مقدمه: در عصر حاضر، مدیریت شهری با پیچیدگی های فزاینده ای مواجه است که ضرورت پیوند موثر میان اسناد فرادست، برنامه های میان مدت و بودجه سالانه را بیش ازپیش نمایان می سازد. شهر اسلامشهر به عنوان بخشی از منطقه کلان شهری تهران، در دهه های اخیر پذیرای حجم قابل توجهی از مهاجران بوده است، اما فقدان برنامه ریزی کلان متناسب با این رشد شتابان، منجر به چالش هایی مانند تراکم جمعیتی و ساختمانی شده است. برنامه های راهبردی-عملیاتی شهرداری به عنوان ابزارهای کلیدی برای تحقق توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی شهروندان شناخته می شوند؛ بااین حال، اثربخشی این برنامه ها همواره تحت تاثیر عوامل متعدد و پیچیده ای قرار دارد؛ بنابراین، شناسایی و اولویت بندی
محرک های کلیدی موثر بر افزایش اثربخشی این برنامه ها، به ویژه با رویکرد آینده پژوهی، به یک نیاز اساسی در مدیریت شهری اسلامشهر تبدیل شده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که کدام عوامل بیشترین نقش را در تحقق پذیری و کارآمدی برنامه های راهبردی-عملیاتی شهر و
شهرداری اسلامشهر ایفا می کنند؟ مواد و روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، آمیخته ای (توصیفی-تحلیلی) در چارچوب
آینده پژوهی است. داده ها به دو شیوه اسنادی (مطالعه منابع کتابخانه ای و مقالات) و میدانی (پرسشنامه) گردآوری شدند. جامعه آماری شامل ۲۵ نفر از خبرگان و متخصصان مدیریت و برنامه ریزی شهری (مدیران شهری، اعضای شورا، کارشناسان استانداری و اساتید دانشگاه) بود. پس از استخراج شاخص های اثرگذار از مبانی نظری و پالایش آن ها با روش دلفی، از ماتریس اثرات متقاطع (MICMAC) برای تحلیل میزان اثرگذاری و اثرپذیری مستقیم و غیرمستقیم متغیرها در پنج بعد «ساختاری-سازمانی، فرآیندی-برنامه ریزی، منابع-اقتصادی، محیطی-مشارکت ذی نفعان، تخصصی-فنی» استفاده شد. نتایج و بحث: درجه پرشدگی ماتریس ها بین ۹۰ تا ۹۱.۶۷ درصد بود که نشان دهنده تراکم بالای روابط بین متغیرهاست. در بعد ساختاری-سازمانی، «استقلال نسبی شهرداری و وابستگی متقابل»، «تجدید ساختار و سازمان دهی مجدد» و «هماهنگی بین واحدهای سازمانی» به عنوان اثرگذارترین پیشران ها شناسایی شدند. در بعد فرآیندی-برنامه ریزی، «فناوری اطلاعات و مدیریت دانش»، «تعریف دقیق اهداف و چشم انداز» و «هماهنگی بین واحدها و سازمان های مرتبط» در رتبه های نخست قرار گرفتند. در بعد منابع-اقتصادی، «تنوع منابع درآمدی»، «شفافیت مالی و بودجه» و «سیاست های مالی مقاومتی» بیشترین اثرگذاری را داشتند. در ابعاد محیطی-مشارکت ذی نفعان و تخصصی-فنی نیز عواملی مانند «همکاری نهادی»، «شفافیت اطلاعات» و «ظرفیت های تخصصی و داده های به روز» به عنوان پیشران های کلیدی مطرح شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که سیستم اثربخشی برنامه های راهبردی-عملیاتی در اسلامشهر، بیش از هر چیز تحت تاثیر محرک های حکمرانی/سازمانی و فرآیندی است و محرک های مالی، مشارکتی و فنی نقش تکمیلی ایفا می کنند. مهم ترین
محرک های کلیدی نهایی عبارت اند از: تمرکززدایی، تجدید ساختار و سازماندهی مجدد، تعریف دقیق اهداف، فناوری اطلاعات و مدیریت دانش، تنوع منابع درآمدی، شفافیت مالی، توجه به شرایط اجتماعی-اقتصادی و تقویت ظرفیت های تخصصی. این پژوهش موید آن است که در اسلامشهر، مشارکت شهروندی بیش از آنکه یک علت اولیه باشد، معلول بهبود حکمرانی، شفافیت و ارتباطات است. همچنین، استقلال نسبی شهرداری به عنوان یک متغیر بسیار اثرگذار، اهمیت کاهش وابستگی های مالی-اداری و تقویت تصمیم گیری محلی را خاطرنشان می سازد. در پایان، راهکارهای اجرایی همچون ایجاد سازوکارهای هماهنگی بین بخشی، راه اندازی داشبورد مدیریتی، تنوع بخشی درآمدی و استقرار نظام یکپارچه داده شهری برای افزایش اثربخشی برنامه ها پیشنهاد شده اند.