عوامل فردی و اجتماعی شکل دهنده به وسوسه مصرف مواد مخدر در میان دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی

سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 427

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CEPRA01_071

تاریخ نمایه سازی: 21 بهمن 1397

چکیده مقاله:

از آنجا که شناسایی عوامل موثر بر گرایش جوانان به مصرف سیگار و سایر مواد مخدر گامی مهم در طراحی مداخلات برای پیشگیری از این آسیب اجتماعی محسوب می شود، این پژوهش با هدف بررسی نقش متغیرهای فردی و اجتماعی و تعامل آنها در تمایل به مصرف مواد مخدر در میان دانشجویان انجام گرفت. شرکت کنندگان 766 نفر دانشجوی شهید بهشتی (6/66% زن) بین 18 تا 33 سال با میانگین سنی 8/20 بودند که به پرسشنامه های ادراک زمان، خودکارآمدی، و نه سوال محقق ساخته در مورد میزان محبوبیت در میان خانواده و دوستان، وسوسه مصرف سیگار و مواد مخدر و فشار اجتماعی (میانگین متغیرهای شیوع مصرف در میان دوستان و مورد تعارف قرار گرفتن) پاسخ دادند. به منظور تعیین پیش بین های معنادار وسوسه مصرف، از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. در گام اول، متغیرهای جمعیت شناختی، درگام دوم خودکارآمدی، ادراک زمان، محبوبیت اجتماعی و فشار اجتماعی، و در گام سوم تعامل فشار اجتماعی بام تغیرهای فردی و جمعیت شناختی وارد تحلیل شد.یافته ها نشان داد،از میان متغیرهای جمیعت شناختی، جنسیت و دینداری، از میان متغیرهای فردی، محبوبیت اجتماعی، لذت گرایی در حال، خودکارآمدی، و بخصوص فشار اجتماعی، و از میان جملات تعاملی، تعامل فشار اجتماعی با خودکارآمدی و نیز با ادراک از اخلاق مندی خودپیش بین های معناداری برای وسوسه مصرف بودند. پیگیری اثرات تعاملی نشان داد، اثر فشار اجتماعی برای افراد دارای خودکارآمدی بالاتر یا ادراک اخلاق مندی بالاتر، ضعیف تر بود.علیرغم اینکه میزان قرار گرفتن در معرض فشار اجتماعی، به معنای میزان شیوع در شبکه دوستان و فشار مستقیم اعمال شده بر فرد، نقش پررنگ تری نسبت به متغیرهای فردی در شکل دهی وسوسه مصرف ایفا می کند، اما خودکارآمدی و ادراک اخلاق مندی توانایی تعدیل نمودن قوت این اثر را دارند. بنابراین، تقویت خودکارآمدی و تاکید بر اخلاق مندی مداخلات مفیدی هستند که از آسیب ناشی از قرار گرفتن فرد در معرض فشارهای اجتماعی برای مصرف مواد می کاهند.

نویسندگان

فاطمه باقریان

گروه روان شناسی به کاربسته، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران،

پگاه نجات

گروه روان شناسی به کاربسته، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران