پیاده راه؛ از مسیر پیاده تا زندگی پیاده

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 1

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JCRSJ-2-9_001

تاریخ نمایه سازی: 17 آبان 1405

چکیده مقاله:

این نوشتار به نقد و آسیب شناسی تجربه پانزده ساله توسعه پیاده راه ها در شهرهای ایران می پردازد و این پرسش بنیادین را مطرح می کند که چرا این پروژه ها علیرغم تنوع در اجرا، اغلب از معنای «زندگی پیاده» تهی شده و به «مسیرهای پیاده ای» بی روح تقلیل یافته اند؟ مسئله اصلی، فاصله گرفتن از فلسفه حضور عابر در شهر و غلبه رویکردهای تقلیل گرایانه است. نقد این پروژه ها نه متوجه اصل ایده ی حضور عابر، بلکه ناظر بر شیوه ی فهم و تحقق آن است. به زعم نویسنده، پروژه های پیاده راه در ایران با سه چالش بنیادین روبرو هستند: نخست، تقلیل پیاده مداری به پیاده روسازی در چارچوب نگاهی ترافیکی؛ دوم، فقدان هدف گذاری اصیل و غلبه منطق نمایشی بر منطق زیستی؛ سوم، شکاف عمیق میان ادراک زیسته مردم و ایدئولوژی خودمحورانه مدیران و مشاوران. این سه مسئله، اگرچه به ظاهر مستقل، در عمل در هم تنیده شده و حاصل آن ها، فضاهایی است که «مسیر پیاده» نامیده می شوند اما از «زندگی پیاده» تهی اند در گام نخست، تقابل مفهومی «پیاده مداری» به مثابه یک پارادایم شهری با «پیاده روسازی» به عنوان یک مداخله صرفا کالبدی واکاوی می شود. نگاه ترافیکی و ابزاری که حذف خودرو را مساوی با خلق فضای شهری می داند، منجر به شکل گیری بیابان های سنگ فرش شده ای شده است که فاقد جریان حیات اند. پیاده مداری اصیل، نیازمند بازتعریف دسترسی ها، پیوند ارگانیک با بافت پیرامون، تامین مقیاس انسانی و مدیریت طیف مناسبی از حمل ونقل عمومی است؛ چراکه حضور متعادل این عوامل به تقویت جریان زندگی و حضور گروه های سنی با توانمندی حرکتی کمتر کمک می نماید. یک خیابان بدون خودرو، لزوما یک فضای شهری زنده نیست. در گام دوم، چالش «هدف گذاری» در نظام مدیریت شهری ایران مورد نقد قرار می گیرد. پیاده راه ها یا به عنوان هدف نهایی و یا به عنوان وسیله ای برای دستیابی به اهداف ابزاری (نظیر گردشگری، اقتصاد و کاهش آلودگی) تعریف می شوند. هر دو رویکرد نشان دهنده غفلت از ارزش ذاتی فضای شهری است. ریشه این بی هدف گی پنهان، در «پروژه محوری» و «نمایش گرایی» مدیران شهری نهفته است؛ فضاهایی که برای «دیده شدن» در افتتاحیه ها و تولید آمار طراحی می شوند، نه برای «زیسته شدن» در زیست جهان روزمره. اشتباه گرفتن پیامد با هدف، پروژه را از مسیر ارزیابی اصیل خارج می کند. افزایش همبستگی اجتماعی و ارتقای کیفیت زیست جمعی، باید غایت اصیل این مداخلات باشند. در گام سوم، شکاف عمیق معرفتی میان «ایدئولوژی مدیران و مشاوران» و «ادراک زیسته مردم» تبیین می گردد. مشارکت شهروندان در این پروژه ها اغلب به سطحی ترین لایه، یعنی انتخاب های زیبایی شناختی و سلیقه ای تقلیل یافته است. این نوشتار با اتکا بر رویکرد پدیدارشناسانه، تاکید می کند که منظر شهری زنده محصول درک عمیق از زمان مندی، تنوع رفتاری و نیازهای ذهنی عابران است. گذار از زیبایی شناسی کالبدی به کشف منظر شهر، نیازمند دگرگونی در فرآیند تهیه طرح است؛ جایی که پرسش محوری از «چه رنگی قشنگ تر است؟» به «عابر در این مسیر چه احساس اختیاری دارد و کدام گره ها مکانی برای مکث و گفت وگو فراهم می کنند؟» تغییر می یابد. طراحی باید از تحمیل سلیقه شخصی مدیران فاصله گرفته و به تسهیل گر فرصت های ادراکی، امنیت روانی و حس تعلق تبدیل شود. در نهایت، این سرمقاله نتیجه می گیرد که بازاندیشی در پیاده راه ها، مستلزم تغییر پارادایم از «کریدورهای عبوری نمایشی» به «بسترهای زیست جمعی» است. تا زمانی که منطق حاکم بر تولید این فضاها، اقناع بصری ناظران گذری باشد، پیاده راه ها همچنان ویترین هایی خنثی باقی خواهند ماند که عابران تنها با سرعت از میان آن ها می گذرند، بی آنکه امکان مکث، گفت وگو، تعلق و تجربه ی زیسته در آن ها شکل گیرد. راهبرد برون رفت از این بحران، بازتعریف نسبت انسان، حرکت، مکث و زندگی جمعی در مقیاس محله و شهر است.

نویسندگان

محمود تیموری

Islamic Azad University- Arak Branch

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • Bergson, H. (۱۹۴۶). The Creative Mind: An Introduction to Metaphysics ...
  • Bergson, H. (۱۹۱۱/۲۰۰۷). Creative Evolution (A. Mitchell, Trans.). Dover Publications ...
  • Deleuze, G. (۱۹۹۱). Bergsonism. Translated by H. Tomlinson & B. ...
  • Deleuze, G. (۱۹۹۴). Difference and Repetition (P. Patton, Trans.). Columbia ...
  • Ingold, T. (۲۰۱۱). Being Alive: Essays on Movement, Knowledge and ...
  • Bergson, H. (۱۹۴۶). The Creative Mind: An Introduction to Metaphysics ...
  • Bergson, H. (۱۹۱۱/۲۰۰۷). Creative Evolution (A. Mitchell, Trans.). Dover Publications ...
  • Deleuze, G. (۱۹۹۱). Bergsonism. Translated by H. Tomlinson & B. ...
  • Deleuze, G. (۱۹۹۴). Difference and Repetition (P. Patton, Trans.). Columbia ...
  • Ingold, T. (۲۰۱۱). Being Alive: Essays on Movement, Knowledge and ...
  • نمایش کامل مراجع