بازخوانی انسان شناختی نظام درمان و سلامت دوره ساسانی؛ تحلیل کثرت گرایی پزشکی و سیالیت مرزهای علم، دین و جادو
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IJART-16-1_006
تاریخ نمایه سازی: 13 آبان 1405
چکیده مقاله:
هدف-دوره ساسانی، عصر شکوفایی دانش پزشکی در ایران باستان بود که تحت حمایت پادشاهان، به ساختاری نظام مند و پیشرفته دست یافت. پزشکی در این دوره با تاسیس مراکز آموزشی و درمانی بی نظیری چون جندی شاپور دستاوردهای چشمگیری را رقم زد. این پژوهش در پی بازخوانی نظام درمان و سلامت دوره ساسانی از منظر انسان شناسی پزشکی، با هدف درک سازوکارهای فرهنگی، اجتماعی و دینی این نظام سامان یافته است و با روش تطبیقی- تحلیلی، بر پایه اطلاعات کتابخانه ای در پی پاسخگویی به این پرسش است که نظام درمان و سلامت دوره ساسانی، با توجه به مفاهیم انسان شناسی پزشکی، از چه ساختاری برخوردار بوده و چگونه عوامل مختلف فرهنگی، تجربه بیماری و پاسخ به آن را شکل می دادند؟ یافتهها-یافته های پژوهش نشان می دهد که نظام پزشکی ساسانی را می توان نمونه ای بارز از یک نظام فرهنگی پیچیده و چندلایه دانست که مبتنی بر جهان بینی زردشتی خاص این فرهنگ بود؛ در این پارادایم، بیماری فقط یک پدیده زیست شناختی نبود، بلکه عموما نتیجه تهاجم نیروهای اهریمنی و عاملیت های شرور تلقی می شد. این باور کیهان شناختی، چارچوبی مفهومی برای سامان دهی، مشروعیت بخشی و سلسله مراتبی کل عرصه پزشکی بود تا آنجا که می توان گفت این نظام، بر پایه الگوی سبب شناسی برونی ساز و شخصیت محور شکل گرفت؛ هرچند در همراهی با سازوکارهای درونی ساز تجربی- آناتومیک، تلفیقی پویا از دانش دینی و علمی ایجاد کرده بود؛ چراکه ساسانیان به خوبی از نقش عوامل طبیعی در بروز بیماری ها آگاه بودند ولی این شناخت تجربی، باور به علل فراطبیعی را نفی نمی کرد. شواهدی چون ظروف طلسم، مهرهای تعویذی و متون جادویی نشان دهنده تلاش فعالانه افراد برای بازیابی احساس کنترل و معنابخشی به رنج در دل چارچوب همان جهان بینی، اما اغلب در حاشیه نهادهای رسمی است. تناقض میان جرم انگاری جادو توسط حکومت و کاربرد گسترده آن توسط مردم، گواهی بر پویایی و چندصدایی این سامانه فرهنگی است. این پدیده دقیقا همان چیزی است که از آن به عنوان «سیالیت مرزها» میان پزشکی، دین و جادو یادمی شود. نتیجهگیری-تمامی این ویژگی ها زمینه ساز شکل گیری الگوی «کثرت گرایی» پزشکی در این دوره شد و مکاتب مختلف پزشکی با کارکردها و رویکردهای گوناگون برای درمان انواع بیماری ها شکل گرفت. تقسیم کار تخصصی به شاخه هایی چون منتره پزشکی، کرتوپزشکی و داروپزشکی، بازتابی از اولویت های ارزشی این جامعه بود که در آن، درمان معنوی در راس هرم قرارداشت. این نظام با دارا بودن تخصص های متنوع، سلسله مراتب حرفه ای- اجتماعی و رویکرد زیست- فرهنگی به سلامت، الگوی پیچیده ای از تعامل میان پزشکی «مرسوم» و پزشکی «عامیانه» را عرضه می کرد؛ هرچند مرزهای میان پزشکی مرسوم و عامیانه منعطف و در عمل، دو قطب جدایی ناپذیر بودند. این پژوهش با عبور از تاریخ نگاری توصیفی، از رهگذر انسان شناسی پزشکی نشان می دهد که فهم ژرف تاریخ پزشکی مستلزم عبور از توصیف صرف دستاوردها و نهادها و فرورفتن در لایه های معنایی، روابط قدرت و تجربه های زیسته ای است که به یک نظام پزشکی، حیات و معنا می بخشند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سرور خراشادی
استادیار، گروه باستان شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
پگاه طالبی جونقانی
دانشجوی دکتری، گروه باستان شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :