سرستون دو سرگاو؛ الگوی هنری یکسان شاهنشاهی هخامنشی در سرتاسر امپراتوری
محل انتشار: دومین همایش ملی باستان شناسی ایران
سال انتشار: 1394
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 866
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NCAI02_043
تاریخ نمایه سازی: 25 آذر 1395
چکیده مقاله:
شاید تصور اولیه بسیاری بر این باشد که حاکمیت سیاسی هخامنشیان بر بخش گسترده ای از جهان قدیم، صرفاً یک حاکمیت سیاسی بوده و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی این حاکمیت در پایین ترین سطوح ممکن قرار داشته است. این در حالی است که تا پیش از توسعه باستان شناسی دوره هخامنشی، در متون کلاسیک یونانی و رومی نیز که منبع مکتوب اولیه تاریخ هخامنشیان به حساب می آمدند، چندین مرتبه به تأثیرات فرهنگی و اجتماعی حاکمیت سیاسی هخامنشیان بر سرزمین های تحت سلطه ایشان اشاره شده بود. شکل گیری و توسعه باستان شناسی علمی که از همان ابتدا ، دوره هخامنشی ، بخش عمده ای از آن را در خاورمیانه به خود اختصاص داده بود، نه تنها بر مکتوبات کلاسیک در رابطه با تأثیرات فرهنگی و اجتماعی حضور هخامنشیان، مهر تأیید نهاد، بلکه ثابت کرد که این تأثیرات بسیار گسترده تر از آنچه که در این منابع بدان اشاره شده است، می باشد. مطالعات جدید سکه شناسی، کاوش های باستان شناختی و شناسایی دوره های پارسی در محوطه های قلمرو شاهنشاهی هخامنشی و بالاخره خوانش کتیبه های بدست آمده در جریان این کاوشها ، همه نشان از الگوهای هنری و نمادین یکسانی داشت که در سرتاسر قلمرو هخامنشیان از آسیای صغیر تا مدیترانه شرقی و سواحل دریای سیاه دیده می شد. الگوهایی سلطنتی که هم در قالب سکه ، هم در قالب معماری و هم در لابلای متون کتیبه های تازه کشف شده، خودنمایی می کرد و هخامنشی اصیل بود. یکی از مهمترین این الگو ها که بیشتر خود را در قالب شواهد معماری نشان داد، سرستون دو سرگاو بود که بعنوان یک الگوی اصیل هخامنشی ، شناخته می شود، که به فراخور موقعیت در بناهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی قلمرو شاهنشاهی هخامنشی به کار می رفت. بررسی پراکنش این الگوی هنری در سازه های معماری قلمرو شاهنشاهی هخامنشی با کارکردهای گوناگون و در عین حال موشکافی متون کلاسیک و کتیبه های باستانی این دوره تصویری جدید از ایدئولوژی فرهنگی و سیاسی شاهنشاهی هخامنشی در ساتراپی هایشان به نمایش خواهد گذاشت. الگویی که در نگاه اول مؤید حضور شاهنشاه در قلب اتفاقات سیاسی، مذهبی و اجتماعی قلمروش بوده و در نگاه دوم نمادی از مشروعیت سیاسی طبقه حاکم از جانب شاهنشاه است.
نویسندگان
فرزاد عابدی
دانشجوی ترم هفت کارشناسی باستان شناسی دانشگاه تهران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :