اثربخشی درمان هیجان مدار بر خودشناسی انسجامی و ترس از ارزیابی های منفی در زنان ورزشکار با تجربه طلاق
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSS-3-2_006
تاریخ نمایه سازی: 15 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان هیجان مدار بر خودشناسی انسجامی و ترس از ارزیابی های منفی در زنان ورزشکار دارای تجربه طلاق انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان ورزشکار دارای تجربه طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. از میان آنان ۴۶ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۲۳ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس ترس از ارزیابی های منفی (BFNES؛ لری، ۱۹۸۳) و پرسشنامه خودشناسی انسجامی (ISQ؛ قربانی و همکاران، ۲۰۰۸) بود.
گروه آزمایش مداخله درمان هیجان مدار مبتنی بر رویکرد گرینبرگ (۲۰۰۶) را در قالب ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای به صورت هفتگی دریافت کردند، در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد.
یافته ها نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، بین گروه آزمایش و گواه در متغیرهای خودشناسی انسجامی و ترس از ارزیابی های منفی تفاوت معناداری وجود دارد (۰۵/۰>P). نتایج حاکی از آن بود که درمان هیجان مدار موجب افزایش خودشناسی انسجامی و کاهش ترس از ارزیابی های منفی در زنان ورزشکار دارای تجربه طلاق شده است. این یافته ها بیانگر اثربخشی درمان هیجان مدار در بهبود جنبه های شناختی، هیجانی و بین فردی این گروه از زنان است.
در مجموع، می توان نتیجه گرفت که درمان هیجان مدار به عنوان یک رویکرد موثر روان شناختی می تواند در ارتقای خودشناسی انسجامی و کاهش نگرانی از ارزیابی منفی دیگران در زنان ورزشکار دارای تجربه طلاق نقش مهمی ایفا کند و در برنامه های مشاوره ای و درمانی این گروه مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محدثه کاکاوند
کارشناسی ارشد ، گروه روانشناسی بالینی ، دانشکده پزشکی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی قم ، قم ، ایران
کامبیز روشنایی
استادیار، گروه روانشناسی، واحد علوم پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
هدا لاجوردی
هدا لاجوردی ، دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی ، دانشگاه آزاد اسلامی قم، ایران