کارناوال های شب زنده داری در شهر تبریز: از سیب زمینی تخم مرغ تا هویت جمعی

15 شهریور 1404 - خواندن 19 دقیقه - 114 بازدید


کارناوال های شب زنده داری در شهر تبریز: از سیب زمینی تخم مرغ تا هویت جمعی


مقدمه و بیان مسئله

در تعریف مفهومی، کارناوال، گاه جشن یا گردهمایی و گاه یک آیین وارونه ساز تعریف می شود. در خوانش دوم، کارناوال فضایی برعکس شده می سازد که در آن، سلسله مراتب اجتماعی، هنجارهای رسمی و روزمره زندگی به شکلی نمادین وارونه می شوند. در کارناوال، یک شخص عادی می تواند نقش فراتر از تصور را بازی کند. این فضا با نمایشی بودن، امکان تجربه آزادی از ساختارهای سخت اجتماعی را -هرچند برای زمانی کوتاه- فراهم می کند. کارناوال های شبانه تبریز، در غیررسمی ترین شکل خود، هر دو معنای کارناوال را به منصه ظهور می گذارند.

در سال های اخیر، شهر تبریز شاهد گسترش پدیده ای جدید در عرصه حیات شبانه و اقتصاد غیررسمی بوده است. فعالیت های اقتصادی شبانه، به ویژه در حوزه فروش غذاهای خیابانی، زمینه ساز شکل گیری اجتماعاتی شده اند که از الگوهای متداول بازارهای سنتی یا کسب وکارهای رسمی در ابعاد زمانی، تجاری، ارتباطی و ... فراتر می روند. در مناطقی مانند نصف راه و راه آهن، این تجمعات نه تنها از منظر اقتصاد غیر رسمی مهم هستند، بلکه نوعی فضای اجتماعی پویا را بازتولید می کنند که به شکل کارناوال های شبانه جلوه گر شده است. این کارناوال ها، که با نورپردازی های خاص، گاه موسیقی و اجتماعات غیررسمی همراه اند، بستری برای تعاملات اجتماعی، شکل گیری هویت های جمعی، و تجربه جدیدی از فضا های عمومی محسوب می شوند.



این پدیده ترکیبی از اقتصاد غیررسمی و نمایش فرهنگی با بازیگران متنوع است که در آن زمان و مکان بازتعریف می شوند و فعالیت ها عمدتا از غروب تا نیمه شب گسترش می یابند و فضاهای مرده شهری مانند پارکینگ ها، زیر پل ها و پیاده روها یا مناطق کمتر استفاده شده را به مکان های زنده اجتماعی تبدیل می کنند. کنشگران این فضا متنوع هستند و از فروشندگان دوره گرد تا جوانان را در بر می گیرند و خریداران نه تنها برای خوردن غذا، بلکه برای تجربه هیجان، گذراندن اوقات فراغت و تعلق جمعی به این فضاها مراجعه میکنند و پاتوق های سیال شبانه را به وجود می آورند. از جمله پیامدهای اجتماعی این پدیده می توان به تداوم شبانه شبکه های غیررسمی، تغییر الگوهای مصرف و تعاملات فراقشری اشاره کرد. آنچه در این فضاها فروخته می شود عمدتا غذاهایی همچون سیب زمینی تخم مرغ، ساندویچ، جگرکبابی و ... و نوشیدنی هایی چون انواع چای دارچین، هل، نعناع، پونه کوهی و ... است. فروشندگان معمولا وسایل خود را با خودروهایی همچون پیکان وانت، پیکان، پراید، پژو و ... حمل می کنند که نشان دهنده جریان اقتصاد خرد و قابل جا به جایی در این محل هاست.

مراجعه کنندگان مدت زمان بسیار بیشتری از خوردن غذا یا نوشیدن چای در این محل ها می مانند و درباره موضوعات مختلف به عنوان یک تفریح شبانه حرف می زنند اما کمتر پیش می آید که یک بازی را کنار هم انجام دهند یا زمان خود را در فضای مجازی بگذرانند. ویژگی این کارناوال ها به گونه ای است که در محل های فراخ برپا می شوند و با صندلی های پلاستیکی یا حتی بدون آن، فضایی را فراهم می کنند که مراجعه کنندگان با فاصله از فروشندگان –کمی آنطرفتر- روی سکو، نیمکت یا حتی در خودرو هم بتوانند دورهم گرد آیند. تغییر الگوهای مصرف تنها در بعد غذایی خلاصه نمی شود بلکه مصرف زمان و مکان (اشغال مکان) را هم شامل می شود.

یکی از مراجعه کنندگان کم سن و سال تر می گوید:

«دا بیزیم ده دیلخوشلوخوموز بودی. ایش دن چخاخ بیریمیزین ماشینینان چالدراخ دولاناخ گلاخ بورا. راه آهنه ده گدروخ. باغلارباغی دا اما اورا اوزاخ دی چوخ بو ال لره گلروخ. ایندی نمنه اولسا دا. فلافل دن یرآلما دان... شام دا گرح ییاخ ائو ده آز ییروخ دانشاروخ تلگرام دا ربات وار اوردا .. بازلخ الروخ ساعات 11 ده 12 ده 12 یارم دا گییدروخ ائوه... بوردا دوست وار دا ایما.. الیین یوخ دی که فلان المدون نجور اولدو...[1]».


[1] دلخوشی ما هم اینه دیگه. کارمون که تموم شد با ماشین یکیمون آهنگ میذاریم شهر رو میگردیم میایم اینجا. سمت راه آهن هم میریم سمت باغلارباغی هم میریم اما اونجا دوره بیتر اینجا میایم. حالا درباره غذامون هم هرچی باشه دیگه. فلافلی سیب زمینی هرچی. شام هم باید بخوریم توی خونه برای همین اینجا کم میخوریم. حرف می زنیم توی تلگرام. یه رباتی داره تلگرام اونجا ... بازی میکنیم. ساعت 11، 12، 12:30 هم یرمیگردیم خونه. اینجا جمع دوستانه است و کسی کاری نداره که فلان کار رو کردی یا نکردی...




مشاهدات میدانی عمیق و مصاحبه های کوتاه محقق از مراجعه کنندگان به این فضاها نشان می دهد این پدیده در سالیان اخیر روندی افزایشی در نقاط مختلف شهر[1] داشته است و از این رو افراد بیشتری در این زیست جهان شبانه دخیل شده اند. این پدیده نیز بدون استثنا همچون همه پدیده های اجتماعی، هم به عنوان مسئله و هم فرصت اجتماعی می تواند بررسی شود.


[1] محل هایی مثل زیر پل نصف راه، میدان راه آهن تا خود راه آهن تبریز، پشت باغلارباغی و ...


ابعاد فرصت ساز

از نظر اجتماعی: انتظار می رود تجربه حضور در این فضاها، باعث افزایش حس همبستگی میان افراد و افزایش مشارکت های اجتماعی شود؛ همچنین با افزایش مراجعات به این فضاها و تجربه فروش بیشتر، روحیه کارآفرینی خرد را در میان اقشار مختلف تقویت خواهد کرد. گسترش شبکه های حمایتی محلی نیز یکی از فرصت های بعد اجتماعی به شمار می آید.

از نظر فرهنگی: کارناوال های شبانه، بدون حضور ساختار رسمی، بستری برای پویایی فرهنگی و تنوع غذایی و کنشی فراهم می آورند که می تواند شهر را به مقصد گردشگری شبانه بدل کند. خلق هویت جمعی جدید و بازتعریف فضاهای عمومی در بین تجربه کنندگان از جمله فرصت های استثنائی به شمار می آید.

از نظر اقتصادی: ایجاد فرصت اشتغال زایی برای گروه های کم درآمد مهم ترین پیامد اقتصادی وجود کارناوال های شبانه است. رشد اقتصاد شبانه می تواند با تقویت بیشتر –و نه دخالت ساختار رسمی- زمینه ای برای جذب گردشگر و رونق اقتصادی شهر را فراهم آورد و موجب ورود سرمایه جدید به بخش های کمتر توسعه یافته شهری شود.


ابعاد مسئله ساز

از نظر اقتصادی: دامن زدن به اقتصاد غیررسمی و فرار از نظارت مدیریت شهری یک مسئله است. بسیاری از فعالان این فضا (فروشندگان دوره گرد، دستفروش ها، غرفه های موقت) با وجود استفاده از دستگاه کارتخوان، عوارضی را پرداخت نمی کنند که البته در صورت گسترش چنین فضاها می تواند حساسیت بیشتری را برانگیزد.

از نظر بهداشتی: فروشندگان شبانه اغلب بدون مجوز از مراجع ذی صلاح همچون اتحادیه ها، استانداردهای لازم بهداشتی یا کیفیت کالا را رعایت نمی کنند؛ اما با این وجود، این مورد به عنوان مسئله برساختی از سوی کنشگران این فضاها شناخته نمی شود.

از نظر کالبدی: علاوه بر اشغال فضاهای عمومی، رشد بی برنامه این تجمعات در مسیرهای پرتردد به طور بالقوه چالشی برای مدیریت شهری و ساماندهی فضاهای شهری است همچنین اشغال فضاهای عمومی و امکان وجود آلودگی بصری و صوتی نیز باید به عنوان چالش بررسی شود.

از نظر امنیتی: احتمال افزایش تعارضات اجتماعی یا جرائم خرد در محدوده کارناوال ها همچون تمامی مکان های عمومی وجود دارد و مراجعه کنندگان شاهد زد و خورد هایی در نصف راه بوده اند.


اهمیت مطالعه کارناوال های شبانه را می توان از چند جنبه بررسی کرد:

تحلیل قدرت و مقاومت توده های حیاتی: این پدیده می تواند بازتابی از مقاومت گروه های در حاشیه با درآمد کم یا ساکن محلات غیر مرفه نشین در برابر ساختارهای رسمی اقتصادی و شهری تحلیل شود. این اجتماعات شبانه، فضاهای شهری را که روزانه عموما تحت کنترل، نظارت و پایش مداوم مدیریت قدرت رسمی اند به حوزه عمل توده های کم درآمد و حاشیه ای از نظر اقتصادی و فرهنگی بدل می کنند و به عبارتی بخشی از فضاهای شهری در نبود قدرت رسمی، بازپس گیری می شوند.

ساختارشکنی هنجاری: کارناوال ها،فضایی برای برگزینی هنجارها فراهم می کنند که در نظریه های باختین و لفور قابل بررسی است. این کارناوال ها با زیر پا گذاشتن هنجارهای رسمی شهری، نوعی فضای آنارشیک موقت ایجاد می کنند که در آن قواعد معمول زندگی روزمره به چالش کشیده می شوند. این ساختارشکنی در ابعاد زیر دیده می شود:

زمان فعالیت: فعالیت های اقتصادی و اجتماعی که عموما در روز انجام می شوند، به شب منتقل می شوند.

مکان: فضاهای عمومی مانند پیاده روها یا پارکینگ ها، که در روز کارکردی مشخص دارند، شبانه به بازارهای خودجوش با ترکیب موسیقی و هنر خیابانی تبدیل می شوند.

کنش: هنجارهای رسمی مصرف مثل خرید از فروشگاه های دارای مجوز جای خود را به خرید از دستفروشان و تعاملات غیررسمی می دهد.

کارناوال های شبانه با نظریه لوفور بسیار همخوان است چرا که به نظر وی فضاهای شهری فقط توسط برنامه ریزان رسمی ساخته نمی شوند، بلکه مردم از طریق استفاده روزمره، فضا را بازتعریف می کنند و این تعریف لوفور در ارتباط با کارناوال های شبانه تبریز، بدین شکل است که مردم با حضور خود، پیاده روها را از فضای عبوری به فضای تعاملی تبدیل می کنند و فروشندگان با اشغال فضا، کاربری جدیدی برای معابر تعریف می کنند.

میخائیل باختین، فیلسوف مشهور روسی، کارناوال را فضایی می دانست که در آن سلسله مراتب اجتماعی موقتا معکوس می شود و مردم می توانند آزادانه هنجارشکنی کنند. در کارناوال های شبانه تبریز نی فروشنده دوره گرد (که در اقتصاد رسمی حاشیه ای است) به بازیگر اصلی تبدیل می شود. نظارت بر قواعد رسمی خرید وفروش کاهش می یابد و از همه مهم تر روابط اجتماعی افقی تر و کمتر مبتنی بر موقعیت رسمی دیده می شود. از سوی دیگر ساختارشکنی هنجارین با برخی نظریات مردم شناسانه که در آن افراد هرازچندگاهی فرصتی برای بروز خود واقعی خود پیدا می کنند، همراستاست.


نگاهی کارکردگرایانه: این تجمعات ممکن است نشانه ای از ظهور سبک زندگی شبانه و تغییر در الگوهای فراغت شهری باشند. از منظر جامعه شناختی، این پدیده را می توان در چارچوب کارکردگرایی بررسی کرد. حیات اجتماعی نیازمند پاسخگویی به چهار کارکرد اساسی است: سازگاری، دستیابی به اهداف، انسجام، و حفظ الگوها. در این راستا، تجمعات شبانه در تبریز را می توان چنین تحلیل کرد:



