اسماء الهی مسمای خودشان را طلب می کنند

1 شهریور 1404 - خواندن 3 دقیقه - 19 بازدید



[محیی الدین ابن عربی]

(اسماء الهیه به بیت قلبی که حق را فرا گرفته است حج می گزارند) و چون حج گزاردن این بیت تکرار قصد در زمان مخصوص می باشد، قلب هم همان طور قصد اسماء الهیه را در حال مخصوص دارد، زیرا هر اسمی دارای حال خاصی است که آن را می طلبد، لذا هر گاه که آن حال از بنده ظاهر می شود، اسمی را که بدان (حال) اختصاص دارد می طلبد و قصد آن اسم را می کند؛ از این روی اسماء الهیه بیت قلب را حج می گزارند. گاهی از آن جهت حج می گزارند که قلب، حق را فرا گرفته است، و اسماء، مسمای خودشان را طلب می کنند، پس ناگزیرند که مسمای خویش را قصد کنند، از این روی بیتی را قصد می کنند که گفته شده او را فرا گرفته است، فرا گرفتنی که آن را فقط خداوند سبحان می داند و بس، و از آن جهت آن را قصد می کنند که رو به سوی احوالی دارند که آن ها را از اکوان و موجودات می طلبند، چون حکم آن ها (اسماء) در آن موجود معین پایان پذیرفت، بازگشته و مسمای خویش را می طلبند، از این روی قلب مومن را می طلبند و آن را قصد می کنند، و چون این قصد از جانب آن ها تکرار یافت، آن قصد مکرر حج نامیده می شود.

(1)

***

[یزدانپناه عسکری]

طلب اسماء الهی مسمای خویش را به حق و به قصد مکرر در زمان و احوال و محل های مخصوص، سیالیت و تعقل و حج بیت قلبی مومن و درنگ در عرفه ارزش واقعی تعقل قلب است.

_____________

1 - فتوحات مکیه جلد 5 ، شیخ محی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383 صفحه 511

- [(الاسماء الالهیه تحج بیت القلب الذی وسع الحق) و لما کان الحج لهذا" البیت" تکرار القصد فی زمان مخصوص، کذلک القلب تقصده الاسماء الالهیه فی حال مخصوص. اذ کل اسم له حال خاص یطلبه. فمهما ظهر ذلک الحال من العبد، طلب الاسم الذی یخصه، فیقصده ذلک الاسم فلهذا تحج الاسماء الالهیه بیت القلب. و قد تحج الیه من حیث ان القلب" وسع الحق". و الاسماء تطلب مسماها، فلا بد لها ان نقصد مسماها: فتقصد البیت الذی ذکر انه وسعه السعه التی یعلمها- سبحانه،-. و انما تقصده لکونها کانت متوجهه نحو الاحوال التی تطلبها من الاکوان. فاذا انفذت حکمها فی ذلک الکون المعین، رجعت قاصده تطلب مسماها: فتطلب قلب المومن و تقصده. فلما تکرر ذلک القصد منها سمی ذلک القصد المکرر حجا (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه (عثمان یحیی)، 14جلد، دار احیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1994 م. ج10 ص: 64)]