هوش مصنوعی مولد و بحران اصالت در فرایند طراحی معماری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

DEPET01_096

تاریخ نمایه سازی: 12 آبان 1405

چکیده مقاله:

ظهور هوش مصنوعی مولد در قلمرو طراحی معماری، بحرانی را آشکار ساخته است که ماهیتی هستی شناختی دارد و نه صرفا فنی: هنگامی که ماشین می تواند تصاویری خلق کند که از عکس های واقعی ابنیه قابل تفکیک نیستند، بنیادهای مفهومی اصالت، مولفیت و قصد معماری دستخوش تزلزل می شوند. پژوهش حاضر با روش مروری نظام مند و با اتکا به منابع معتبر بین المللی منتشرشده در بازه ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶، به تحلیل ساختاری این بحران در سه لایه متمایز می پردازد. در لایه نخست، شواهد تجربی حاکی از آن است که تشخیص اصالت تصویر معماری از توان ادراکی متخصصان فراتر رفته است: آزمون تجربی بر روی سیزده معمار با حداقل پانزده سال تجربه، با ارائه چهل وهشت تصویر که نیمی از آن ها تولیدشده توسط هوش مصنوعی و نیمی عکس واقعی بود، دقت تشخیص ۵۲٫۴۰ درصد را نشان داد که از سطح تصادف آماری قابل تفکیک نیست؛ عکس های واقعی نمای بیرونی با دقت ۴۲٫۳۱ درصد حتی بیش از تصاویر ماشینی به عنوان مصنوعی طبقه بندی شدند و شاخص ناهماهنگی شناختی آشکار ساخت که ۹۲٫۳۱ درصد مشارکت کنندگان دچار اعتماد به نفس کاذب بودند. این یافته موید آن است که در فضای ابرواقعیت، معیارهای سنتی ارزیابی اصالت کارایی خود را از دست می دهند. در لایه دوم، تحلیل فلسفی نشان می دهد که خلاقیت معماری همواره ماهیتی جمعی و شبکه ای داشته و تمرکز بر مولفیت فردی، مسئله را به بیراهه می کشاند؛ آنچه هوش مصنوعی از بازتولید آن ناتوان است، بعد عاطفی، نمادین و وجودی قصد معماری است که از هوش بدنمند معمار برمی خیزد و ماشین را به شبیه سازی توخالی خلاقیت محدود می کند. در لایه سوم، مطالعه تطبیقی طرح های انسان محور و ماشین محور در نمونه ایرانی نشان داد که در مولفه اصالت، طراحی های انسانی به طور معناداری برتر ارزیابی می شوند، هرچند در مولفه هماهنگی، طرح های هوش مصنوعی برتری اندکی داشتند و انحراف معیار بالای قضاوت ها بر ذهنی بودن ارزیابی زیبایی شناختی دلالت می کند. مرور حاضر نتیجه می گیرد که بحران اصالت نه با توسعه ابزارهای تشخیصی احتمالاتی حل شدنی است و نه با رد یکسویه فناوری؛ بلکه مستلزم انتقال گفتمان اصالت از تمرکز بر منشا اثر به تمرکز بر فرایند قضاوت، مسئولیت پذیری انسانی و شفافیت در هم آفرینی انسان-ماشین است. در این چارچوب، اصالت از یک ویژگی ذاتی اثر به یک کنش رابطه ای و اخلاقی در فرایند طراحی تبدیل می شود و پرسش بنیادین حوزه از چیستی اصالت به چگونگی مسئولیت پذیری در قبال آن تغییر می یابد. این جابه جایی پارادایمی، پیامدهای عملی برای آموزش معماری، تدوین معیارهای ارزیابی آثار و سیاست گذاری حرفه ای به همراه دارد که در بخش پایانی مقاله بسط خواهد یافت.

نویسندگان

زهرا شرافتی مقدم

کارشناسی ارشد مهندسی معماری، دانشگاه یزد