ساختار نهاد اجتماعی جنگ

7 شهریور 1404 - خواندن 4 دقیقه - 68 بازدید


 اگر چه «جنگ»، یک نهاد اجتماعی است اما دارای ساختار منحصر به خود است. اجزای ساختار جنگ، شامل هر جزیی است که در وقوع، تداوم و یا پایان جنگ اثرگذار می باشد. این اجزا مشتمل بر سرمایه انسانی، تجهیزات و تسلیحات، فرایندها (آموزش، مقررات، قوانین، سیاست ها، دکترین ها، دستورالعمل و...)، اقتصاد، ایدئولوژی، سرمایه اجتماعی، تاریخ (سابقه منازعات پیشین) است. در واقع ساختار جنگ، هر آن چیزی است که بر وقوع و تغییر نتیجه جنگ اثرگذار است.

یکی از موارد جالب در شناخت جنگ، تقسیم بندی نسل های مختلف جنگ است. برخی از اندیشمندان، جنگ ها را در 5 نسل از یکدیگر مجزا کردند.

نسل اول جنگ ها: از پدیدار شدن بشر تا اختراع سلاح های گرم و متکی بر سلاح سرد.

نسل دوم جنگ ها: اختراع و بکارگیری سلاح های گرم تا زمان ورود ماشین به عرصه نبرد از مهمترین ویژگی های این دوره است.

نسل سوم جنگ ها: این جنگ ها مکانیزه و با توسعه نبرد هوایی و زیر سطحی همراه بود. بهره گیری وسیع از رسانه ها، افزایش همراهی گروه های مرجع به نسبت نسل های قبل جنگ.

نسل چهارم جنگ ها: با شروع انقلاب در علوم نظامی، به ویژه در زمینه اطلاعات، ارتباطات، الکترونیک، و رایانه، جنگ های نسل چهارم طراحی شد. از مشخصه های جنگ های نسل چهارم تاکید بر جنگ نرم (شامل جنگ های اطلاعاتی، جنگ روانی و تبلیغاتی، جنگ سایبری/رایاورد) است.

نسل پنجم جنگ ها: ناهمگون/ ناهمتراز، ایده محور (همانند ایده انفجار پیجرها و آسیب به بیش از سه هزار نفر در نبرد رژیم صهیونیستی علیه حزب الله)، هوش مضاعف، جنگ شناختی.

ویژگی مشترک تمام نسل های 5 گانه جنگ پیش از این، «غافلگیر کردن دشمن» بود. اما در برخی از درگیری های چندسال اخیر در جهان، ضمن حفظ اصل غافلگیری، ویژگی جدیدی به جنگ ها افزود. ویژگی تحت عنوان «هشدار و اعلام شیوه و زمان و مکان حمله به دشمن».

در واقع در برخی درگیری های چند سال اخیر، طرفین نبرد، زمان و مکان و شیوه حمله را پیش از درگیری به یکدیگر اطلاع دادند. گویی دیگر غافلگیر نمودن دشمن، در همه نبردها مسئله مهمی نیست. بلکه باید در برخی از نبردها، اطلاع رسانی گسترده و دقیق به دشمن در این خصوص ارائه کرد.

در بازکاوی دلایل چنین دگردیسی در ماهیت و شیوه رزم، می توان به مفهوم «صفر کشته» اشاره کرد. اینکه هر کشوری سعی می کند تلفات کمتری در نبرد داشته باشد، امری بدیهی و خردمندانه است. اما اینکه برخی کشورها تلاش می کنند تا تلفات کمتری از دشمن بگیرند، موضوعی قابل بررسی است. در واقع «جنگ پاک» و پرهیز از «جنگ کثیف» و شاید هم انجام یک عملیات نظامی با حداقل ایجاد نفرت در دشمن و پایین آوردن احتمال انتقام، پاسخ به مطالبات داخلی و شاید هم بازنگه داشتن مسیر مذاکره برای پایان جنگ (جهانفر، 1403).

البته اطلاع رسانی پیش از حمله، می تواند نشان دهنده توانمندی و اقتدار کشور حمله کننده نیز تلقی شود. ایجاد رعب و وحشت و افزایش نگرانی در دشمن می تواند نتیجه اعلام زمان و مکان و شیوه حمله باشد.

شاید در نسل جدید جنگ، شاهد افزایش اثرگذاری «جنگ شناختی» بیش از سایر انواع جنگ ها باشیم. جنگ شناختی مهمترین عرصه جنگ ترکیبی است. هدف جنگ شناختی اثرگذاری بلند مدت و پایدار بر روی ذهن مخاطب است. این در حالی است که در عملیات روانی، اثرگذاری کوتاه مدت مد نظر است.

ریشه «شناخت» در «حس»، «تجربه» و «دانش» است و در «جنگ شناختی» از «علوم شناختی» برای هدف قرار دادن «شناخت» عموم مردم و نخبگان جامعه استفاده می شود. ایجاد خطا در شناخت به وسیله ایجاد خطا در داده های دریافتی از طریق حواس، تجربیات و حتی دانش امکان پذیر است. «سرمایه اجتماعی» یکی از قربانیان اصلی جنگ شناختی است. رویگردانی مردم از حاکمیت، از همنوعان و از انواع سازمان ها از نتایج جنگ شناختی است. بی اعتمادی و کاهش مشارکت نیز از علایم موفقیت دشمنان در جنگ شناختی است (جهانفر، 1402).