امکان سنجی حضور هوش مصنوعی به عنوان عضو تیم چابک مدل مفهومی و ارزیابی ظرفیتهای پشتیبان در توسعه نرم افزار ایرانی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ITNAF01_0039
تاریخ نمایه سازی: 14 آبان 1405
چکیده مقاله:
این مقاله یک مدل مفهومی-کاربردی برای حضور هوش مصنوعی به عنوان عضو فعال در تیمهای چابک توسعه نرم افزار ارائه می دهد و ظرفیتهای پشتیبان AI را در بهبود کارایی فردی و تیمی، کیفیت خروجی و هماهنگی تیمی در فضای توسعه نرم افزار ایران می سنجد. این پژوهش با رویکردی ترکیبی (کمی-کیفی) و با هدف بررسی تاثیر حضور هوش مصنوعی بر عملکرد تیم ها طراحی شده است. جامعه آماری شامل تیم های چابک در شرکت های نرم افزاری ایران با حداقل سه اسپرینت تجربه بود و نمونه گیری شامل ۴ تیم کوچک، ۵ تیم متوسط و ۳ تیم بزرگ انجام شد. داده های کمی از طریق ابزارهای مدیریت پروژه (GitHub، Gitlab، Jira) و شاخص های کیفیت کد (Bugs و Code Smells) و داده های کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهده جلسات و یادداشت های میدانی جمع آوری گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های T زوجی، تحلیل واریانس یک طرفه، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. یافته های کمی نشان داد که حضور هوش مصنوعی میانگین سرعت اسپرینت، درصد تحقق وظایف و کیفیت کد را در همه اندازه های تیم افزایش داده است؛ به طوری که گروه های کوچک بیشترین بهبود را تجربه کردند. همچنین رگرسیون نشان داد که استفاده از ابزارهای AI به طور معناداری بر بهره وری فردی و تیمی اثر دارد با نقش تعدیل کننده تجربه حرفه ای و اندازه تیم. تحلیل کیفی سه مضمون اصلی را استخراج کرد: پذیرش، ابزار تعامل انسان-هوش مصنوعی و اثر بر هماهنگی تیمی که نشان دهنده کاهش فشار کاری، تسریع انجام وظایف و بهبود هماهنگی جلسات بود. چارچوب پیشنهادی، متغیرهای پذیرش، اعتماد، کارایی تیمی و کیفیت محصول را به هم پیوند می دهد و محدودیت های فرهنگی، سازمانی و الزامات مدیریتی را برای حضور موثر AI مشخص می سازد. نتیجه کلی این است که داده های کمی و کیفی به طور همسو نشان می دهند حضور هوش مصنوعی، بهره وری و کیفیت تیم را ارتقا می دهد هرچند نیاز به آموزش و تنظیمات اولیه ابزار احساس می شود. این پژوهش چارچوب عملیاتی قابل استفاده ای برای مدیران پروژه، تیم های نرم افزاری و پژوهشگران حوزه تعامل انسان-ماشین ارائه می دهد و می تواند مبنای پژوهش های آینده در محیط های واقعی توسعه نرم افزار قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
الهام فرهنگ باقری
گروه کامپیوتر، واحد الکترونیکی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
حسن ضیافت
گروه مهندسی کامپیوتر، واحد نطنز، دانشگاه آزاد اسلامی، نطنز، ایران