چکیده مقاله ارایه مدل مفهومی جهت بررسی و سنجش میزان رضایت شغلی کارکنان و تاثیر آن بر بهره وری سازمان
اشتغال از جمله مسایلی است که همواره ذهن انسان ها، دولت ها و ملت ها را به خود مشغول کرده است. هر چند شغل و حرفه به ظاهر، به بعد اقتصادی - معیشتی انسان ها مربوط می شود، ولی با بعد فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنان نیز ارتباطی تنگاتنگ دارد.
رضایت شغلی حوزه ای است که در آن دیدگاه های روان شناختی اجتماعی، جامعه شناختی، اقتصادی، علوم سیاسی و تربیتی هر یک به سهم خود در آن سخن گفته اند. امروزه در هر کشوری، هزاران هزار شغل و حرفه وجود دارد که افراد به آن اشتغال داشته و از این طریق، به زندگی خود ادامه می دهند. آنچه همواره مورد توجه روان شناسان و اندیشمندان علوم اجتماعی بوده
رضایت شغلی افراد و آثار این رضایت در روحیه آن ها و بازدهی کارشان می باشد. اگر کسی به شغل خود علاقه مند باشد، خلاقیت و استعداد وی در زمینه کاری اش شکوفا خواهد شد و هرگز دچار خستگی و افسردگی نخواهد شد. به عکس، اگر کسی از حرفه اش راضی نباشد، هم خودش دچار افسردگی و سرخوردگی می شود و هم کارش بی نتیجه خواهد بود و از این رهگذر، جامعه نیز دچار آسیب خواهد شد. هدف از این پژوهش ارایه مدل مفهومی توسعه یافته در راستای اندازه گیری میزان
رضایت شغلی کارکنان سازمان می باشد. روش تحقیق به صورت زمینه ای و همبستگی می باشد. برای تحقیق از ادبیات نظری و مطالعه تحقیقات قبلی در زمینه
رضایت شغلی بهره بردیم. پس از بررسی مطالعات انجام گرفته و با استفاده از متدهای طراحی شده، و بهره گیری از
روش دلفی و نظر خبرگان در حوزه مدیریت منابع انسانی، مدل مفهومی ترکیبی از سه مدل توصیف شغلی (JDI)، رضایتمندی مینه سوتا و لاف لوکسیت ارایه گردید. معیارهای مشخص شده برای مدل فوق عبارتند از: وضعیت پرداخت، امکانات رفاهی، امنیت شغلی، شرایط محیط کار، خط مشی کار، قدردانی، سبک مدیریت، ارتباطات، ارتقا، استقلال و مسیولیت و ماهیت کار