از یادگیری وابسته تا یادگیری خودراهبر؛ واکاوی نقش خودتنظیمی و مسئولیت پذیری شناختی در شکل گیری عادت های پایدار یادگیری دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SREDCONF02_533

تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405

چکیده مقاله:

یکی از چالش های مهم نظام آموزشی، وابستگی بخش قابل توجهی از فرایند یادگیری دانش آموزان به محرک های بیرونی، نظارت مستمر معلم و الزامات ارزشیابی است. چنین وضعیتی ممکن است موجب شود یادگیری بیش از آنکه به عنوان فرایندی مستمر برای رشد فردی تلقی شود، صرفا ابزاری برای کسب نمره و عبور از آزمون های تحصیلی در نظر گرفته شود. در این میان، تقویت توانایی مدیریت فرایند یادگیری، شناخت راهبردهای موثر مطالعه و پذیرش مسئولیت پیشرفت فردی، از الزامات اساسی تربیت یادگیرندگانی مستقل و توانمند به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خودتنظیمی یادگیری و مسئولیت پذیری شناختی در گذار دانش آموزان دوره متوسطه دوم از الگوهای وابسته به شیوه های مستقل و پایدار یادگیری تدوین شده است.این پژوهش با رویکردی کاربردی و با بهره گیری از روش اقدام پژوهی، به شناسایی موانع موجود در مسیر یادگیری مستقل و بررسی ظرفیت راهبردهای آموزشی برای تقویت آن می پردازد. در این راستا، فعالیت هایی همچون آموزش روش های برنامه ریزی و مدیریت زمان، تمرین خودارزیابی، ثبت و تحلیل پیشرفت فردی، استفاده از دفترچه بازاندیشی یادگیری، طراحی تکالیف انتخاب محور و اجرای پروژه های پژوهش محور در فرایند آموزش مورد توجه قرار می گیرند. اطلاعات مورد نیاز از طریق مشاهده رفتارهای یادگیری، گفت وگو با دانش آموزان و معلمان، بررسی عملکرد آموزشی و ابزارهای سنجش خودتنظیمی گردآوری و تحلیل می شود.بررسی مبانی نظری و شواهد پژوهشی نشان می دهد که توانایی تعیین هدف، انتخاب راهبرد مناسب، نظارت بر میزان پیشرفت و بازنگری در شیوه های یادگیری، از مولفه های اساسی یادگیری خودراهبر محسوب می شوند. فراهم کردن فرصت تصمیم گیری و ارزیابی عملکرد برای دانش آموزان می تواند زمینه افزایش استقلال آموزشی، تقویت احساس مسئولیت و ارتقای توانایی مواجهه با چالش های یادگیری را فراهم سازد. همچنین، تغییر نقش معلم از کنترل کننده دائمی فعالیت های آموزشی به راهنمای فرایند رشد و خودمدیریتی یادگیرندگان، می تواند در ایجاد فرهنگ یادگیری مستمر در مدرسه موثر باشد.در نهایت، پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در رویکردهای نتیجه محور و حرکت به سوی آموزش مبتنی بر خودراهبری، خودارزیابی و یادگیری مادام العمر تاکید دارد. بر این اساس، موفقیت نظام آموزشی صرفا نباید با میزان موفقیت دانش آموزان در آزمون های مقطعی سنجیده شود، بلکه توانایی آنان در یادگیری مستقل، سازگاری با موقعیت های جدید و استمرار در کسب دانش و مهارت نیز باید به عنوان یکی از شاخص های اساسی اثربخشی آموزش مورد توجه قرار گیرد.

نویسندگان

فرخنده روز افزون

دبیر رسمی آموزش و پرورش

مریم زهری

دبیر رسمی آموزش و پرورش

علی صالح آبادی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

فاطمه افشارنیا

دبیر رسمی آموزش و پرورش

نازنین متولی

دبیر رسمی آموزش و پرورش