ذائقه خیابانی: عادتواره و سرمایه بوردیویی در شب های زنده تبریز

اما کارناوال های شبانه با مجموعه مفاهیم نظری بوردیو نیز قابل تحلیل است. از منظر بوردیو، جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم، عرصه رقابت بر سر منابع ارزشمند یا همان سرمایه در میدان های مختلف است و کارناوال های شبانه تبریز را می توان به مثابه میدان اجتماعی مستقل و در حال تکامل قلمداد کرد که در کنار میدان مسلط و کهنی مانند میدان اقتصاد شکل گرفته است که قواعد آن متفاوت تر از میدان های رسمی است و منطق خود را دارد. این قواعد نانوشته به طور خلاصه در مواردی چون انعطاف پذیری زمانی، غیررسمی گرایی، اقتصاد خرد و سیال، تعاملات اجتماعی افقی و ... بیان کرد. دوگزا یا اصول پذیرفته شده این میدان این است که خریداران نه تنها برای خوردن غذا، بلکه بیشتر برای تجربه هیجان و داشتن اوقات فراغت دورهم جمع می شوند.

اگر بخواهیم به سرمایه در این میدان جدید اشاره کنیم، فروشندگان، خریداران و تماشاگران به عنوان کنشگران این میدان، برای کسب موقعیت بهتر، در حال مبادله و انباشت انواع مختلف سرمایه هستند. برای فروشندگان این سرمایه به شکل نقدی و حاصل از فروش متبلور می شود. نکته جالب استفاده از دستگاه کارت خوان است و این واقعیت را نشان می دهد فروشندگان در حال تطبیق و تبدیل سرمایه اقتصادی غیررسمی به شکلی قابل قبول تر در سیستم رسمی هستند. برای خریداران، سرمایه اقتصادی هزینه کردن پول برای خرید تجربه و تعلق به جای خرید صرف کالاست. اگر مسیر سرمایه فرهنگی را پی بگیریم، برخی غذاها و نوشیدنی های خاص مثل سیب زمینی و چای پونه کوهی، حالت تجسم یافته و ترجیح غذایی خاص متمایز از ذائقه رستوران های رسمی تبریز است. در این بین، دانش چگونگی رفتار کردن و تعامل در این فضا مثل دانستن محل تجمع، چگونگی خوردن لقمه های سیب زمینی، ساعت اوج شلوغی، چگونه لباس پوشیدن و منتظر غذا بودن و ... بسیار حائز اهمیت است. باید اذعان کرد که سرمایه اجتماعی، مهم ترین سرمایه این میدان است که در شبکه های اجتماعی غیر رسمی متبلور می شود. برای فروشندگان شبکه اطلاع رسانی درباره مکان های امن، هشدار درباره کنترل های رسمی و تبادل اطلاعات به وجود می آید. برای خریداران و مشتریان که عموم بازیگران میدان را تشکیل می دهند، سرمایه اجتماعی با ملاقات دوستان، گفت وگو، حس همبستگی و تقویت روابط افقی و فراقشری بیشتر می شود. درباره سرمایه نمادین نیز که بوردیو بیشترین حساسیت را روی آن دارد، فروشنده ای که غذای خوشمزه، جایی برای نشستن و موسیقی دارد و به خاطر فلافل مجانی که در زمان انتظار آماده شدن غذا به مشتری می دهد محبوب است، از سرمایه نمادین بالایی برخوردار است و برندی هرچند غیررسمی شناخته می شود. شرکت کردن پیاپی در در کارناوال های شبانه برای بازیگران میدان، نوعی اعتبار و هویت نمادین ایجاد می کند و آنها را جزئی از یک زیست جهان شبانه می کند و این همان فاصله ای است که بین تجربه کننده این زیست جهان شبانه با افراد دیگر وجود دارد.

بوردیو از مفهومی به نام عادت واره یا هبیتوس Habitus حرف می زند که مجموعه ای از گرایش ها، سلیقه ها و عادات در افراد است که رفتارهای بعدی او را تنظیم می کند. درباره عادت واره های فروشندگان، باید از انعطاف پذیری در مواجهه با افراد مختلف، ریسک پذیری در مواجهه با پلیس، شهرداری یا هر گونه نزاع خیابانی، عدم تعلق خاطر به مکان ثابت و مهارت در ایجاد رابطه غیررسمی با مشتری برای تبدیل شدن به برند صحبت کرد. ذائقه خریداران اما، نه ذائقه رسمی و لوکس بعضی رستوران های شناخته شده در مناطق مرفه نشین تبریز با پارکینگ اختصاصی و موسیقی زنده، بلکه ذائقه غیررسمی، خیابانی – به هر دلیلی که اینجا بحث درباره ریشه های آن موضوعیت ندارد- است. آنها اوقات فراغت را نه در مراکز خرید مجهز همچون لاله پارک و ستاره باران، بلکه در فضایی خود جوش و هرج و مرج گونه یا کارناوالی تعریف می کنند که عاملی برای گریز از قواعد خشک میدان های رسمی فراغت همچون تهیه بلیط در شهربازی، به نوبت ایستادن و ... است.


