تحلیلی بر سطوح منطقی تغییر و تحول فردی: تطبیق مدل رابرت دیلتس با رویکردهای نوین خودسازی

1 شهریور 1404 - خواندن 20 دقیقه - 221 بازدید

تحلیلی بر سطوح منطقی تغییر و تحول فردی: تطبیق مدل رابرت دیلتس با رویکردهای نوین خودسازی

چکیده

تغییر و تحول فردی، به عنوان یک پدیده جهانی، همواره چالش برانگیز بوده و دستیابی به دگرگونی های پایدار در رفتار، نیازمند درک عمیق از عوامل زیربنایی است. این گزارش با هدف تحلیل یک مدل خودسازی پنج مرحله ای، که در یک سخنرانی غیررسمی توسط لقمان فتاحی مطرح شده است ، در چارچوب نظری «سطوح منطقی تغییر» رابرت دیلتس (Robert Dilts) ارائه می شود. مدل دیلتس که ریشه در برنامه ریزی عصبی-کلامی (NLP) و نظریات گریگوری بیتسون (Gregory Bateson) دارد، یک چارچوب سلسله مراتبی برای درک فرآیندهای فکری، رفتاری، و شخصیتی فراهم می کند.

تحلیل حاضر نشان می دهد که مدل مطرح شده در متن اولیه، یک رویکرد کاربردی و از بالا به پایین را منعکس می کند که از هویت شروع شده و به محیط می رسد. این در حالی است که مدل آکادمیک دیلتس، یک ابزار تشخیصی از پایین به بالا است که از محیط آغاز شده و به سمت سطوح بالاتر (هویت و معنویت) حرکت می کند. این گزارش با تطبیق این دو رویکرد، اثبات می کند که هر دو مدل، اصول کلیدی همسویی سطوح را برای دستیابی به تغییرات پایدار به رسمیت می شناسند. یافته های پژوهش با تکیه بر منابع علمی بین المللی و داخلی، به ویژه در حوزه هویت و محیط، به این نتیجه می رسند که کانون اصلی تغییرات پایدار نه در سطح رفتارهای بیرونی، بلکه در سطوح عمیق تر باورها، ارزش ها و هویت فردی نهفته است. این تحلیل شکاف میان رویکردهای کاربردی مربی گری و مبانی نظری روان شناسی را پر می کند و چارچوبی ساختاریافته برای پژوهشگران و مربیان فراهم می آورد.

۱. مقدمه

۱.۱. پیشینه و اهمیت مطالعه تغییر و تحول فردی

اشتیاق به رشد فردی و بهبود کیفیت زندگی، از نیازهای اساسی بشر محسوب می شود. در دنیای امروز، منابع آموزشی فراوانی در دسترس هستند که افراد را به سوی تغییرات مثبت سوق می دهند. متن اولیه «۵ مرحله تغییر و تحول» ، نمونه ای برجسته از رویکردهای کاربردی و انگیزشی در این زمینه است. نویسنده در این متن، تغییر را یک «ابرقدرت» توصیف می کند و موفقیت را حاصل «خلق عادت های صحیح» می داند. او با طرح یک مدل پنج مرحله ای (هویت، باورها، توانایی ها، رفتار، و محیط)، تلاش می کند چارچوبی برای درک و اجرای تغییرات پایدار ارائه دهد. این مدل، با وجود لحن غیررسمی و انگیزشی خود، حاوی مفاهیم عمیقی است که در حوزه های روان شناسی و علوم شناختی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته اند.

هدف از نگارش این گزارش، فراتر از بازنشر یک متن آموزشی است. این پژوهش قصد دارد مدل مطرح شده را از زبان یک مربی به یک چارچوب علمی معتبر تبدیل کند. این امر با ارزیابی دقیق ساختار و مفاهیم آن در پرتو یکی از مهم ترین نظریه های تغییر در روان شناسی، یعنی «سطوح منطقی دیلتس»، محقق خواهد شد. این مدل، ابزاری قوی برای تحلیل فرآیندهای درونی و بیرونی تغییر ارائه می دهد و به ما کمک می کند تا بفهمیم چرا برخی تغییرات به آسانی حاصل می شوند، در حالی که برخی دیگر پایدار نیستند.

