rTMS فرکانس پایین یک راهبرد درمانی در توانبخشی سالمندان مبتلا به وزوز مزمن با منشا عصبی
محل انتشار: سومین همایش توانبخشی عصبی ابن سینا
سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 594
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ISNRMED03_093
تاریخ نمایه سازی: 30 دی 1397
چکیده مقاله:
امروزه وزوز گوش، به عنوان یک اختلال دایمی یا موقتی، تاثیرات متفاوت سویی را بر سبک زندگی افراد داشته است. وزوز یکی ازانواع شایع اختلالات است بطوریکه طبق مطالعات همه گیرشناسی میزان شیوع این اختلال در بزرگسالان، درحدود10%-15% میباشد و حدود 1% ازجمعیت جهان مبتلا به وزوز شدید هستند (1-5). وزوز با منشا عصبی ناشی از اختلال در عملکرد عصب و یا کورتکس شنوایی است حال چنانچه این دو تحریک شوند، میتوانند به حالت اولیه خود برگردند که در فناوری rTMSبه همین صورت عمل میگردد(6-8). rTMS (repetitive Trans cranial Magnetic Stimulation)) یا تحریک مغناطیسی مغز از راه جمجمه روشی است که در آن فعالیت الکتریکی مغز تحت تاثیر میدان های مغناطیسی قرار میگیرد این فناوری به سبب کاهش سطح تحریک بیش از حد کورتکس به عنوان یک روش نوین درمانی درمراکز تحقیقاتی جهان مورد توجه قرار گرفته است (10-15). rTMS می تواند باعث تحریک یا کاهش تحریک پذیری مسیرهای Corticospinal یا Corticocortinal بر اساس شدت تحریک، محل Coil و فرکانس تحریک شود. تغییرات سیناپسی بصورت LTP (Long Term Potentioation) و LTD (Long Term Depression) می تواند ایجاد شود.در این تکنیک، میدان مغناطیسی درحدود 5/1 الی 2تسلا با فرکانس1Hz به سطح کرتکس وارد میشود که این میدان های مغناطیسی خاصیت تغییر بارالکتریکی سلولهای عصبی را دارا میباشد و می تواند درآنها دپلاریزاسیون ویا هایپرپلاریزاسیون ایجاد نماید.(16-25) بر اساس نوع هدف و پارامتر های درمانی در این روش میتوان اثرات تحریکی یا بازدارنده ایجاد نمود. این فناوری در مغز با تحریک Primary auditory cortex (PAC) و مخصوصا Brodmann Area 41 (BA41)توانایی پردازش شنوایی ودرک وزوز را بهبود می بخشد.شواهد زیادی وجود دارد که این تکنیک در درمان اختلالات نورولوژیک نظیرافسردگی، اختلالات درد، توهم، پارکینسون نیز نقش بسزایی دارد.(16-25) اثربخشی قابل توجه وسریع در2 تا 4 هفته درمانی، غیر تهاجمی و بدون درد بودن، عدم نیاز به بیهوشی، بدون عوارض جانبی یا عوارض جانبی حداقل، درمان سرپایی، امکان اثر بخشی در افراد مقاوم به درمان و عدم نیاز به قطع دارویی در شروع کار از مزایای این درمان میباشد(26-40). این مقاله به بررسی ویژگی ها و راهکارهای این روش در افراد مبتلا میپردازد. نتیجه گیری: rTMS با تحریک سلولهای عصبی از طریق دپلاریزاسیون و یا هایپرپلاریزاسیون میتواند به عنوان یک روش درمانی شناخته شده غیر تهاجمی توسط شنوایی شناسان جهت توانبخشی سالمندان مبتلا به این اختلال، محسوب گردد
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مجید اسماعیلی
کارشناس شنوایی شناسی، دانش آموخته از دانشگاه علوم پزشکی تهران
جمیله فتاحی
دکترای تخصصی شنوایی شناسی،عضو هییت علمی گروه شنوایی شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران
نعمت اله روحبخش
دکترای تخصصی شنوایی شناسی،عضو هییت علمی گروه شنوایی شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران