نقش حمل ونقل هوشمند در ارتقای ایمنی و مدیریت ترافیک شهری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MEMARCONF07_372
تاریخ نمایه سازی: 16 آبان 1405
چکیده مقاله:
حمل ونقل شهری در ایران با هم زمانی سه فشار روبه روست: افزایش تقاضای سفر و مالکیت خودرو، محدودیت ظرفیت زیرساخت فیزیکی، و ضرورت کاهش تلفات و پیامدهای زیست محیطی. سامانه های حمل ونقل هوشمند در دو دهه گذشته به عنوان پاسخ فناورانه به این فشارها معرفی شده اند و ادبیات داخلی و بین المللی، دامنه وسیعی از مزایای آن ها را مستند کرده است: از کاهش تراکم و زمان سفر تا بهبود ایمنی و بهینه سازی جریان ترافیک. با این حال، این مقاله استدلال می کند که شکاف میان «فناوری موجود» و «ایمنی تحقق یافته» را نمی توان صرفا با ارتقای حسگرها، الگوریتم ها یا سرعت ارتباطات توضیح داد. شواهد تجربی از شهرهای ایران- به ویژه مدل سازی معادلات ساختاری در اهواز که نشان می دهد اعتماد و پذیرش شهروندان با ضریب ۰٫۷۵ بیشترین تاثیر را بر ایمنی و کارایی حمل ونقل دارد- حاکی از آن است که اثربخشی ایمنی حمل ونقل هوشمند بیش از آنکه تابع پیشرفت فناورانه باشد، تابع اعتماد عمومی، انسجام نهادی و کیفیت حکمرانی داده است. این مقاله با روش تحلیل مفهومی–نظام مند و مرور روایتی ادبیات، سازوکارهای اثرگذاری حمل ونقل هوشمند بر ایمنی و مدیریت ترافیک را در چهار سطح حسگری، ارتباطی، تحلیلی و اجرایی سازمان دهی می کند و در هر سطح، «شرایط مرزی» تحقق ایمنی را مشخص می سازد. نوآوری مقاله در ارائه چارچوب «توانمندسازی فناورانه–شکاف حکمرانی» است که بر پایه آن، فناوری هوشمند «امکان پذیری» ایمنی را فراهم می کند، اما «تحقق پذیری» آن به سه شرط نهادی وابسته است: یکپارچگی داده میان سازمان ها، مسئولیت پذیری در قبال تصمیم های خودکار، و پذیرش اجتماعی مبتنی بر شفافیت. یافته ها نشان می دهد که در بستر شهری ایران، فناوری هایی مانند V۲X، دوقلوی دیجیتال و هوش مصنوعی پتانسیل قابل توجهی برای ارتقای ایمنی فعال و پیش بینانه دارند- از جمله کاهش تعارض های تقاطعی و پیش بینی شبکه ای ریسک با خطای پایین- اما بدون حکمرانی داده و اعتماد عمومی، این پتانسیل به ایمنی پایدار تبدیل نمی شود. مقاله در پایان، توصیه های سیاستی را در چهار محور تدوین می نماید: هدف گذاری بر ایمنی تحقق یافته به جای نصب فناوری، ساخت اعتماد از طریق شفافیت، نهادینه سازی مسئولیت پذیری الگوریتمی، و عدالت فضایی در توزیع منافع فناوری.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
غلامرضا دل انگیز
کارشناس جغرافیای شهری، سازمان آتش نشانی کوهدشت، لرستان
بهرام نصرالهی
کارشناس فناوری اطلاعات، شهرداری لرستان، طرحان
علی رضا گراوند
ارشد مدیریت و منابع انسانی، شهرداری لرستان، طرحان