اهمیت حفظ و نگهداشت سرمایه اجتماعی در دوران جنگ و بحران

28 مرداد 1404 - خواندن 6 دقیقه - 69 بازدید

سرمایه اجتماعی، پشتوانه اصلی ثبات داخلی در شرایط بروز هجمه و تنش های تحمیلی خارجی است. جمهوری اسلامی ایران با تقویت اعتماد، همبستگی و مشارکت مردمی می تواند از تبدیل تهدیدات بیرونی مانند جنگ اخیر به بحران داخلی جلوگیری کند. دولت، رسانه ها، نخبگان و آحاد مردم باید در این مسیر همکاری کنند تا ضمن حفظ امنیت ملی، انسجام اجتماعی نیز حفظ و حتی تقویت شود. در شرایط کنونی که موقتا تبادل آتش بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی، متوقف شده است توجه به حفظ و نگهداشت سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از ارکان مهم تقویت امنیت ملی و حفظ ثبات داخلی مطرح بوده و نقش تعیین کننده ای در مدیریت بحران های احتمالی داخلی دارد. لذا این گزارش به بررسی اهمیت سرمایه اجتماعی در شرایط فعلی و ارائه راهکارهایی برای تقویت آن در کشور می پردازد:

۱. ریزش سرمایه اجتماعی و تاثیر آن بر امنیت و ثبات ملی در شرایط تنش زا

سرمایه اجتماعی شامل اعتماد، همبستگی، مشارکت مدنی و شبکه های اجتماعی است که در شرایط بحران، به عنوان یک ضربه گیر عمل می کند. در صورت تضعیف سرمایه اجتماعی، پیامدهای منفی زیر محتمل است:

  • کاهش انسجام ملی: تنش های خارجی می توانند به اختلافات داخلی، آشوب های شهری و توسعه اغتشاشات و ناآرامی ها در کشور دامن بزنند.
  • افزایش شکاف های اجتماعی: ناآرامی های سیاسی و اقتصادی ممکن است موجب تفرقه و چند قطبی شدن جامعه شده و در مجموع فروریزش سرمایه اجتماعی در کشور را به همراه داشته باشد.
  • کاهش شاخص های امنیت ملی: احتمال بروز حوادث امنیتی در سطوح مختلف و در نقاط مختلف کشور افزایش یافته و چالش های جدیدی در کشور ایجاد خواهد شد که برون رفت از آنها دشوار خواهد بود.
  • ایجاد فرصت برای گرو هک ها و معاندین: ریزش سرمایه اجتماعی فرصت های مناسبی را برای گروهک ها، تجزیه طلبان و سایر معاندین علی الخصوص در نقاط مرزی فراهم می کند تا با ایجاد تحرکات نظامی و ایجاد مسائل امنیتی، نیروهای انتطامی و مرزداری را به چالش کشانده و فضای ارعاب در جامعه را القا نمایند.
  • تضعیف مشروعیت نظام: اگر مردم احساس کنند که تهدیدات خارجی به قیمت نادیده گرفتن مشکلات داخلی تمام می شود، اعتماد آنها کاهش می یابد و احتمال دارد در میان برخی از محافل و جامعه نخبگانی، مشروعیت نظام زیر سوال رفته و خدشه دار شود.
  • ایجاد جنگ های شناختی توسط ماهواره ها فارسی زبان و رسانه های اجتماعی: یکی از ابعاد مهم در جنگ های عصر حاضر بهره برداری از علوم شناختی و تغییر فضای روانی جامعه است. با ریزش سرمایه اجتماعی، این آسیب پذیری افزایش یافته و می تواند وضعیت میدان را به نفع دشمن تغییر دهد.
  • بروز بحران های اقتصادی: با تضعیف سرمایه اجتماعی امکان بر هم زدن آرامش بازار و تولید بحران های اقتصادی افزایش می یابد. شایعاتی مانند کمبود سوخت و یا کالاهای اساسی باعث می شود موج بسیاری از مردم برای تهیه این مایجتاج بیرون آمده و شرایط را به نحو نامطلوبی هدایت کنند که کمترین آن ایجاد تقاضای کاذب در بازارها و بروز احتکار یا کاهش عرضه کالاهای مهم خواهد بود و به تبع آن نیز، درگیری بین صاحبان کسب و کارها و مردم و ایجاد بحران برای نهادهای مرتبط حاکمیتی رو به فزونی خواهد رفت.
  1. اثرات تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد انسجام در آن

توجه به وضعیت سرمایه اجتماعی در جنگ ها و بحران های بزرگ می تواند ضمن عدم بروز آسیب ها و تهدیدهای پیش گفته، راه را برای مدیریت بهتر شرایط و کاهش آسیب های جنگ و بحران هموارتر کند. سرمایه اجتماعی قوی در کشور می تواند:

  • انواع تاب آوری های جامعه را (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و…) در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد؛
  • زمینه را برای اتحاد ملی در سیاست گذاری های کلان در دوره جنگ فراهم کند؛
  • با حضور مردم در صحنه و همکاری با نهادهای امنیتی، امکان انجام عملیات های تروریستی در داخل کشور توسط عوامل مزدور کاهش چشمگیری خواهد داشت؛
  • از به حاشیه رانده شدن گروه های قومی و مذهبی و ایجاد اعتراضات ایشان جلوگیری خواهد شد؛
  • از ظرفیت سازمان های غیردولتی و تشکل های مردمی برای افزایش نقش آفرینی در جامعه استفاده می شود؛
  • حضور و همراهی مردم باعث قوت قلب برای نیروهای مسلح بوده و امکان تداوم حملات کوبنده کشور را برای ایشان با اطمینان خاطر بالاتری فراهم می کند.
  • از تبدیل تهدیدات و تنش های خارجی و خرابکاری ها به بحران داخلی جلوگیری نماید؛
  • سرمایه اجتماعی بالا، جامعه را در برابر پروپاگاندا و اخبار جعلی مقاوم می کند و کاهش تاثیر روانی جنگ رسانه ای را به شدت کاهش می دهد.
  • ایجاد فضای صدای واحد در کشور باعث می شود طمع دشمنان و تلاش های ایشان برای ایجاد شکاف بین نظام و مردم شکست خورده و سرمایه اجتماعی حامی نظام به تقویت و حمایت از تصمیم گیری های دوران بحران مانند ایجاد محدودیت های اجتماعی، اقتصادی و امنیتی مانند قطع اینترنت، محدودیت در ترددها، تحدید فعالیت کسب و کارها و…، منجر شود و این محدودیت ها پذیرش اجتماعی بالایی داشته باشند.