۱.۲. معرفی مدل سطوح منطقی دیلتس به عنوان چارچوب نظری

«سطوح منطقی» (Logical Levels) مدلی است که توسط رابرت دیلتس، پیشگام در زمینه برنامه ریزی عصبی-کلامی (NLP) توسعه یافته است. این مدل، که در اواسط دهه ۱۹۸۰ طراحی و در کتاب «تغییر باورها با NLP» در سال ۱۹۹۰ منتشر شد ، یک ساختار سلسله مراتبی برای تحلیل تجربیات انسانی، رفتارها و فرآیندهای تغییر فراهم می کند. مدل دیلتس بر این اصل استوار است که تغییرات در سطوح بالاتر، تاثیر عمیق تر و پایدارتری بر سطوح پایین تر دارند. این چارچوب شش سطح اصلی را دربرمی گیرد: محیط، رفتار، توانایی ها، باورها/ارزش ها، هویت، و معنویت/چشم انداز. این گزارش با استفاده از این چارچوب نظری، مدل پنج مرحله ای ارائه شده را تحلیل و به شکل علمی بازسازی خواهد کرد. این رویکرد به خوانندگان امکان می دهد تا فراتر از یک رویکرد انگیزشی، به درک عمیق تری از پویایی های تغییر دست یابند.

۲. مبانی نظری مدل سطوح منطقی تغییر و تحول

۲.۱. ریشه های مدل و ساختار سلسله مراتبی آن

مدل سطوح منطقی رابرت دیلتس بر پایه نظریات «سطوح منطقی یادگیری» گریگوری بیتسون، روان شناس و مردم شناس، بنا شده است. بیتسون معتقد بود که یادگیری و تغییر در سطوح مختلفی رخ می دهند که هر سطح، بر سطوح زیرین خود تاثیر می گذارد. دیلتس این مفهوم را توسعه داد و یک چارچوب عملی برای کاربرد آن در فرآیندهای توسعه فردی و سازمانی ایجاد کرد.

اصل بنیادین این مدل، «اصل تاثیر از بالا به پایین» است: تغییر در یک سطح بالاتر، به صورت خودکار و با قدرت بیشتری، منجر به تغییر در سطوح پایین تر می شود. به عبارت دیگر، حل یک مسئله در سطح بالاتر از خود مسئله، معمولا بسیار موثرتر از تلاش برای حل آن در همان سطح یا سطوح پایین تر است. برای مثال، اگر فردی در انجام یک رفتار (سطح رفتار) با مشکل مواجه است، ممکن است ریشه اصلی در باورهای او (سطح باورها) یا حتی هویت او (سطح هویت) نهفته باشد. در این حالت، هرگونه تلاش برای تغییر صرفا در سطح رفتار، موفقیت آمیز و پایدار نخواهد بود، مگر آنکه ابتدا مشکل در سطوح بالاتر حل شود.

۲.۲. معرفی جامع سطوح شش گانه دیلتس

مدل دیلتس شامل شش سطح است که از پایین ترین (بیرونی ترین) سطح به بالاترین (درونی ترین) سطح مرتب شده اند. هر سطح به یک پرسش بنیادین پاسخ می دهد و درک آن ها به ما کمک می کند تا فرآیندهای تغییر را به شکلی نظام مند تحلیل کنیم. در ادامه، این سطوح به همراه تطبیق با مثال های ارائه شده در متن اولیه ، تشریح می شوند.

  • سطح ۱: محیط (Environment): این سطح، بیرونی ترین لایه است و به عوامل فیزیکی و اجتماعی پیرامون فرد اشاره دارد. محیط تعیین می کند که «کجا» و «چه زمانی» یک رفتار رخ می دهد. در متن اولیه، نویسنده به تاثیر عواملی چون نور مناسب، وجود کتاب، یا حضور افراد منفی نگر بر رفتار تندخوانی اشاره می کند. این سطح در واقع زمینه اصلی برای هر عمل است و می تواند مانع یا تسهیل کننده تغییر باشد. سوالات مربوط به این سطح عبارتند از: «کجا هستید؟»، «چه چیزی می بینید؟»، «چه زمانی انجام می دهید؟».
  • سطح ۲: رفتار (Behavior): این سطح مربوط به «آنچه» یک فرد انجام می دهد یا از انجام آن خودداری می کند. رفتار، اعمال و واکنش های قابل مشاهده است که در محیط رخ می دهند. مثال نویسنده در متن اولیه، «۳۰ دقیقه در روز تندخوانی کردن» است که یک رفتار مشخص و قابل اندازه گیری محسوب می شود. این سطح اگرچه نمایان ترین بخش تغییر است، اما ریشه آن در سطوح بالاتر قرار دارد.
  • سطح ۳: توانایی ها و مهارت ها (Capabilities & Skills): این سطح به «چگونگی» انجام یک رفتار مربوط می شود. توانایی ها، مهارت ها و دانش فردی هستند که به او اجازه می دهند یک رفتار خاص را انجام دهد. در مثال تندخوانی، «داشتن مهارت تندخوانی» یک توانایی است که برای اجرای رفتار ۳۰ دقیقه مطالعه در روز ضروری است. اگر فردی توانایی لازم را نداشته باشد، قادر به انجام رفتار مورد نظر نخواهد بود، هرچند که در سطح محیط یا باورها مشکلی نداشته باشد.
  • سطح ۴: باورها و ارزش ها (Beliefs & Values): این سطح، موتور محرک تغییر و به «چرایی» انجام یک رفتار پاسخ می دهد. باورها، اعتقادات فرد در مورد جهان و خودش هستند، و ارزش ها، معیارهای درونی او برای قضاوت در مورد اهمیت یک چیز هستند. نویسنده به درستی به این سطح اشاره می کند که «اگر یادگیری و مطالعه جزو ارزش های شما نباشد» یا «باور کنید که می توانید یا نمی توانید»، این عوامل مستقیما بر رفتار شما تاثیر می گذارند. باورهای محدودکننده، مانند «من به اندازه کافی باهوش نیستم»، می توانند مانع از کسب مهارت یا انجام رفتار شوند، حتی اگر فرد به توانایی های لازم دسترسی داشته باشد.
  • سطح ۵: هویت (Identity): این سطح عمیق ترین لایه در مدل پنج سطحی نویسنده و به پرسش «چه کسی؟» پاسخ می دهد. هویت، احساس فرد از خودش، نقش ها و تعریفی است که از خود ارائه می دهد. جملات «من هستم...» در این سطح قرار می گیرند. نویسنده به خوبی توضیح می دهد که اگر هویت شما «من یک آدم تنبل هستم» یا «من یک سیگاری هستم» باشد، تغییر رفتار (ترک سیگار یا اهمال کاری) بسیار دشوار خواهد شد. این باور در مورد خود، قدرتی به مراتب بیشتر از باورهای مربوط به توانایی ها دارد و همه سطوح پایین تر را هدایت می کند. تحقیقات ایرانی نیز تاثیر متقابل هویت فردی و محیط را تایید می کنند.
  • سطح ۶: چشم انداز و معنویت (Spirituality & Mission): این بالاترین سطح در مدل کامل دیلتس است و به پرسش «برای چه کسی؟» یا «برای چه چیزی؟» پاسخ می دهد. این سطح فراتر از فرد است و به ارتباط او با یک سیستم بزرگ تر (خانواده، جامعه، یا یک هدف بزرگ تر) مربوط می شود. این سطح، به معنای زندگی و هدف وجودی می پردازد. اگرچه نویسنده در متن اولیه به این سطح اشاره نکرده است، اما این لایه در مدل اصلی دیلتس برای دستیابی به خودشکوفایی و تغییرات بنیادین، حیاتی محسوب می شود.

برای درک بهتر ساختار و تفاوت های بین مدل های مختلف، جدول زیر سطوح منطقی تغییر را به صورت مقایسه ای ارائه می دهد:

(در متن اولیه وجود ندارد)سطحپرسش بنیادینتوصیفمثال کاربردی از متن اولیهمحیط (Environment)کجا؟ چه زمانی؟عوامل بیرونی و شرایط فیزیکی.محیطی با نور مناسب برای مطالعه.رفتار (Behavior)چه چیزی؟اعمال و واکنش های قابل مشاهده.اختصاص ۳۰ دقیقه در روز به تندخوانی.توانایی ها (Capabilities)چگونه؟مهارت ها و دانش لازم برای انجام یک کار.داشتن مهارت تندخوانی.باورها/ارزش ها (Beliefs & Values)چرا؟اعتقادات، انگیزه ها، و معیارهای درونی.باور به امکان تندخوانی، ارزشمند بودن مطالعه.هویت (Identity)چه کسی؟احساس از خود و تعریف فرد از خودش.«من یک تندخوان هستم.»چشم انداز (Spirituality)برای چه چیزی؟ارتباط با یک هدف یا سیستم بزرگ تر.

۳. تحلیل و تطبیق مدل با رویکردهای کاربردی

۳.۱. تحلیل محتوای اولیه «۵ مرحله تغییر و تحول» و مفهوم همسویی سطوح

متن اولیه، اگرچه به لحاظ ساختاری با مدل آکادمیک دیلتس تفاوت دارد، اما به صورت شهودی به یکی از مهم ترین اصول آن می پردازد: همسویی سطوح. نویسنده به صراحت بیان می کند که «اگر یکی از این سطوح سر جای خودش نباشه، نمی تونید به درستی این کارو کنید» و «اگر این سطوح هماهنگ نباشند، اینجاست که دوباره اهمال کاری شروع میشه». این مشاهده دقیق نشان می دهد که نویسنده به طور عمیق درک کرده است که تغییرات پایدار، نتیجه یک فرآیند منسجم و هماهنگ در تمام ابعاد وجودی فرد هستند.

۳.۲. کاربرد مدل در حوزه های مختلف (مطالعه، مالی و غیره)

مدل سطوح منطقی، ابزاری قدرتمند برای تحلیل چالش های تغییر در زمینه های مختلف است. با استفاده از این چارچوب، می توان مثال های ارائه شده توسط نویسنده را به شکلی نظام مند بررسی کرد:

  • مثال تندخوانی: فرض کنید فردی می خواهد روزی ۳۰ دقیقه تندخوانی کند. اگر محیط او نامناسب باشد (مثلا تاریک باشد یا پر از حواس پرتی) ، این رفتار به سادگی متوقف می شود. اما حتی اگر محیط مناسب باشد، عدم وجود مهارت تندخوانی (توانایی) او را از ادامه بازمی دارد. فراتر از آن، اگر او باور نداشته باشد که تندخوانی ممکن است یا آن را ارزشمند نداند (باورها/ارزش ها)، تلاشی برای کسب مهارت یا انجام رفتار نخواهد کرد. در نهایت، اگر هویت او بگوید «من کندخوان هستم» یا «من به اندازه کافی باهوش نیستم»، این هویت محدودکننده می تواند تمام تلاش های او را در سطوح پایین تر خنثی کند. بنابراین، تغییر پایدار از سطح هویت شروع می شود.
  • مثال پس انداز پول: نویسنده این مثال را برای توضیح همسویی سطوح به کار می برد. اگر فردی می خواهد پول پس انداز کند (رفتار)، اما هویتش این باشد که «من یک آدم فقیر هستم» یا «من مسئولیت پذیر نیستم»، این رفتار به احتمال زیاد با شکست مواجه می شود. در این حالت، باورهای مرتبط با پول (مثلا «من نمی توانم پول نگه دارم») نیز نقش مخربی ایفا می کنند. حتی اگر باورها و هویت مناسبی وجود داشته باشد، ضعف در مهارت های مالی (توانایی) یا زندگی در یک محیط ولخرج (محیط) می تواند مانع از موفقیت شود.

