعال کنند. لذا دانشگاه­های کارآفرین باید دانشجویان و رشته های هدفمند را تعریف و منابع انسانی لازم را به صنایع و سطوح جامعه تزریق کنند. انتظاری که از نخبگان دانشگاهی می­رود این است که نسبت به جامعه و تحولات آن بی تفاوت نباشند و دلسوزی لازم را نسبت به جامعه و مردم داشته باشند و بدانند که کلید آبادانی جامعه و ریشه­کن کردن مشکلات اقتصادی جامعه به دست دانشگاه و دانشگاهیان است و دولت نیز باید از ظرفیت دانشگاه و دانشگاهیان برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. این پیوند بین دانشگاه و جامعه برکات بسیاری برای نظام و پیشرفت و آبادانی کشور دارد؛ همان­طور که گسست بین دانشگاه و جامعه، باعث عقب رفت جامعه و معضلات فراوان در جامعه می­شود.

لذا نهاد دانشگاه در یک پیوند ناگسستنی با جامعه پیرامونی خود هم در عرصه ملی و هم در عرصه بین الملل، می تواند بالنده و استوار، در راستای پاسداشت منافع ملی در سنگر علم و فرهنگ، گام بردارد. لذا ارتباط و تعامل دانشگاه با جامعه نیز گاه به معنای ارتباط با جامعه علمی و نخبگانی کشور و حضور حداکثری در آن است و گاه نیز به معنای تعامل دانشگاه با جامعه در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... است. لذا دانشگاه نسل پنجم می­تواند گذار لازم اجتماعی بوم شناختی جامعه یا اقتصاد را در قرن بیست و یکم مورد حمایت قرار دهد.