نکاتی روش شناختی درباره فصل چهارم کتاب مطالعات قرآنی
محل انتشار: تحقیقات علوم قرآن و حدیث، دوره: 1، شماره: 1
سال انتشار: 1383
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 397
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_TQH-1-1_008
تاریخ نمایه سازی: 19 خرداد 1398
چکیده مقاله:
در این مقاله، به بررسی آثار مولفانی می پردازیم که چالش های روش شناختی بنبادینی در برابر رهیافت ونزبرو در بررسی سنت تفسیر اسلامی و فرضیات وی در فصل چهارم کتابش، یعنی مطالعات قرآنی، درافکنده اند. پافشاری ونزبرو بر این که برای اثبات دعاوی تاریخی باید شواهد متن شناختی اقامه کرد و نیز این اعتقاد وی که متونی که شواهد تاریخی ارئه می دهند، خود ترکیبی فراهم آمده از اعتقادات و بیانات چندین نسل از مولفان اند، همواره با اعتراض عمومی مواجه بوده است. در نوشتار حاضر، برای روشن ساختن موضوع بحث، برخی جوانب و انتقادات مطرح شده در مقاله ای از عیسی بلاطه (Issa Boullata) و کتابی از کیس ورستیخ ( C.H.M. Versteegh) را بررسی خواهم کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرتضی کریمی نیا
عضو هیئت علمی