همزیستی خلاقانه با هوش مصنوعی؛ ضرورت امروز فرهنگ ما

11 اردیبهشت 1404 - خواندن 3 دقیقه - 106 بازدید

هوش مصنوعی و ما؛ دعوتی به هم زیستی خلاقانه با فناوری در سایه فرهنگ ایرانی

در جهانی که فناوری با شتابی برق آسا پیش می تازد، هوش مصنوعی دیگر نه پدیده ای علمی - تخیلی، بلکه جزئی از زیست روزمره بشر شده است. بااین حال، در جامعه ما که دارای پیشینه ای عمیق از فرهنگ، دانایی و خلاقیت بومی است هنوز آن گونه که بایدوشاید، گفتمان اجتماعی - فرهنگی پیرامون «چگونگی استفاده» از این فناوری شکل نگرفته است.

در مواجهه با هوش مصنوعی، جامعه ایران با سه واکنش مواجه است: عده ای آن را نادیده می گیرند؛ برخی با اغراق آن را موجودی فرا انسانی و خطرناک تلقی می کنند؛ و گروهی دیگر بدون درک سازوکارها و پیامدها، صرفا به دنبال کاربردهای آن هستند. این سه گانه فرهنگی، ما را از یک ضرورت مهم غافل کرده است: فرهنگ استفاده از فناوری، به اندازه خود فناوری اهمیت دارد.

جامعه ای که روزگاری از دل آن ابن سینا، خواجه نصیر، خیام و فارابی برخاسته اند، نباید در برابر پدیده ای چون AI صرفا «مصرف کننده» باشد. بلکه باید باتکیه بر میراث دانایی و سرمایه های فرهنگی خود، به سمت «هم زیستی خلاقانه» با هوش مصنوعی حرکت کند. به عبارت روشن تر، ما باید این فناوری را نه تهدید، بلکه فرصتی برای بازتعریف نقش انسان، اخلاق، آموزش و روابط اجتماعی بدانیم.

از منظر سیاست گذاری فرهنگی، آنچه اکنون در کشور ما کمتر دیده می شود، تولید محتوا، گفتمان سازی، و آموزش عمومی درباره «چگونگی تعامل فرهنگی با هوش مصنوعی» است. این یک جای خالی مهم در فضای رسانه ای و فکری کشور است نه از جنس فنی یا مهندسی، بلکه از جنس فرهنگ پروری، آینده نگری و زیست اجتماعی.

در مقام پژوهشگر و دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی، باور دارم که ما بیش از هر زمان دیگر نیازمند سواد فرهنگی دیجیتال هستیم؛ سوادی که ما را از کاربران منفعل، به کنشگران آگاه و مسئول در عصر فناوری تبدیل کند. اگر هم زیستی ما با هوش مصنوعی، بر پایه اخلاق، هویت بومی، و آینده پژوهی فرهنگی طراحی شود، آن گاه این فناوری نه تنها تهدیدی نخواهد بود، بلکه می تواند در خدمت توسعه انسانی، عدالت فرهنگی و نوسازی آموزش قرار گیرد.

فرهنگ استفاده از فناوری، یعنی اینکه پیش از به کارگیری یک ابزار یا فناوری، درباره پیامدهای آن فکر کنیم؛ درک کنیم که چگونه می توانیم آن را در جهت رشد فردی، اجتماعی و فرهنگی به کار ببریم. جامعه ای که با این نگاه به هوش مصنوعی نزدیک شود، دیگر صرفا یک مصرف کننده منفعل نخواهد بود، بلکه به کنشگری آگاه و خلاق تبدیل می شود. چه نیکو خواهد بود اگر ما ایرانیان همان گونه که در تاریخ مان پیش گام دانش و تمدن بوده ایم اکنون نیز بتوانیم از هوش مصنوعی نه فقط برای کارکردهای فنی، بلکه برای ساختن آینده ای انسانی تر و فرهنگی تر بهره بگیریم.

بهزاد خلیلی ثمرین

دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی