مفهوم فرهنگ

31 تیر 1404 - خواندن 4 دقیقه - 170 بازدید

مفهوم فرهنگ

« فهم فرهنگ » چندان ساده نیست و درعین حال این قدرها هم سخت نیست. این گونه واژه ها که هم می توانند ساده باشند و هم دشوار؛ پیچیدگی خاصی دارند. عامه ی مردم « فرهنگ» را همین عادات روزمره و رفتارهای فردی و جمعی می دانند که البته حق هم؛ ­ ­ همین است، اما مردم تنها فرهنگ را از دریچه رفتارهای فردی یا اجتماعی افراد وگروه های مردم نگاه می کنند و چون این مساله را در« رفتار»خلاصه می­کننند، پس آن را ساده می انگارند؛ مثل این که به سادگی می گویند: فلان شخص فرهنگ رانندگی ندارد یا فرهنگ رانندگی اش ضعیف است و یا این که فلانی نشست و برخاست بلد نیست، بزرگی و کوچکی را نمی فهمد. همه این ها از فهم رفتار است، درحالی که فرهنگ فقط رفتار نیست. شما به هرکجا، هر پدیده، هر رابطه، هر نگاه، هرسخن، هر حرکت و خلاصه هر موضوع اجتماعی نگاه کنید و درباره ی آن ها بیاندیشید، خواهید دید که هر کدام از این موضوعات را می توانید در یک یا چندین کتاب جا دهید. محتواهای مختلف، نظرهای متنوع، دیدگاه های فنی و تخصصی و غالب اوقات پندارهای وهم انگیز و بی پایه و اساس. این رنگارنگی و تنوع برای آن است که فرهنگ؛ مختص بنده و شما، این قبیله و آن طایفه و یا این جامعه و آن جامعه نیست. فرهنگ محدود به زمان نمی شود. فرهنگ یک موضوع انتزاعی و جدای از موضوعات و مفاهیم دیگر نیست. فرهنگ با زبان و گویش، با آداب و رسوم و سنت ها، با مفاهیم و باورها، با ایده ها و نظرها، با زشتی ها و زیبایی ها، با حرکات و سکنات، با همه ی احوالات بشر از دیر باز تاکنون و تا فرداها و نسل های آتی سرو کار دارد، لذا نمی توان فرهنگ را در مکان یا زبان خاصی محدود کرد و برای آن تعاریف و مفاهیم بسته ای وضع نمود. بر این اساس فرهنگ؛ پایه و مبنای فکری دارد. فرهنگ از نوع ریشه و برداشت و نگرش انسان از خودش، از جامعه و اطراف اش، از تاریخ تکوین جهان و آفرینش انسان، از زمان شکل گیری تمدن و از طلیعه ی یک جانشینی، کشاورزی و بهره گیری از فلز و آلیاژ، از هنگام استفاده از داس و تیغ و تبر و تیشه، از دوره ی ساخت و ساز و تشکیل خانه و خانواده، از زمان فهم بر جنسیت و تولید مثل و از درک رشد و نمو و بالندگی، از لحظه ی ادراک قدرت و مالکیت، از سرمایه داری و سرمایه گذاری و شیرینی داشتن و انباشتن، آغاز شده و در ادوار مختلف، سبب دگرگونی چهره ی زیست گروهی انسان شده است. بنابر این؛ فرهنگ؛ مفهومی تاریخی، فرا تاریخی و ماهیتی دارد.

«فرهنگ در ذات»، فارغ ازمعنای مفهومی، یک مفهوم پیچیده است. پیچیدگی مفهوم فرهنگ در این است که فرهنگ یک مفهوم سهل وممتنع است، چون ما با فرهنگ زندگی می کنیم و با رفتار و صفات نشان داده می شود، ساده است، ولی در مقام شناخت فرهنگ یک مفهوم تو در تو است و به گذشته و آینده مرتبط است. تنها میراث گذشتگان نیست؛ بلکه آمال و آرزوی آینده هم هست. چیزی که در زمان حال با استفاده از این دو ترکیب می شود؛ چیزی است که الآن ساخته می شود و ما با هر دوی آن زندگی می کنیم. آن چیزی که ساخته می شود باید با گذشته هم دیده شود. دلیل رفتارها معلوم نیست و فقط یاد گرفته ایم بدون این که معنایش را بدانیم، گاهی از نشانه ها و نمادهایی در فضای مجازی با آن ها وارد گفتگو ها و با آنها دیدگاه و نظرخود را انتقال دهیم که هیچ ارتباط فرهنگی با فرهنگ ما ندارد به طورمثال: گاهی متن نمی تواند گویای احساسات درونی ما باشد. از ایموجی های رایج در نرم افزار های پیام رسان تلگرام ، واتساپ، اینستاگرام و... استفاده می­کنیم که ریشه در تاریخ و فرهنگ ژاپنی دارد. هر فرهنگی که اشاعه پیدا می کند مثل هم نیست، هرفرهنگی حال و هوای بومی آن فرهنگ را دارد.