[گرگور سامسا، آینه انسان مدرن]

5 شهریور 1404 - خواندن 2 دقیقه - 33 بازدید

رمان کوتاه «مسخ» نوشته فرانتس کافکا، یکی از آثار شاخص ادبیات مدرن است که با نگاهی استعاری و تلخ، به مساله بیگانگی انسان در دنیای مدرن می پردازد. شخصیت اصلی داستان، گرگور سامسا، فروشنده دوره گردی است که ناگهان به حشره ای عظیم الجثه بدل می شود؛ اما تراژدی اصلی نه در دگرگونی جسمانی او، بلکه در واکنش اطرافیان و فروپاشی جایگاه انسانی او نهفته است.
این اثر، تصویری عمیق از فروپاشی هویت انسانی در ساختار خانواده و جامعه ارائه می دهد؛ جایی که ارزش انسان تنها در میزان کارایی و سودآوری او تعریف می شود. گرگور، که تا پیش از این تامین کننده مالی خانواده اش بود، پس از مسخ شدن، به موجودی زائد و مزاحم بدل می شود. روند تدریجی طرد شدن او، نماد فروکاستن انسان به شیء در نظام های خشک و بی عاطفه است.
درک مسخ، صرفا با خواندن ظاهری آن ممکن نیست. باید در لایه های زیرین داستان به جست وجوی مفاهیمی چون ازخودبیگانگی، مسئولیت، فداکاری یک سویه، و فقدان عشق بی قید و شرط پرداخت.
گرگور پیش از آنکه جسمش دگرگون شود، روحا در تنهایی و فشار مسئولیت بی پایان فرسوده شده بود.
این رمان، آینه ای ست پیش روی ما؛ یادآوری این نکته که هر انسانی پیش از هر عنوان و نقشی، سزاوار درک، محبت، و انسانیت است.


✍️امیرمحمد جودی ثمرین

دانشگاه محقق اردبیلی