تأثیر گروه درمانی شناختی-رفتاری بر افزایش هوش معنوی و هوش اجتماعی کودکان کار

سال انتشار: 1395
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 641

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PSYCONGRESS09_042

تاریخ نمایه سازی: 6 بهمن 1395

چکیده مقاله:

مقدمه: در سال های اخیر هوش معنوی به طورجدی موردبررسی قرارگرفته است، این مفهوم از جنبه های کاربردی معنویت می باشد و همچنین می توان آن را استفاده از منابع معنوی و توانایی ها جهت اتخاذ تصمیمات معنادار، استفاده از این دانش برای حل مسئله در زندگی و تعمق در موضوعات وجودی دانست. قدرت ارتباط برقرار کردن با دیگران و کنار آمدن با مردم را هوش اجتماعی گویند. هوش اجتماعی توانایی درک دیگران، عمل و رفتار هوشمندانه در رابطه با دیگران و همچنین توانایی به کارگیری مهارت های ارتباطی، رفتارهای اجتماعی و هم دلی با دیگران می باشد.هدف: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی رفتاری برافزایش هوش معنوی و هوش اجتماعی کودکان کار انجام شده است. روش: جامعه پژوهش حاضر شامل نوجوانان رده سنی 12 تا 18 سال می باشد که در مرکز کیانا (موسسه فرهنگی اجتماعی حمایت از کودکان کار) در کرج عضو هستند می باشد. از میان افراد جامعه پژوهش، 30 نفر از کودکان کار که در مرکز کیانا نگهداری می شدند با روش نمونه گیری در دسترس با گمارش تصادفی بعنوان نمونه انتخاب شدند، که به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفر کنترل و آزمایش تقسیم شدند. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و شامل طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. پرسشنامه هوش معنوی 24 سؤالی SISRI (کینگ، 2008) که دارای چهار خرده مقیاس تفکر انتقادی وجودی، تولید معنای شخصی، آگاهی متعالی (ماورایی) و توسعه حالت هوشیاری و پرسشنامه استاندارد هوش اجتماعی ترومسو (سیلورا، مارتین یوسن و داهل، 2001) که دارای 21 گویه و سه خرد مقیاس پردازش اطلاعات اجتماعی، مهارت های اجتماعی و آگاهی اجتماعی را موردبررسی قرار می دهد، ابزار این پژوهش را تشکیل دادند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه در مشاوره های گروهی با رویکرد شناختی رفتاری شرکت کردند، و گروه کنترل در انتظار قرار گرفت. یافته ها: پس از انجام مشاوره های گروهی با رویکرد شناختی رفتاری و بررسی نمرات پیش آزمون و پس آزمون دو گروه کنترل و آزمایش با استفاده از آزمون کوواریانس چند متغیره به این نتیجه رسیدیم که مداخلات شناختی رفتاری بر هوش معنوی و هوش اجتماعی کودکان کار تأثیرگذار بوده است و به طور معناداری باعث افزایش نمرات گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است (P<0.05)، اما در زیر مقیاس های آگاهی متعالی و آگاهی اجتماعی این مداخله اثرگذار نبوده است.نتیجه گیری: در بررسی و کار ما با گروه بچه های کار به این نتیجه رسیدیم که این کودکان برعکس باور افراد جامعه از هوش اجتماعی و هوش معنوی بالایی برخوردار هستند. بااین حال پس از تشکیل گروه و کار با این افراد به این امر دست یافتیم که مشاوره های شناختی رفتاری تأثیر فراوانی برافزایش هوش معنوی و هوش اجتماعی این نمونه داشته است و این رویکرد می تواند کمک فراوانی در بخش های زیادی از زندگی این کودکان کند.

نویسندگان

امیر امیریان

دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشکده مشاوره و علوم تربیتی، دانشگاهی تهران، تهران، ایران

امین مهدیه نجف آبادی

کارشناسی ارشد مشاوره شغلی، دانشکده مشاوره و علوم تربیتی، دانشگاهی خوارزمی، تهران، ایران