بررسی رابطه سبک های دلبستگی دوران کودکی با الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی در بزرگسالی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
DEPET01_102
تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی دوران کودکی با الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی در بزرگسالی انجام شده است. نظریه دلبستگی که توسط جان بالبی مطرح و توسط مری اینسورث و همکارانش بسط یافته، یکی از تاثیرگذارترین چارچوب های نظری در روان شناسی تحولی و خانواده است. بر اساس این نظریه، تجارب دلبستگی کودک با مراقب اصلی (معمولا مادر)، در سال های اولیه زندگی، «الگوهای درونی کار» (Internal Working Models) یا طرحواره های ذهنی از خود و دیگران را شکل می دهد که در طول زندگی، به ویژه در روابط صمیمانه بزرگسالی، به عنوان الگوهای راهنما عمل می کنند. اینسورث و همکاران (۱۹۷۸) سه سبک دلبستگی اصلی را شناسایی کردند: «ایمن» (کودک در حضور مراقب احساس امنیت می کند و در غیاب او دچار اضطراب می شود اما در بازگشت او آرام می گیرد)، «ناایمن-اضطرابی دوسوگرا» (کودک در حضور مراقب نیز احساس امنیت نمی کند، از غیبت او به شدت مضطرب می شود و در بازگشت او هم آرام نمی گیرد) و «ناایمن-اجتنابی» (کودک نسبت به حضور و غیبت مراقب بی تفاوت است و از او اجتناب می کند). هازن و شیور (۱۹۸۷) این سه سبک را به روابط عاشقانه بزرگسالی تعمیم دادند و سبک های «ایمن»، «اضطرابی» و «اجتنابی» را در بزرگسالان شناسایی کردند. بارتولومیو و هوروویتز (۱۹۹۱) نیز با افزودن بعد چهارم، سبک «آشفته-مضطرب» را معرفی کردند که ترکیبی از اضطراب و اجتناب است. الگوهای ارتباطی زناشویی به شیوه های تعامل زوجین با یکدیگر در زمینه های مختلف (مانند حل تعارض، بیان احساسات، گوش دادن و حمایت) اطلاق می شود که می تواند سازنده یا مخرب باشد. رضایت زناشویی نیز به ارزیابی ذهنی زوجین از کیفیت و مطلوبیت رابطه زناشویی خود اطلاق می شود که تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله سبک های دلبستگی و الگوهای ارتباطی قرار دارد. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی، تجارب زیسته ۲۰ زوج متاهل (۴۰ نفر) از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق واکاوی شد. در مرحله کمی، با روش توصیفی-همبستگی و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، ۴۰۰ زوج متاهل (۸۰۰ نفر) از شهرهای تهران و اصفهان با استفاده از پرسشنامه های استاندارد مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسالان (AAI) هازن و شیور (۱۹۸۷) با ۱۸ گویه، پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین (CPQ) کریستنسن و سالاوی (۱۹۸۴) با ۳۵ گویه در سه مولفه الگوی ارتباطی سازنده، الگوی ارتباطی اجتنابی و الگوی ارتباطی متوقع/طلبکارانه، و مقیاس رضایت زناشویی (DAS) اسپنیر (۱۹۷۶) با ۳۲ گویه بود. روایی ابزارها با تحلیل عاملی تاییدی و پایایی با آلفای کرونباخ (دلبستگی: ۸۷/۰، الگوهای ارتباطی: ۸۹/۰، رضایت زناشویی: ۹۱/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و مدل سازی معادلات ساختاری در بخش کمی انجام گردید. یافته های کیفی به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل «دلبستگی: ریشه های عمیق روابط»، «الگوهای ارتباطی: آینه دلبستگی»، «رضایت زناشویی: میوه رابطه»، «چرخه های معیوب ارتباطی» و «راه های التیام و تغییر» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که سبک دلبستگی ایمن با الگوهای ارتباطی سازنده (۵۴/۰=β) و رضایت زناشویی (۵۸/۰=β) رابطه مثبت و معنادار دارد. سبک های دلبستگی اضطرابی (۳۸/۰-=β) و اجتنابی (۴۲/۰-=β) با رضایت زناشویی رابطه منفی و معنادار نشان دادند. تحلیل مسیرها نشان داد که الگوهای ارتباطی، نقش میانجی در رابطه میان سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی ایفا می کنند. مدل نهایی ۵۲ درصد از واریانس رضایت زناشویی را تبیین کرد. این پژوهش یک مدل مفهومی برای تبیین سازوکارهای تاثیر سبک های دلبستگی بر الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی ارائه می دهد و پیشنهاد می کند که در برنامه های مشاوره پیش از ازدواج و زوج درمانی، به نقش سبک های دلبستگی و آموزش الگوهای ارتباطی سازنده توجه ویژه شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لقمان صالحی
دکترای تخصصی روانشناسی
محمد شریفیان
دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش ابتدایی
چیاکو زارتشت
دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش ابتدایی