کارکرد معرفتی استعارههای کلاسیک در ساختار معنایی متون عرفانی اسلامی- ایرانی
محل انتشار: فصلنامه ادبیات عرفانی، دوره: 17، شماره: 43
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
فایل این مقاله در 29 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JMLK-17-43_005
تاریخ نمایه سازی: 11 آبان 1405
چکیده مقاله:
زبان عرفانی، برخلاف زبان علمی که بر استدلال و وضوح مفهومی استوار است، سرشار از استعاره هایی است که کارکرد اصلی آنها بیان تجربه های وصف ناپذیر معنوی است. مسئله این پژوهش آن است که استعاره های کلاسیک چگونه در متون عرفانی ایرانی اسلامی به مثابه ابزارهایی شناختی عمل کرده و تجربه های متعالی را برای مخاطب قابل درک می سازند. هدف پژوهش تبیین نقش این استعاره ها در تجسم بخشی به تجربه های عرفانی و نشان دادن این نکته است که استعاره نه فقط عنصری زیبایی شناختی، بلکه سازوکاری معرفتی است که امکان پیوند میان جهان زیسته و امر قدسی را فراهم می کند. بر این اساس سه پرسش مطرح شده است: ۱. جایگاه استعاره های کلاسیک در سازماندهی و انتقال معرفت عرفانی چیست؟ ۲. نسبت استعاره های زمینی و متعالی چگونه شکل می گیرد؟ ۳. استعاره چگونه می تواند تجربه غایب و ناگفتنی را به صورتی عینی و قابل فهم منتقل سازد؟روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر رویکرد کیفی است و داده ها با روش کتابخانه ای و مطالعه تطبیقی متون عرفانی گردآوری شده اند. تحلیل داده ها نیز با روش تحلیل مضمون انجام شده است و در این چارچوب، شبکه های استعاری در آثار چهره هایی چون فارابی، ابن عربی، سهروردی، عطار و مولوی بررسی شده و در راستای دیدگاه های ارسطو درباره استعاره مدنظر قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که استعاره های کلاسیک نه تنها تجربه عرفانی را بازنمایی می کنند، بلکه خود بخشی از فرآیند تجربه اند. این استعاره ها با ارجاع به امور محسوس، تجربه عرفانی را ملموس می سازند و درعین حال مرزهای ادراک عقلانی را فرومی ریزند تا دریافت شهودی امر قدسی ممکن شود. همچنین آشکار شد که برخی استعاره های محوری چون نور، آتش و سفر در متون عرفانی تداوم یافته و در شبکه ای پویا با یکدیگر تعامل دارند. در نهایت، استعاره های کلاسیک میان جهان قدسی و جهان زیسته پیوند برقرار کرده و تجربه عرفانی را از سطح امری فردی به میراثی مشترک تبدیل می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ندا شاهانی
دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شاهرود، شاهرود، ایران
اسماعیل بنی اردلان
دانشیار گروه آموزشی پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه تهران، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :