مقایسه رذایل اخلاقی در اشعار سیف فرغانی و ملک الشعرا بهار
محل انتشار: همایش ملی ملک الشعراء بهار
سال انتشار: 1396
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 786
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
BAHAR01_003
تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1398
چکیده مقاله:
سیفالدین ابوحامد محمد فرغانی از شاعران قرن هفتم و هشتم است. او از صوفیان پاک نهادی بوده است که عمر خود را در تربیت خانقاهی و وعظ و اندرز اجتماعی و اخلاقی گذرانده و در شعر خود به بیان انتقادات و ذکر مفاسد اجتماعی دوران خود یعنی عصر مغول پرداخته و با بی پروایی سخنان درشت خود را بر ضد طبقات مختلف و قدرتمندان فاسد از شاهان و امیران و وزیران گرفته تا عالمان دینی و حتی اهل تصوف بیان نموده است. محمدتقی بهار ملقب به ملک الشعرا شاعر نویسنده و سیاستمدار ایرانی در سال1304 در مشهد متولد شد. پدرش محمدکاظم صبوری ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود. پس از مرگ پدرش مظفرالدین شاه، لقب ملک الشعرا را به محمدتقی اعطا کرد. در انقلاب مشروطیت از راه نثر روزنامه های تازه بهار و نوبهار به یاری این جنبش برخاست. شش بار به وکالت مجلس برگزیده شد و یکبار به وزارت فرهنگ رسید. بهار در فنون شعر قدیم و جدید مهارت داشت و استادانه معانی نو را در قالب شعرکهن می ریخت. وی علاوه بر تصحیح بعضی متون قدیم کتاب سبک شناسی را در سه جلد و نیز تاریخ احزاب سیاسی را به رشته تحریر درآورد. مهم ترین اثر برجای مانده از بهار دیوان شعر اوست.سئوال پژوهش آن است که سیف فرغانی و ملک الشعرا بهار چگونه با کاستیها و نابسامانیهای جامعه عصر خویش مبارزه نموده اند در این پژوهش اشعار سیف فرغانی به خصوص قصاید و قطعات او در یک سو و اشعار محمدتقی بهار در سوی دیگر مورد نقد و بررسی قرار گرفته و با تکیه بر چگونگی انعکاس رذایل اخلاقی در اشعار این دو شاعر بزرگ، شیوه مبارزه آنها با اوضاع نامناسب اجتماعی تجزیه و تحلیل و مقایسه شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسن بساک
دانشیار دانشگاه پیام نور مشهد
سیده آمنه حسینی جهانگیر
دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی