نگاهی انتقادی بر تعلیم و تربیت در شرایط پست مدرنیسم با تاکید بر نقد نظریهی ساختارشکنی دریدا
محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی علوم انسانی با رویکرد بومی - اسلامی و با تاکید بر پژوهش های نوین
سال انتشار: 1395
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 361
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICH02_093
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1396
چکیده مقاله:
شاید امروزه و در عصر حاضر یکی از مهمترین مباحثی که در ارتباط با تعلیم و تربیت طرحشده و میشود موضوع نظریه ساختارشکنی است. دریدا با مطرح کردن دیدگاه ساختارشکنی خود، ضمن اینکه ساختارهای منسجم و سلسله مراتبی که در تعلیم و تربیت وجود دارد را بررسی میکند، کلیه پیشفرضها و اصول و هدفهای ثابت موجود در نظام تعلیم و تربیت راموردنقد و سوال قرار میدهد. دریدا مبانی هستیشناسی، معرفتشناسی و ارزششناسی را محصول زبان و گفتمان دانسته و معتقد است که گفتمان حاکم بر هر دورهای، مبانی فلسفی و بهتبع آن معرفتشناسی مربوط به آن دوره را تعیین میکند.در حقیقت او معتقداست که هیچگاه به شناخت مطلق دست نخواهیم یافت به همین جهت با طرح آموزهی نیهیلیستی خود، زمینههای تردید در مورد امکان شناخت را فراهم نموده است. علیرغم اینکه با ظهور نظریهی ساختارشکنی دریدا، مباحثجدیدی در زمینههای متفاوت تربیتی مطرح گردید؛ اما صاحبنظران انتقاداتی نیز به این نظریه وارد کردند. در این پژوهش که از روش توصیفی تحلیلی استفادهشده است. ابتدا تاریخچهی کوتاهی از نظریه ساختارشکنی دریدا بیان - خواهد شد و در ادامه به بررسی مبانی فلسفی نظریه ساختارشکنی دریدا و انتقادات مطرحشده از سوی صاحبنظران در رابطهبا این نظریه پرداخته خواهد شد. سوالات مهمی که در این راستا مطرح میشود، شامل: -1 نظریه ساختارشکنی دریدا دارای چه مبانی فلسفی است -2 چه نقد و یا انتقادهایی بر نظریه ساختارشکنی دریدا وارد است
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم برهمن
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
مجید سمواتی
دانشجوی دکتری فلسفهی تعلیم و تربیت
محمود مدرس تربتی
دانشجوی دکتری فلسفهی تعلیم و تربیت