درنگی ژرف تر در بیت «ماجرا کم کن و بازآ »
محل انتشار: فصلنامه ادبیات عرفانی، دوره: 18، شماره: 44
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
فایل این مقاله در 34 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JMLK-18-44_005
تاریخ نمایه سازی: 11 آبان 1405
چکیده مقاله:
تاریخ ادب فارسی گواه آن است که گاه فراوانی شروح نوشته شده بر یک بیت موجب شده است تا درک مفهوم آن دشوارتر گردد. نمونه اعلای این ابیات، بیت «ماجرا کم کن و بازآ...»ی حافظ است که ذکر پیشینه پژوهش های انجام گرفته درخصوص آن، خود می تواند دست مایه پژوهشی مستقل و مفصل باشد. این در حالی است که، به اذعان حافظ پژوهان، هنوز هم مفهوم کامل و نهایی بیت به دست داده نشده است. جالب اینکه از منظر نسخه پژوهی و تصحیح متن، در اصالت و شکل گزارش این بیت تردیدی وجود ندارد و اغلب کسانی که درباره آن داد سخن داده اند، به حوزه «به گزینی واژگان» وارد نشده اند. این پژوهش در پی آن است تا به شیوه توصیفی - تحلیلی و با بررسی آرای پژوهشگران این حوزه و بهره گیری از منابع ادبی و عرفانی، در رویکردی متن محور به واکاوی و تحلیل این بیت بپردازد و ابهام باقی مانده در آن را برطرف سازد. جایگاه حافظ و تاثیرگذاری او بر ادب فارسی، اهمیت این پژوهش را نشان می دهد و برطرف نشدن ابهام های این بیت، ضرورت آن را آشکار می سازد. یافته های پژوهش مشخص کرد که نمی توان با ذهن خوگرفته به برخی اصطلاحات و تعبیرات حافظ به تحلیل ابیات او پرداخت؛ هرچند هم نشینی واژگان نیز آنها را موجه جلوه دهد. همچنین روشن شد که دریافت مفهوم کلی از واژه «خرقه» و کم اعتنایی به انواع آن، ناتوانی در عینیت بخشیدن به تصویری که شاعر به دنبال آن بوده است، و نیز حجابی که مفاهیم ارائه شده در برخی شرح ها پدید آورده اند، از مهم ترین دلایل پوشیده ماندن بخشی از مفهوم بیت بوده است. حافظ در این بیت از لحظه ای سخن می گوید که مردمک چشم او پلک را مانند خرقه ای بر تن کرده و در زیر آن نهفته است؛ به همین دلیل، در لحظه ای که معشوق بدو نگریسته، چشم ها را بسته دیده و رنجیده است. مردمک چشم حافظ نیز برای اعتذار، و مطابق رسم ماجرا، این خرقه را از تن به در آورده و از منظر خود، رنجش محبوب را برطرف ساخته است؛ بنابراین، دیگر نیازی به برگزاری رسم ماجرا نیست و نوبت صفای دوستانه است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیدمهدی طباطبائی
دانشیار گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :