میر امین تاج زاده
دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران - دانشگاه شهید چمران اهواز
1 یادداشت منتشر شدهقومیت گرایی به مثابه سیستم اجتماعی
اگر قومیت گرایی به عنوان یک بحران ریشه دار در جامعه ایران را یک سیستم اجتماعی تلقی کنیم؛ پیچیدگی ناشی از آن به
شکل هویت قومی، رویارویی های قومیتی، جنبش های قومیتی جدایی طلب و ... ظهور و بروز یافته است. با فرض قومیت گرایی به
عنوان مهمترین بحران جامعه ایران می توان آن را بر مبنای دیدگاه سیستمی لومان در سطوح تعاملاتی و جامعوی تحلیل کرد. در
واقع مناسبت نظریه سیستمی لومان با موضوع بحران، پیچیدگی روزافزون جوامع در شرایط بحرانی است.
لومان معتقد بود سیستم ها واجد سه بعد هستند؛ مادی، زمانی و نمادین. او همه روابط ممکن بین تعاملات و کنش ها در یک فضای فیزیکی نامحدود را در بعد مادی سیستم ها قرار می دهد؛ «کدام مکانیسم ها و عملکردها برای به نظم در آوردن کنش ها در این فضای فیزیکی گزینش می شوند و چارچوب آن ها چگونه است؟». بعد زمانی سیستم که مهمترین بعد مدنظر لومان است به امتداد
زمان از گذشته تا حال اشاره دارد. از دید لومان این گذر زمان سبب پیچیده تر شدن سیستم و تحقق امکان های گسترده در آینده
است لذا سیستم ها باید رویه های مناسبی برای انطباق کنش ها در این امتداد زمانی پیدا کنند. بعد نمادین سیستم نیز مکانیسم
انتخاب نمادها از بین نمادهای پیچیده ساخت پذیر است.
از دید لومان کنش های افراد در سیستم های اجتماعی، معنادار و به هم مرتبط هستند؛ این کنش ها از طریق گزینش مکانیسم های
کارکردی از محیط مادی، زمانی و نمادین خود جدا شده و در نهایت از این تفکیک، سیستم های تعاملاتی و جامعوی ساخته می شوند. لومان سیستم تعاملاتی را شامل هرگونه کنش و کنش متقابل رودررو درباره یک پدیده خاص می داند. در چنین سیستمی، پیچیدگی محیط در همه ابعاد آن کاهش چشمگیری دارد. این سیستم واجد خصلت خود - ترمیمی و خود - ارجاعی است و می توان پاره سیستم های آن را بسط خرده نظام های چهارگانه پارسونز دانست که همه کنش های ارتباطی در آن ها صورت می گیرد و تعاملات اجتماعی جدیدی را طی گذر زمان پدید می آورد. بر این اساس پیدایش هویت قومی و قومیت گرایی و بازتولید آن در گذر زمان را می توان مصداقی از شکل گیری همین تعاملات جدید در یک سیستم تعاملاتی در نظر گرفت که طی گذر زمان، از شکل گیری مفهوم هویت قومی تا رویارویی های سازمان یافته بعضا جدایی طلبانه با حکومت مستقر امتداد یافته است.
بااینحال لومان با در نظر داشتن پیچیدگی بیشتر محیط در شرایط بحران، از پاره سیستم های قانون، سیاست، آموزش، هنر و ...
به عنوان عوامل کاهنده پیچیدگی در شرایط بحران بحث می کند. مشخصا در موضوع قومیت گرایی، پاره سیستم قانون در برابر چنین
بحرانی، واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهد؛ در واقع نقش این پاره سیستم در کاهش پیچیدگی ناشی از این بحران، به نظم در آوردن کنش های قومیت گرایانه است.
پاره سیستم قانون در بعد مادی سیستم، به پشتوانه پاره سیستم سیاست (دولت)، در چارچوب همان خصلت خود - ارجاعی و خود -
ترمیمی، این نظم را ایجاد می کند؛ در واقع پاره سیستم قانون به مثابه یک سیستم، با ایجاد تغییر و تحول در خود، پیچیدگی محیط
را کاهش می دهد. به بیان دیگر در این فرآیند، پاره سیستم قانون از بعد مادی شاهد شکل گیری هویت قومی و قومیت گرایی است؛ از بعد زمانی در جهت کنترل چنین بحرانی عمل می کند و از بعد نمادین با نهادینه کردن مفاهیمی از جمله وطن مشترک، برابری و بین اقوام و در هم شکستن دوگانه «خودی / غیر» (به عنوان مثال عرب در برابر غیر غرب و بلوچ سنی مذهب در برابر شیعه) در کنشگران، در جهت کاهش پیچیدگی ناشی از قومیت گرایی در سیستم عمل می کند. نمونه بارز چنین عملکردی، تعریف متفاوت از مفهوم قومیت نه به عنوان یک اقلیت خاص یا «غیر» یک گروه قومی دیگر بلکه به عنوان محیط صرف یک سیستم کلی (جامعه ایران) است.