مرور سیستماتیک موانع تجاری سازی اینترنت اشیا در خانه هوشمند کاربرد ماتریس اهمیت عملکرد (IPA)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ITNAF01_0837

تاریخ نمایه سازی: 14 آبان 1405

چکیده مقاله:

علیرغم پتانسیل تحول آفرینی فناوری اینترنت اشیا در حوزه خانه های هوشمند و نقش بی بدیل تجاری سازی چنین فناوری هایی در توسعه اقتصادی دانش بنیان (حسنقلی پور و همکاران، ۱۳۹۲)، شرکت های فعال در این عرصه با نرخ شکست قابل توجهی مواجه هستند (شیرازی، شایسته و همکاران ۱۳۹۵؛ محمدی و سالک نادری ۱۳۹۵). این مطالعه با هدف انجام یک مرور سیستماتیک برای شناسایی جامع موانع پیش رو و سپس طراحی یک چارچوب تشخیصی، عملیاتی با به کارگیری ماتریس اهمیت عملکرد (IPA) انجام شد. روش پژوهش بر اساس دستورالعمل PRISMA (موهر و همکاران، ۲۰۱۰) متضمن جستجو، غربالگری و تحلیل محتوای کیفی ۱۳ مقاله منتخب از پایگاه های اسکوپوس و سیویلیکا بود. یافته ها منجر به استخراج و دسته بندی ۳۴ مانع در پنج دسته کلان فنی تکنولوژیک، مانند چالش های امنیت سایبری و بلوغ فناوری های ارتباطی؛ بازاری مشتری محور، مانند مقاومت کاربران و انتخاب بازار هدف؛ مالی اقتصادی، مانند کسب وکار و تامین مالی؛ ساختاری نهادی، مانند ضعف استانداردها و قوانین؛ و مدیریتی سازمانی، مانند توانمندی کار تیمی و انتخاب شریک، گردید. تحلیل این عوامل در قالب ماتریس IPA با تخصیص امتیاز اهمیت بر اساس تکرار در ادبیات و عملکرد بر اساس توجه به راه حل (ابراهیم زاده پزشکی و همکاران ۱۳۹۴) نشان داد که بحرانی ترین موانع چالش های امنیت سایبری و حریم خصوصی (A۱۴)، ضعف توانمندی کار تیمی (A۱۸)، مقاومت و بی اعتمادی کاربران (A۳۲) و انتخاب شریک کاری (A۳) هستند که با وجود اهمیت بسیار بالا، از سطح عملکرد مطلوبی برخوردار نبوده و در ربع اول نیاز به بهبود فوری دارند. در مقابل، موانعی با اهمیت ساختاری بالا مانند عدم وجود استانداردهای یکپارچه (A۳۰) با وجود اهمیت ذاتی به دلیل کمبود راهکارهای عملی مشخص در ادبیات در ربع چهارم اتلاف منابع توجه افراطی واقع شدند که نشان دهنده امکان بازتخصیص منابع به موانع حیاتی تر است. نوآوری این مقاله در تدوین یک چارچوب تشخیصی چندسطحی و مبتنی بر شواهد است که با اولویت بندی عینی موقعیت مبنایی برای اقدام هدفمند فراهم می سازد. سیاست گذاران در سطح کلان باید بر بازنگری قوانین و تدوین استانداردها متمرکز شوند، مدیران میانی نیازمند تقویت قابلیت های مدیریتی و طراحی مدل کسب وکار نوآورانه هستند و توسعه دهندگان در سطح خرد می بایست امنیت و تجربه کاربرمحور را در صدر طراحی های خود قرار دهند. این رویکرد یکپارچه می تواند به کاهش شکاف بین اهمیت و عملکرد و نهایتا کاهش نرخ شکست در تجاری سازی این فناوری منجر شود.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

محسن آقازاده سلوط

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت تکنولوژی نوآوری دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران

مهران خدیوزاد

مدیر عامل شرکت آریا یراق صنعت اج تی ان پرایم

فرهاد نظری زاده

استادیار گروه مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران