تاثیرات عدم تناسب محتوای کتاب های درسی با ویژگی های رشدی دانش آموزان ابتدایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SREDCONF02_360

تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405

چکیده مقاله:

دوره ابتدایی نخستین و سرنوشت سازترین مرحله مواجهه نظام مند کودک با دانش سازمان یافته است. در این دوره، کتاب درسی در نظام آموزشی ایران نه تنها ابزار اصلی انتقال دانش، بلکه در بسیاری از کلاس ها تنها منبع تجربه آموزشی رسمی است. پرسش بنیادین این مقاله آن است که هنگامی که محتوای این منبع محوری با ویژگی های رشدی فراگیران همسو نباشد، چه پیامدهایی در سطوح شناختی، انگیزشی، عاطفی و اجتماعی پدید می آید. برای پاسخ به این پرسش، با روش توصیفی–تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای و شواهد پژوهشی موجود در ادبیات برنامه درسی ایران، سه محور مورد بررسی قرار گرفت: نخست، مبانی نظری تناسب رشدی با تکیه بر نظریه رشد شناختی پیاژه و اصل تناسب رشدی در برنامه درسی؛ دوم، شواهد تجربی از وضعیت تناسب محتوای کتاب های درسی ابتدایی در ایران، به ویژه از طریق تحلیل محتوای کتاب های فارسی و مطالعات اجتماعی؛ سوم، سازوکارهای روان شناختی و تربیتی که عدم تناسب محتوا را به پیامدهای منفی تبدیل می کند.یافته های تحلیل نشان می دهد که شواهد پژوهشی موجود، تصویری مختلط اما نگران کننده از تناسب رشدی محتوای کتاب های درسی ابتدایی ارائه می دهد. از یک سو، برخی مطالعات نشان می دهند که در پایه های پایین تر، مولفان به زبان تصویری و ویژگی های رشدی کودکان توجه نسبی داشته اند . از سوی دیگر، تحلیل محتوای کتاب های فارسی دوره ابتدایی بر اساس مدل رشدی خرد براون نشان داده است که توجه متناسب و مناسبی به مولفه های رشد خرد صورت نگرفته و ضرورت تغییر جدی در محتوا وجود دارد . همچنین، بررسی ساختار و محتوای اشعار کتاب های فارسی نشان می دهد که در انتخاب قالب، وزن و موضوعات، تناسب با دوره های شش گانه دبستان و ویژگی های رشد کودک مورد توجه کافی قرار نگرفته است . این شواهد در کنار یافته های نظری درباره پیامدهای عدم تناسب محتوا با توانایی های شناختی و تاثیر حجم و فشردگی محتوا بر یادگیری عمیق و انگیزه ، چارچوب تحلیلی مقاله را شکل می دهند.نتیجه گیری مقاله آن است که عدم تناسب محتوای کتاب های درسی با ویژگی های رشدی، مسئله ای صرفا فنی در تالیف کتاب نیست، بلکه مسئله ای نظام مند است که ریشه در غلبه رویکرد «محتوامحور» بر رویکرد «رشدمحور» در طراحی برنامه درسی دارد. رفع این مسئله مستلزم بازنگری در اصول سازماندهی محتوا، توجه به سلسله مراتب عینی به انتزاعی، پیوند محتوا با تجربه زیسته کودک، و فراهم کردن انعطاف لازم برای انطباق محتوا با تفاوت های فردی است.

نویسندگان

زینب وطن پرست

دانشجو معلم رشته آموزش ابتدایی

مریم آفتابی

دانشجو معلم رشته آموزش ابتدایی

حمیرا ابیز

دانشجو معلم رشته آموزش ابتدایی

معصومه حسن کاویار

دانشجو معلم رشته آموزش ابتدایی