بررسی کاربرد فناوری جداسازی لرزه ای از پایه در ارتقای تاب آوری ساختمان ها و تاسیسات عمومی شهری؛ با تاکید بر ساختمان ها و زیرساخت های تحت مدیریت شهرداری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ACUC31_018

تاریخ نمایه سازی: 6 آبان 1405

چکیده مقاله:

زلزله به عنوان یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی در مناطق شهری، علاوه بر تهدید مستقیم جان انسان ها، می تواند موجب آسیب گسترده به ساختمان ها، زیرساخت ها، تاسیسات، تجهیزات و شبکه ارائه خدمات عمومی شود و در نتیجه، روند بازگشت شهر به شرایط عادی را با اختلال مواجه سازد. رویکرد سنتی طراحی لرزه ای عمدتا بر افزایش مقاومت و شکل پذیری اعضای سازه ای در برابر نیروهای ناشی از زلزله استوار است؛ در حالی که فناوری های نوین کنترل پاسخ لرزه ای با تغییر نحوه تعامل ساختمان و حرکت زمین، تلاش می کنند تقاضای لرزه ای وارد بر روسازه را کاهش دهند. جداسازی لرزه ای از پایه یکی از مهم ترین این فناوری هاست که با ایجاد یک لایه انعطاف پذیر و دارای قابلیت استهلاک انرژی در تراز میان روسازه و زیرسازه، انتقال مستقیم حرکت زمین به ساختمان را محدود می کند. افزایش دوره تناوب موثر سازه، کاهش شتاب و نیروی منتقل شده به روسازه و تمرکز بخش عمده تغییرشکل در تراز جداسازی از مهم ترین سازوکارهای این فناوری محسوب می شوند.مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی مروری، مبانی نظری جداسازی لرزه ای، انواع اصلی جداگرهای الاستومری و لغزشی، نحوه عملکرد آن ها، مزایا و محدودیت ها، الزامات طراحی و ملاحظات اجرایی را بررسی می کند. سپس با تمرکز بر تجربه کشورهای زلزله خیز، به ویژه ژاپن، عملکرد ساختمان های جداسازی شده در زلزله های ۲۰۱۱ توهوکو و ۲۰۱۶ کوماموتو و نمونه های واقعی بهسازی ساختمان های موجود در ایتالیا و سایر کشورها تحلیل می شود. نتایج بررسی نشان می دهد که جداسازی پایه، در صورت انتخاب صحیح مشخصات جداگر، تامین تغییرمکان کافی، کنترل اثرات پیچشی، جلوگیری از برخورد ساختمان با موانع پیرامونی و طراحی مناسب اجزای عبوری از تراز جداسازی، می تواند به طور موثر تقاضای لرزه ای روسازه و آسیب پذیری اجزای سازه ای و غیرسازه ای را کاهش دهد. با این حال، افزایش تغییرمکان در تراز جداسازی، نیاز به فضای آزاد پیرامونی، پیچیدگی اجرایی در ساختمان های موجود، کنترل دوام جداگرها و هزینه اولیه بالاتر از مهم ترین محدودیت های آن هستند. در نهایت، مقاله نشان می دهد که جداسازی لرزه ای نباید صرفا به عنوان یک فناوری سازه ای تلقی شود، بلکه می تواند بخشی از راهبرد جامع تاب آوری شهری، حفاظت از ساختمان های حیاتی و کاهش زمان بازگشت خدمات شهری پس از زلزله باشد.

نویسندگان

سیاوش قاسمی نانگ

کارشناس عمران، شهرداری بندرعباس