بازاندیشی در مفهوم کیفیت آموزشی در پرتو تحولات بنیادین در ماهیت یادگیری انسان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
DEPET01_097
تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1405
چکیده مقاله:
مفهوم کیفیت آموزشی از دیرباز یکی از سازه های بنیادی و در همان حال مناقشه برانگیز در گفتمان علوم تربیتی به شمار آمده است. با این حال، تحولات اخیر در ماهیت یادگیری انسان، که عمدتا از همگرایی فناوری های شناختی با فرایندهای ذهنی و بازآرایی روابط میان یادگیرنده، معلم و محیط نشات می گیرد، این مفهوم را در معرض بازاندیشی پارادایماتیک قرار داده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه سنتزی نظام مند از ادبیات موجود در زمینه بازتعریف کیفیت آموزشی در پرتو تحولات ماهیت یادگیری انسان انجام شده است. پرسش محوری این است که چگونه تغییر ماهیت یادگیری از یک فعالیت شناختی منفرد و درون ذهنی به فرایندی توزیع شده، ترکیبی و مشارکتی میان عاملان انسانی و مصنوعی، بنیان های مفهومی کیفیت آموزشی را بازتعریف می کند.روش پژوهش، مرور نظام مند با رویکرد کیفی–استقرایی و مبتنی بر راهنمای پریزما است. جست وجو در پایگاه های معتبر بین المللی و فارسی زبان انجام شد و پس از غربالگری بر اساس معیارهای ورود و خروج، ۵۲ منبع واجد شرایط برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت.یافته ها نشان می دهد که ادبیات معاصر در چهار محور اصلی به بازتعریف کیفیت آموزشی می پردازد. نخست، چرخش هستی شناختی از یادگیرنده به عنوان سوژه شناختی منفرد به یادگیرنده به مثابه موجودیت پساانسانی که فرایندهای شناختی اش به طور اصیل میان قابلیت های زیستی و مصنوعی توزیع شده است. دوم، بازتعریف کیفیت از معیارهای برون دادمحور و مبتنی بر دستاوردهای قابل اندازه گیری به کیفیت به عنوان پرورش ظرفیت های شناختی توزیع شده، تفکر انتقادی و عاملیت یادگیرنده در محیط های یادگیری ترکیبی. سوم، شناسایی شکاف میان زیرساخت های دیجیتال و طراحی آموزشی معتبر به عنوان عامل تعیین کننده کیفیت در عصر هوش مصنوعی، جایی که فقدان چارچوب آموزشی منسجم، خود تهدیدی برای کیفیت تلقی می شود. چهارم، ظهور پرسش های اخلاقی و هستی شناختی درباره ماهیت دانش، اصالت تفکر و مرزهای عاملیت انسانی در فرایند یادگیری.نتیجه گیری این پژوهش آن است که کیفیت آموزشی در پرتو تحولات بنیادین در ماهیت یادگیری، دیگر قابل تقلیل به شاخص های سنتی نظیر نرخ قبولی، دسترسی یا کارایی نهادی نیست. کیفیت، به مثابه سازه ای پویا و زمینه مند، مستلزم بازتعریف معیارهایی است که توانایی نظام های آموزشی را در پرورش ظرفیت های شناختی ترکیبی، تفکر انتقادی در مواجهه با ماشین، و عاملیت یادگیرنده در زیست بوم های یادگیری توزیع شده بسنجد. این بازاندیشی نه یک انتخاب نظری، بلکه ضرورتی سیاست گذارانه برای نظام های آموزشی است که در صدد پرورش انسان هایی برای زیست در جهان به طور فزاینده هوشمند مصنوعی هستند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا نمردی
کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان پردیس فاطمه الزهرا بندرعباس
زینب فاطمی لوشابی
کارشناسی ارشد علوم قرآنی، دانشگاه علوم و معارف قرآن
رضیه رئیسی
کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی
نسیبه محمدی
کارشناسی زیست شناسی، دانشگاه هرمزگان