بررسی خطر تعمیق شکاف دیجیتال با گسترش هوش مصنوعی و راهکارهای تضمین دسترسی عادلانه دانش آموزان مناطق محروم به فناوری های نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
DEPET01_100
تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی خطر تعمیق شکاف دیجیتال با گسترش هوش مصنوعی و ارائه راهکارهایی برای تضمین دسترسی عادلانه دانش آموزان مناطق محروم به فناوری های نوین انجام شده است. هوش مصنوعی به عنوان تحول آفرین ترین فناوری عصر حاضر، با سرعتی شگرف در حال نفوذ در تمامی ابعاد نظام های آموزشی است و نویدبخش شخصی سازی یادگیری، آموزش تطبیقی و دسترسی به منابع غنی آموزشی است. با این حال، این فناوری در بستر نابرابری های دیجیتال موجود، می تواند به جای کاهش شکاف آموزشی، آن را عمیق تر و پیچیده تر سازد. شکاف دیجیتال که در دوران همه گیری کووید-۱۹ به شکلی بی سابقه آشکار شد، نه تنها در دسترسی به اینترنت و دستگاه های هوشمند، بلکه در مهارت های دیجیتال، کیفیت استفاده و بهره مندی از فرصت های فناورانه نیز وجود دارد. ظهور هوش مصنوعی، لایه های جدیدی به این شکاف می افزاید: شکاف در دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی، شکاف در سواد هوش مصنوعی، شکاف در کیفیت داده ها و محتوای آموزشی بومی و شکاف در توانایی معلمان برای استفاده موثر از این فناوری ها. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی و تحلیل محتوای اسناد، تجارب زیسته ۲۴ معلم و مدیر از مناطق محروم و برخوردار، ۱۲ کارشناس فناوری آموزشی و ۲۰ دانش آموز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق و مشاهده میدانی ۱۵ مدرسه واکاوی شد. در مرحله کمی، با روش توصیفی-پیمایشی، ۴۸۰ معلم و ۳۶۰ دانش آموز از مناطق مختلف کشور با پرسشنامه های محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه شکاف دیجیتال (با ۳۶ گویه در پنج مولفه دسترسی به فناوری، سواد دیجیتال، کیفیت استفاده، دسترسی به هوش مصنوعی و سواد هوش مصنوعی)، پرسشنامه چالش های گسترش هوش مصنوعی (با ۲۸ گویه) و پرسشنامه راهکارهای تضمین دسترسی عادلانه (با ۲۴ گویه) بود. روایی ابزارها با تحلیل عاملی تاییدی و پایایی با آلفای کرونباخ (بین ۸۷/۰ تا ۹۲/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و مدل سازی معادلات ساختاری در بخش کمی انجام گردید. یافته های کیفی به شناسایی شش مضمون اصلی شامل «شکاف چندلایه: از اینترنت تا هوش مصنوعی»، «معلم در دوراهی: فرصت یا تهدید»، «دانش آموز محروم: شهروند درجه دو دیجیتال»، «زیرساخت های نابرابر: زیربنای شکاف»، «سیاست گذاری پراکنده و ناکارآمد» و «راهکارهای امیدبخش: از عدالت دیجیتال تا توانمندسازی» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که شکاف دیجیتال موجود، به طور معناداری با گسترش هوش مصنوعی تعمیق می یابد (۴۸/۰=β). مهم ترین عوامل تعمیق دهنده به ترتیب «کمبود زیرساخت اینترنت و دستگاه» (۸۲ درصد)، «فقدان سواد دیجیتال و هوش مصنوعی» (۷۸ درصد)، «نبود محتوای آموزشی بومی و باکیفیت» (۷۴ درصد)، «عدم آموزش معلمان» (۷۱ درصد) و «هزینه بالای فناوری» (۶۸ درصد) بود. بر اساس یافته ها، یک مدل پنج لایه برای تضمین دسترسی عادلانه ارائه شد: لایه اول «توسعه زیرساخت های فناوری و اینترنت»، لایه دوم «توانمندسازی معلمان و دانش آموزان در سواد دیجیتال و هوش مصنوعی»، لایه سوم «تولید محتوای آموزشی بومی، باکیفیت و رایگان»، لایه چهارم «سیاست گذاری جامع و هماهنگ برای عدالت دیجیتال» و لایه پنجم «مشارکت بخش خصوصی و نهادهای مدنی در تامین منابع و فناوری». این پژوهش پیشنهاد می کند که گسترش هوش مصنوعی در آموزش، بدون توجه هم زمان به این پنج لایه، به جای کاهش شکاف، آن را عمیق تر خواهد کرد و عدالت آموزشی را به خطر خواهد انداخت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدامین قانع عزآبادی
رشته آموزش علوم اجتماعی
ابوالفضل کارگر
کارشناسی آموزش ابتدایی
سارا ناجی
لیسانس آموزش ابتدایی، آموزگار پایه چهارم