آسیبشناسی عاطفی- روانی دانشجویان اهمالکار و عادی شهر تهران و اثربخشی رواندرمانی شناختی در درمان آن
سال انتشار: 1395
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 663
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PSYCONGRESS09_210
تاریخ نمایه سازی: 6 بهمن 1395
چکیده مقاله:
اهمال کاری به تعبیری که آلیس آن را به کار می برد، نوعی سندرم فردا ست. یعنی، کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته می شود و حداقل می تواند در آینده برای فرد نتایجی را دربرداشته باشد، بدون دلیل به آینده محول می شود. اما در عین حال، عدم انجام آن نیز به زیان فرد است و شخص از این بابت خود را سر زنش می کند. چنین فرآیندی فرد را وادار می کند که برای موجه جلوه دادن عادت مورد نظر، دلایل متعددی را بیاورد، به گونه ای که به گفته فستینگر، بتواند در درگیری های ذهنی و ناهماهنگی های شناختی خود را مرتفع سازد. فرد اهمال کار، مجبور است در قبال تعلل ورزیدن و هم زمان سرزنش کردن خویش از خود دفاع نماید. بدین ترتیب، از یک سو برای عدم انجام کارهایش دلیل تراشی می کند و از سوی دیگر انجام کارش را به آخرین دقایق موکول می کند. در دیدگاه آلیس چنین فرآیندی غیر قابل دفاع است و نوعی شکست تلقی می شود. از ویژگی های افراد اهمال کار تاخیر در تصمیم گیری است . اهمال کاری در تصمیم گیری باعث اهمال کاری مزمن در انجام وظایف می شود ، زیرا فرد اهمال کار نمی تواند تصمیم بگیرد که چه فعالیتهایی را در چه زمانی و بر اساس چه اولویت بندی هایی انجام دهد (بسویک و همکاران ، 2005). پژوهشگران عوامل متعددی را در ارتباط با اهمال کاران شناسایی کرده اند، مانند اضطراب، وابستگی (فراری ، 1991)؛ تنفر از انجام وظایف (سولومون و رو تبلوم ، 1984) ؛ ترس از شکست(سولومون، و روتبلوم،1984) ؛ ترس از ارزیابی منفی ( فراری ،1992 )؛ کمال گرایی (جانسون و سلانی ، 1996) ؛ عقاید غیر منطقی (بریجز و رویگ ،1997) ؛ عزت نفس پایین (فراری ، 1982)؛عادات نادرست در مطالعه (فراری ، 1993) ؛ و ناتوانی اکتسابی (مک کین ، 19944واکر ، 2000).روتبلوم (1984) با ارائه پژوهشی بر روی دانش آموزان دبیرستانی اعلام داشت که بین اهمال کاری و افسردگی با ضریب همبستگی (88/0) رابطه معناداری وجود دارد. آن ها همچنین معتقدند که اهمال کاری تحصیلی بیشتر در زمینه آماده کردن کارهای عملی در طول ترم رایج است تا درس خواندن برای امتحان (سنکال ، 1995) . سالومون و روتبلوم (1984) دریافتند که تعلل با اضطراب در ارتباط است (مالوس ، 2002) . همچنین آلیس و جیمز (1985) علل اهمال کاری را خودکم بینی و ترس از شکست معرفی نموده و توزیع اهمال کاری را خودکم بینی و ترس از شکست معرفی نموده و توزیع اهمال کاری در سطح جامعه را 95% برآورد کرده اند (آلیس ، 1985).هدف از انجام این تحقیق آسیب شناسی روانی- عاطفی دانشجویان اهمالکار و عادی و اثربخشی روان درمانی شناختی در کاهش اهمالکاری آنان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه های سراسری شهر تهران مشغول به تحصیل در سال 94 بودند. ازبین جامعه آماری مذکور تعداد 400 نفر از طریق نمونه-گیری تصادفی انتخاب و آزمون اهمالکاری در مورد آن ها اجرا شد. از بین این افراد تعداد 82 نفر از دانشجویان بر اساس آزمون مذکور، اهمالکار تشخیص داده شدند. سپس تعداد 62 نفر از دانشجویان عادی بر اساس سن، جنس و مقطع تحصیلی با آن ها همتا شدند و آزمون scl-90 و پرسشنامه باز پاسخ در رابطه با کمال گرایی، اعتماد به نفس و غیره در مورد آن ها اجرا گردید. داده های دو گروه از طریق آزمون t دو گروه مستقل مورد مقایسه قرار گرفت که نتایج حاکی از آن بود که میزان وسواس اجباری، افسردگی، اضطراب، کمال گرایی، ترس از شکست، عدم اعتماد به نفس دانشجویان اهمالکار بیشتر از دانشجویان عادی بود. نتایج تحقیق نشان داد که وسواس های فکری در دانشجویان، ارتباط زیادی با اهمال کاری در تصمیم گیری دارند و وسواس های عملی ارتباط زیادی با اهمال کاری اجتنابی و تصمیم گیری دارند نتایج نشان می دهند که افراد مبتلا به وسواس فکری و عملی در واقع دچار نوعی بی ارادگی هستند. همچنین نتایج حاکی از آن بود که اضطراب و ترس عامل اصلی اهمال کاری مزمن است و فرد برای حفظ اعتماد به نفس آسیب پذیر، کاهش اضطراب اجتماعی، به اضافه ترس بیش از حد و در برخی افراد جهت حفظ جایگاه اجتماعی خود از نظر زمان و انرژی، کارها را با تعویق انجام می دهد.در ادامه تعداد 8 نفر از دانشجویان اهمال کار از طریق روان درمانی شناختی به مدت 5 ماه ( هر دو هفته یک جلسه) مورد درمان واقع شدند که نمرات اهمالکاری و ویژگی-های عاطفی- روانی آن ها قبل، حین و بعد از درمان با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر آزمون شد و یافته های تحقیق نشان داد که این درمان در کاهش اهمالکاری و ویژگی های عاطفی- روانی منفی (وسواس، اضطراب، ترس از شکست و غیره) دانشجویان موثر بوده است. همچنین نتایج این تحقیق بیانگر آن بود که دلیلتراشی ها و افکار و باورهای غیرمنطقی که فرد را به سوی مسامحه واهمال کاری سوق می دهد عبارتند از :1- به تاخیر انداختن کارها باعث عملکرد دقیق شده و موجب حفظ اعتماد به نفس می شود.2- تاخیر و به تعویق انداختن کارها ، فشار را از بین می برد و شخص می تواند آزادانه و آسان کارش را انجام دهد 3- این کاری است که سالها آن را انجام داده ام و تقریبا از آن خسته شده ام ، پس دیگر میلی به انجام آن ندارم. 4- تاخیر و انجام دادن کار در آخرین لحظه ها باعث صرفه جویی در وقتم خواهد شد. 5- امروز کاری بهتر و لذت بخش تر در پیش رو دارم که با از دست دادن آن معلوم نیست فردا چنین وضعیتی داشته باشم، پس همان بهتر که کار امروز را به فردا موکول نمایم و غیره. که در جلسات درمان با انجام تکنیک های روان درمانی شناختی این مشکلات کاهش یافت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اعظم هادی خامنه
دانشجوی دکتری روانشناسی