۳.۳. از رویکرد انگیزشی تا چارچوب تشخیصی: تحلیل وارونگی مدل در متن اولیه

یکی از تفاوت های اصلی میان متن اولیه و مدل آکادمیک دیلتس، ترتیب سطوح است. نویسنده مدل خود را به صورت وارونه (از هویت به محیط) ارائه می کند، در حالی که مدل علمی معمولا از پایین به بالا (از محیط به هویت) مطرح می شود. این وارونگی، نشان دهنده یک تفاوت بنیادین در کاربرد این دو مدل است:

  • مدل آکادمیک دیلتس: چارچوب تشخیصی (از پایین به بالا): در محیط های بالینی یا مشاوره، این مدل به عنوان یک ابزار تشخیصی عمل می کند. یک روان درمانگر یا کوچ با مشاهده رفتار نامطلوب (مثلا اهمال کاری) در محیط خاص، به تدریج به سطوح بالاتر می رود تا ریشه اصلی مسئله را شناسایی کند. آیا مشکل در نبود مهارت است؟ در باورهای محدودکننده است؟ یا در نهایت، به هویت فرد مربوط می شود؟.
  • مدل نویسنده: رویکرد کاربردی (از بالا به پایین): نویسنده در متن خود، از یک استراتژی انگیزشی استفاده می کند. او می داند که قوی ترین اهرم برای تغییر، هویت است. با تشویق مخاطب به پذیرش یک هویت جدید و قدرتمند («من یک تندخوان هستم»)، او یک نیروی محرکه از بالا به پایین ایجاد می کند. این هویت جدید، به صورت خودکار، نیاز به باورهای همسو («تندخوانی ممکن است»)، کسب توانایی های جدید («مهارت تندخوانی»)، و در نهایت، اجرای رفتار مورد نظر («۳۰ دقیقه مطالعه») را در محیط مناسب، ایجاد می کند. بنابراین، این وارونگی نه یک اشتباه، بلکه یک استراتژی هوشمندانه برای تسهیل تغییر از قدرتمندترین سطح است. این رویکرد، تفاوت میان یک تحلیل علمی و یک فرآیند مربی گری عملی را به خوبی نشان می دهد.

۴. رویکردهای علمی مرتبط و مقایسه با سایر مدل ها

۴.۱. دیدگاه های آکادمیک ایرانی در باب هویت و محیط

بررسی منابع علمی ایرانی نشان می دهد که مفاهیم مطرح شده در مدل دیلتس، به ویژه در رابطه با هویت و محیط، در ادبیات علمی داخلی نیز مورد تایید قرار گرفته اند. یک مقاله پژوهشی با عنوان «درآمدی بر مفهوم هویت محیط انسان ساخت» به این موضوع می پردازد که هویت، عاملی کیفی است که بر ساختار محیط تاثیر می گذارد. این پژوهش، به ارتباط متقابل میان انسان و محیط می پردازد و بیان می کند که هویت، در کنار سایر مولفه ها، به نیازهای اساسی انسان در محیط پاسخ می دهد.

در پژوهشی دیگر از دیدگاه فلسفه اسلامی، نقش عوامل محیطی بر تنوع شخصیت انسان مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های این تحقیق تاکید می کنند که اگرچه محیط های طبیعی و اجتماعی نقش اولیه ای در شکل گیری شخصیت دارند، اما عوامل اکتسابی، به ویژه «باورها و رفتارهای شخصی»، به عنوان سومین عامل موثر در شخصیت شناخته می شوند. این پژوهش در نهایت به این نتیجه می رسد که در اندیشه متفکران اسلامی، نقش محیط ابتدایی است و «اعمال اختیاری» (که معادل رفتارهای انتخابی و آگاهانه هستند) نقش کلیدی و اساسی در شکل گیری شخصیت انسان دارند. این یافته ها، به طور مستقیم با مدل دیلتس همخوانی دارند و اعتبار آن را در یک بستر فرهنگی و فکری متفاوت تایید می کنند. آنها نشان می دهند که اگرچه محیط یک عامل مهم است، اما کانون اصلی تغییرات پایدار در سطوح بالاتر، یعنی باورها و اقدامات آگاهانه، قرار دارد.

۴.۲. مقایسه با مدل های مدیریت تغییر سازمانی

مدل سطوح منطقی دیلتس، در مقایسه با سایر مدل های مدیریت تغییر که بیشتر در حوزه سازمانی مطرح هستند، یک رویکرد جامع تر برای درک تغییرات فردی ارائه می دهد. با این حال، اصول بنیادین آن در مدل های سازمانی نیز قابل مشاهده است:

  • مدل سه مرحله ای لوین (Lewin): مدل «یخ زدایی، تغییر، و دوباره یخ زدایی» لوین بر جنبه های روان شناختی تغییر تاکید دارد. مرحله «یخ زدایی» با ایجاد آگاهی و کاهش مقاومت در برابر تغییر، به طور مستقیم با سطوح بالاتر مدل دیلتس (باورها و هویت) هم راستا است.
  • مدل انتقال بریجز (Bridges): این مدل بر «فرآیند عاطفی و روان شناختی» افراد در طول تغییر تمرکز دارد و مراحل «پایان دادن، از دست دادن و رها کردن» را مطرح می کند. این مراحل، به چالش های رها کردن هویت قدیمی و پذیرش یک هویت جدید اشاره دارند، که کاملا با سطح هویت در مدل دیلتس منطبق است.
  • مدل هشت مرحله ای کوتر (Kotter): این مدل بر رهبری و فرآیندهای بزرگ مقیاس تمرکز دارد. مراحل ابتدایی آن مانند «ایجاد حس فوریت» و «ایجاد چشم انداز استراتژیک»، در بالاترین سطوح مدل دیلتس (چشم انداز و هویت) قرار می گیرند و نشان می دهند که تغییرات از سطوح کلان شروع شده و سپس به سطوح عملیاتی (رفتارها) منتقل می شوند.

۵. نتیجه گیری و راهکارهای عملی برای تغییر پایدار

۵.۱. اهمیت همسویی سطوح منطقی

تحلیل جامع مدل «۵ مرحله تغییر و تحول» در چارچوب نظری «سطوح منطقی دیلتس» نشان می دهد که دستیابی به تغییرات پایدار در رفتار، یک فرآیند چندلایه و سلسله مراتبی است. همان طور که نویسنده متن اولیه به درستی اشاره کرده است ، ناکامی در تغییر اغلب به دلیل عدم همسویی درونی میان سطوح مختلف، به ویژه میان هویت، باورها و رفتار، رخ می دهد. تغییرات پایدار تنها زمانی حاصل می شوند که مسئله در بالاترین سطح منطقی خود حل شود. این بدان معناست که اگر رفتاری (مثلا اهمال کاری) ناشی از یک هویت محدودکننده («من یک آدم تنبل هستم») باشد، تمرکز صرف بر روی رفتار بی اثر خواهد بود. حل مسئله باید از تغییر درونی هویت آغاز شود تا سطوح پایین تر به صورت خودکار هماهنگ شوند.

۵.۲. پیشنهادات برای استفاده در کوچینگ و توسعه فردی

این تحلیل کاربردهای عملی مدل سطوح منطقی را برای مربیان، روان شناسان و حتی افراد عادی نمایان می سازد. پیشنهاد می شود که برای تسهیل تغییر، یک رویکرد دوگانه اتخاذ شود:

  • رویکرد تشخیصی (از پایین به بالا): با مشاهده رفتار (چه کاری انجام می شود؟) و محیط (کجا و چه زمانی؟) شروع کنید. سپس به سمت سطوح بالاتر حرکت کنید و پرسش هایی در مورد مهارت ها (چگونه؟)، باورها و ارزش ها (چرا؟)، و هویت (چه کسی؟) مطرح کنید تا ریشه اصلی مشکل مشخص شود. این رویکرد به جلوگیری از تلاش های بی حاصل برای تغییر صرفا در سطح رفتار کمک می کند.
  • رویکرد کاربردی (از بالا به پایین): پس از شناسایی ریشه مسئله، فرآیند تغییر را از بالاترین سطح آغاز کنید. همان طور که در متن اولیه به صورت شهودی به آن پرداخته شده است، با کمک به فرد برای پذیرش یک هویت جدید و توانمند (مثلا «من یک تندخوان هستم» یا «من یک فرد مسئولیت پذیر هستم»)، زمینه برای همسویی خودکار باورها، توانایی ها و رفتارها فراهم می شود. این رویکرد، قدرتمندترین اهرم برای ایجاد تغییرات عمیق و ماندگار است.

در نهایت، این گزارش تایید می کند که مدل ارائه شده در متن اولیه، یک رویکرد معتبر و موثر برای تغییر فردی است که با مبانی نظری معتبر در روان شناسی و فلسفه همخوانی دارد. این همخوانی، اعتبار عملی و علمی این مدل را در کنار سایر نظریه های معاصر تغییر و تحول، برجسته می سازد.

منابع

  1. Dilts R. Sleight of Mouth: The Magic of Conversational Belief Change. Capitola: Dilts Strategy Group; 2017.
  2. Dilts R, DeLozier J. Encyclopedia of Systemic NLP and NLP New Coding. Capitola: NLP University Press; 2000.
  3. Dilts R. Changing Beliefs with NLP. Capitola: Meta Publications; 1990.
  4. Javadi M, Budagh M, Makani V. Introduction to the identity of the built environment by elements of location, space and body. Quarterly Urban Management. 2015;41:139-160.
  5. Riahi S, Akhlaghi M, Ahmadi A, Rezaei M. Analysis of environmental characteristics on the diversity of human personality from the perspective of Islamic philosophers and its role in environmental planning. New Attitudes in Human Geography (Human Geography). 2019;12(1):495-507.
  6. Fattahi L. 5 Stages of Change and Transformation. [blog]. 2023 Jul 31 [cited 2023 Aug 1]. Available from: uploaded: 5 مرحله تغییر و تحول.docx.
  7. Chengeer L. Self-Coaching Tool: Pyramid of Logical Level by Robert Dilts. [blog]. 2023 Apr 15 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://chengeer.medium.com/self-coaching-tool-pyramid-of-logical-level-by-robert-dilts-8c627f0686f0.
  8. Jaroszewska H. Dilts Logical Levels of Change. [blog]. 2023 May 10 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://halinajaroszewska.com/blog/toolkit/tools/dilts-logical-levels-of-change/.
  9. Unconscious Agile. The Logical Levels Model. [blog]. 2023 May 27 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://unconsciousagile.com/2023/05/27/logical-levels.html.
  10. Landsiedel-Seminare. The Neurological Levels. [blog]. 2024 Apr 24 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://www.landsiedel-seminare.de/en/nlp-library/neurological-levels.php.
  11. Invgate. What is a Change Management model – and why are they relevant? [blog]. 2023 Nov 21 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://invgate.com/itsm/change-management/change-management-models.
  12. Sociabble. 10 Best Change Management Models. [blog]. 2024 May 29 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://www.sociabble.com/blog/employee-communications/change-management-models/.
  13. IVSI. Comprehensive Guide to Logical Levels in NLP for Effective and Sustainable Change. [blog]. 2024 May 11 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://ivsi.ir/nlp-logical-levels/.
  14. Iran Coaching Center. Logical Levels of Dilts. [blog]. 2023 Sep 21 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://irancoaching.org/logical-levels/.
  15. ResearcgGate. Own representation: Logical levels according to Robert Dilts.. 2021 May 10 [cited 2024 Jul 10]. Available from: https://www.researchgate.net/figure/Own-representation-Logical-levels-according-to-Robert-Dilts_fig1_351485863.