اقتدار تثبیت کننده ادراک انسان

1 شهریور 1404 - خواندن 3 دقیقه - 15 بازدید



[محیی الدین ابن عربی]

(بیت خدا قلب بنده ی مومنش است) بیت خدا، قلب بنده ی مومنش می باشد، و بیت، بیت اسم او تعالی است و عرش، محل استوا و استیلای رحمان، پس: «ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی = هر کدام را بخوانید، اسماء نیکو از آن اوست – الاسراء/110» پس: «لا تجهر بصلاتک و لا تخافت بها = نماز خویش بلند مکن و آن را آهسته مخوان - الاسراء/110» همان گونه که او: « یعلم الجهر و ما یخفی = آشکار و نهان را بداند – طه/ 7 » «اخفی = نهان» فرموده ی اوست که:«و ابتغ بین ذلک سبیلا = میان این دو راهی بجوی- الاسراء/110» زیرا آن «اخفی» پنهان تر از «سر» است – یعنی آشکارتر – زیرا وسط، که حائل بین دو طرف و معین کننده دو طرف و امتیاز دهنده آن دو از یکدیگر است، از آن دو پنهان تر می باشد، مانند خط فاصل بین سایه و آفتاب، و برزخ بین دو دریای شور و شیرین، و فاصل بین سیاهی و سفیدی در جسم که می دانیم آنجا فاصلی می باشد، ولی آن را دیده درک نمی کند و عقل بدان گواهی می دهد – اگر چه تعقل نمی کند آن چیست؟ یعنی ماهیتش را درک نمی کند.(1)

***

[یزدانپناه عسکری]

اقتدار دسته کردن و همسویی اسماء الهی در قلب انسان که سجودش بر اسماء الهی و در قبضه ی دست قدرت مقلب خود، جامع اسماء الهی که محل استوا و استیلای اوست و هیچ مخلوقی از آن منفک نیست و آدمی را وادار به ادراک می کند. (ذو مره فاستوی- النجم/6 )

_____________

1 - فتوحات مکیه جلد پنجم ، شیخ محی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383 صفحه 510

- [(بیت الله قلب عبده المومن) فالله بیته قلب عبده المومن. و البیت بیت اسمه- تعالی-، و العرش مستوی الرحمن." فایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی".-" فلا تجهر بصلاتک و لا تخافت بها"-" فانه یعلم الجهر و ما یخفی"- کما انه" یعلم السر و اخفی"- و اخفی هو قوله: و ابتغ بین ذلک سبیلا- فانه اخفی من السر، ای اظهر. فان الوسط الحائل بین الطرفین، المعین للطرفین و الممیز لهما، هو اخفی منهما. کالخط. الفاصل بین الظل و الشمس، و البرزخ بین البحرین الاجاج و الفرات، و الفاصل بین السواد و البیاض، فی الجسم: نعلم ان ثم فاصلا، و لکن لا تدرکه العین و یشهد له العقل، و ان کان لا یعقل ما هو؟ ای لا یعقل ماهیته. (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه (عثمان یحیی)، 14جلد، دار احیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1994 م. ج10، ص: 62 )]