کارناوال شبانه، مقاومت روزمره در برابر شهر انضباطی: خوانش فوکویی

شهرهای امروزی، تحت حاکمیت قدرت انضباطی فراگیر است. چنین قدرتی از طریق مکانیسم های نظارتی همچون دوربین ها، ماموران شهرداری، پلیس، مجوز برای اغلب کارها، استانداردهای بهداشتی مشخص، قوانین کسب وکار و ساماندهی فضا، کاربری خاص هر معبر و ... عمل می کند. این نظام شهری می کوشد با به سلطه درآوردن بدن و زمان این عناصر را مفید و مطیع سازد. اگر از چشمان فوکو به کارناوال های شبانه نگاه کنیم، کارناوال های شبانه تبریز گسستی در سیستم انضباطی ایجاد می کنند چراکه این کارناوال ها، در ساعات مرده شهری و در فضاهای نسبتا مرده زیر پل ها و پارکینگ های خالی در شب، فعال می شوند که چشم نظارت رسمی یا غایب است یا ضعیف. این پدیده را می توان گریز از جامعه نظارتی دانست چراکه هم فروشندگان و هم مراجعه کنندگان، خود و استفاده از فضای شهری را از انضباط رسمی رها می کنند. آنها فضا را نه بر اساس کاربری از پیش تعیین شده، بلکه بر اساس نیاز و میل خود مصرف می کنند.

فوکو قدرت زیستی را که نه بر بدن تک تک افراد، بلکه بر کل افراد جامعه اعمال می شود تا آن را تنظیم، و پربازده نگه دارد اشاره می کند. این قدرت از طریق مکانیسم هایی چون سلامتی عمومی و بهداشت اعمال می شود. نگرانی از بهداشت یکی از ابزارهای کلیدی قدرت زیستی در ادبیات ساختار رسمی است و گفتمان رسمی، غذای بدون مجوز را به عنوان تهدیدی برای سلامت جمعیت مطرح می کند تا حق مداخله، کنترل و حتی حذف این پدیده را مشروع جلوه دهد. با این حال، مقاومت در اینجا خود را نشان می دهد. با توجه به این که مراجعه کنندگان این موضوع را چالش نمی دانند، نشان دهنده عدم پذیرش این گفتمان مسلط توسط آنهاست. آنها بدن های خود را از این مدیریت کلان زیستی خارج کرده و مسئولیت آن را به صورت شخصی بر عهده می گیرند.

جمله «بیلیرم نه ییرم دا. هر گئجه ایشیمیز دی هش زاد اولماز[2]» 

[2] می دونم چی میخورم. هر شب کارمون همینه هیچی نمیشه.

در پاسخ به اینکه نمی ترسی با خوردن این غذای سرخ شده مریض بشی، یک شکل از مقاومت در برابر قدرت زیستی است.

فوکو، هتروتوپیا (Heterotopia) را فضاهای دیگری می نامد که تا حدی خارج از قواعد حاکم بر فضای عادی عمل می کنند و آیینه ای وارونه از فضای معمولی هستند که همه تجربه اش می کنند. این فضاها، قواعد متعارف را به چالش می کشند. کارناول های شبانه، هتروتوپیا محسوب می شوند چون زمان در آنها وارونه است و روز جای خود را به شب می دهد. کاربری های فضا دگرگون می شود و برای مثال محل گردش روزانه یا پارکینگ حای خود را به این پدیده می دهد. چندین فضای متفاوت مثل بازار خوراک، محل اجتماعات، کافه و ... در یک فضای بزرگتر ترکیب می شود.

فوکو معتقد است هرجا قدرتی وجود دارد لاجرم مقاومتی هم در برابر قدرت قد علم می کند. به چند دلیل می توان کارناول های شبانه را پاسخ و مقاومتی در برابر قدرت مدیریت شهری دانست؛ اول اینکه فروشندگان تا حدی از پرداخت قبوض مختلف و عوارض شانه خالی می کنند و این، مقاومتی اقتصادی است اما آنچه بیشتر جلب توجه می کند، مقاومت گفتمانی به معنای تعریف جدیدی از لذت، فراغت و غذای مناسب، در تقابل با تعریف رسمی و نهادینه شده آن است.



گزارش نوشته شده برای مرکز پژوهش های شورای اسلامی کلانشهر تبریز