تعارض در قلب منسفیلد(نگاهی به رمان «منسفیلد پارک» اثر جین آستن)

5 شهریور 1404 - خواندن 5 دقیقه - 132 بازدید


نویسنده: آنا کیسی(رمان نویس آمریکایی)

مترجم: فرزام کریمی



بی شک رمان «منسفیلد پارک» ازجمله رمان هایی بوده است که هیچ گاه نتوانستم آن را کنار بگذارم و حتی بعد از اتمام مطالعه اش هیچ گاه آنچه در طول این رمان رخ داده است از خاطرم محو نشد. خط روایی این رمان، نمایش تعارض در بنیان خانواده است. این رمان سرگذشت پرفرازونشیب دختری حساس، خوش قلب و محجوب است که شاهد ماجراها، دسیسه ها و عشق های آدم های دوروبر خود می شود و در گرداب حوادث، احساساتش را مهار می کند. اتفاق های غیرمنتظره او را به کام خود می کشند، اما فانی نمی خواهد تسلیم بدی های زمانه شود و همچنان بر ارزش ها پافشاری می کند. یکی از شخصیت های رمان یعنی «سر تامس برترام» عموی فانی برای کمک به زن برادرش که دچار تنگدستی شده، فانی را نزد خود می آورد و فانی در کنار فرزندان سرتامس برترام، ادموند، ماری و جولی بالیده می شود. فانی برای جبران غم و اندوه ناشی از دوری از خانواده اش خیلی زود دل بسته ی دومین پسرعمویش می شود. سال ها به سرعت سپری می شوند و وضعیت مالی سر برترام دیگر ثبات سابق را ندارد و به همین خاطر مجبورمی شود برای کار مدتی طولانی به هند سفر کند. در غیاب وی ماری با آقای راشوورث نامزد می شود که جوانی ثروتمند و درعین حال لاابالی است و در حوالی منسفیلد (محل زندگی خانواده برترام) صاحب ملکی است. در همین زمان خواهرزن و برادرزن کشیش محل یعنی مری و هنری کرافورد نزد این خانواده می آیند و ادموند شیفته مری می شود.فانی که پس از گذر سال ها عشق و علاقه اش به پسرعمویش عمیق تر شده است، با پی بردن به شیفتگی ادموند بسیار اندوهگین می شود و دراین بین دخترعموی فانی یعنی ماری رابطه اش را با هنری کرافورد آغاز می کند. با بازگشت سر تامس برترام اوضاع تا حدودی سامان می یابد. ماری با نامزدش راشوورث ازدواج می کند و هنری که پس از مدتی غیبت به دهکده بازگشته است، توجهش معطوف به فانی می شود و از او تقاضای ازدواج می کند، اما فانی با توجه به مخالفت عمویش دست رد به سینه اش میزند.پس ازآن سیر روایی داستان سرعت بیشتری به خویش می گیرد و درنهایت دو دختر سرتامس فرجام بدی را تجربه می کنند؛ ماری با هنری فرار می کند و جولی همراه عاشقی نا پخته به نام آقای ییتس خانه را ترک می کند. دراین بین رفتار خودخواهانه مری کرافورد چشمان ادموند پسرعموی فانی را باز می کند و باعث می شود که ادموند به اشتباه خود پی ببرد و از عشق کورکورانه اش دست بکشد و آرامش را در کنار فانی دخترعموی نجیبش بیابد و با او ازدواج کند.یکی از نکاتی که در این رمان به چشم می خورد، تیزهوشی جین آستن در به کارگیری شخصیت های رمانش و جایگاه طبقاتی آن هاست. به لحاظ جایگاه طبقاتی از طبقات فقیر تا ثروتمند جامعه در رمان های او حضور دارند؛ اما آنچه در این اثر حائز اهمیت است تاکید بر اهمیت روابط و درعین حال نقش محل تولد، ازدواج، فرهنگ خانوادگی و شخصیت افراد است. هرچند که عواملی نظیر حماقت، خودپسندی و جهالت همیشه سبب خلق رخدادهای این قصه می شوند.«منسفیلد پارک» برخلاف بسیاری از آثار کلاسیک نه تنها به سمت وسوی قهرمان سازی و قهرمان پروری حرکت نمی کند، بلکه به وضوح می توان ازهم پاشیدگی آمیخته با وهم و ترس را در آن رویت کرد. اگر به تحلیل شخصیت ها در این اثر توجه کنیم به واقع می توان شخصیت ساده و تک بعدی فانی را بسان بره ای دانست که در میان گرگ ها زیست می کند. همچنین می توان دلگیری او را به نوعی اعتراض صلح آمیز تشبیه کرد که گویی فانی سعی می کند در عین قدرتمندی بدون توسل به خشونت راهش را طی کند و درنهایت او در مقابل عشق موضع سرسختانه ای نمی گیرد و در مقابل بازگشت معشوقه اش سرسختانه بر روی موضع قبلی اش ایستادگی نمی کند و ادموند پشیمان از گذشته اش را بی سرزنش در نزد خود می پذیرد. این همان نکته ای است که می تواند ما را به تامل وادارد. پرسش این است که آیا می توان با مقاومت صلح طلبانه در جهان امروز زیست کرد؟ آیا هیچ نیروی بدخواهانه و انرژی منفی در اطراف ما وجود ندارد؟ آیا 200 سال آینده چنین مضمونی را به فرار از حقیقت و نوعی وارونه جلوه دادن حقیقت تعبیر نخواهند کرد؟ پاسخ این پرسش ها هر آنچه باشد بی شک منسفیلد پارک را می توان به علت ترکیب نشانه های مدرنیته با رمانی کلاسیک یکی از متفاوت ترین رمان ها در عصر خویش و در میان آثار آستن برشمرد.